Machine transcription
( ۷۰۸ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
شما را برای ملاقات ان جرنیاده بخواهم فقط و گل حسن خان نامه و خواهش پانکونیك قازنوق بحکمران
هرات و سپهسالار فرامرز خان آگهی داده پس از حصول اجازت ملاقات او رفته و بحسب رسمی نمودینی داده بسته
تحفه و هدیه در اقامتگاه خویش بازگشت و ازین رفت و آمد و سیر گردش افسران روسیه حکمران هرات سواران
محافظ نقاط سرحد را از راه تغییر طلب هرات نموده دین محمد خان و عبد الواحد خان را با صد تن سواره کشافه
خود ایشان بامت قره تپه و پنجده و تجاوز از دیگر سواران کشافه که در هرات مواظب خدمت بودند بسالاری
پاینده خان بمحافظت سایر نقاط مأمور کرد
حرکت سردار عبد القدوس خان از بامیان
حرکت کردن سردار عبدالقدوس خان از بامیان بجانب تمزان
و از آنسوی سردار عبدالقدوس خان از شورش مردم هزاره دای کندی در تمران که از پیش بشرح رفت
آگاه کشته و از کار چپاوتی که در ماه محرم بشهر غرجیه غلمنه احداث کرده بود فراغت یافته بپرداخت از آنجا
طبل کوچ جانب تمران که بفاصله هفده مرحله از شمال رویه ب بامیان واقع است نواخته لوای سرزنش قوم
بیدمنش هزاره باغیستان را افراخته چندی در علاقه هزاره دای زنگی برای تهیه علوفه و آذوقه و سیورسات
سپاه و فراهم شدن سواره و پیاده ایلجاری هزاره دای زنگی رحل اقامت انداخت و مقارن اینحال سه تن
از همراهان شیر جان خان بن میراحمد خان تركي که شرح شرارت و فرار وادی ضلالت شدن او از پیش گذشت
گرفتار دست منسوبان سپهسالار غلام حیدر خان شده از سبب رفاقت او و جهت اینکه چند میل تفنگ دولتی
را از دزدانیکه از نزد سپاهیان نظام دزدیده و ایشان خریده بودند بامر حضرت والا بدار سیاست کشیده شده
بیاسا رسیدند و از جانب دیگر کرنیل محمد اکبر خان که بافوج پیاده هزاره قراباغی بدانچه گذشت مامور تنبیه
و تهدید سرکشان منگل و جاجی و جدران شده بود در ماه جمادی الثانی وارد علاقه جاجی گردیده و لعل گل خان
گردیزی نیز با نصد تن سواره و پیاده ارقوم خویش راه خدمت دولت پیش گرفته در چگنی بكرنيل محمد
اکبر خان ملحق شد و باتفاق در تهدید و اسهالت طوائف مذکور پرداخته زبان نرم کونی ایشانرا دلالت باطاعت
کردن آغاز نهادند چنانچه منهال گردیدن و مطیع و منقاد شدن ان اقوام در محلش ارقام خواهد گشت انشاء
الله تعالی و همدرین هنگام نور محمد خان بن سردار ولی محمد خان از بغاوت و رزیدن طوائف مزبوره و سر از خط
فرمان بیرون کشیدن ایشان خبر یافته خود را در بین آغردم رسانیده دامن باتش فتنه زدن آغاز نهاد و محمد سرور
خان معروف بجك زرغ که ملازمت دولت اختیار کردفش از پیش بشرح رفت ازین امر افزا فدایان سکنه جبال
سرحد را سه هزار روپیه وعده جایزه داده بقتل نور محمدخان گماشت و او تن خود را بتريك وی رسانیده
در علاقه ناویش بگلو له تفنگ زده چون اجلش نرسیده بود گلوله کار گر نیفتاده مآلاً فرار وادی ادبار شد و محمد و
جان خیلوی ابخیل ملب رحمت شاه خان وزیری بادختر عفت سرش که در سلك بانوان مشکوی حرم احترام سلطنت
عنوان ابالاك یافته و تا اینوقت از جهت سرما و برف نزد مسماة نبات سردار شیریندل خان در خوست بود و پانزده تن
از بزرگان قوم و عشیرت (۱) خویش از انداراه کابل پیش گرفته چون وارد کابل گشته دخترش ببانوان حرم محترم
هم زانو شد خودش با کسانیکه با او همراه بودند برسم میهمانی چندی بامر حضرت والا در کابل درنك کرده باب
و نان از دولت دایش مرحمت شد چنانچه سربلند گشتن او و قومش از عطای خواه و غیره در موقعش رقم خواهد
شد انشاء الله و همدرین اثناء پادشاه خان جنرال پل محکم و استواری در موضع جوزون بر نهرفیض آباد بامر حضرت
والا بنیاد نهاده بغایت متانت اباد کرد و همدرین اوان سردار محمد حسن خان حکمران غزنین که با جمعی از بزرگان
هزاره ایماق در وقت بغاوت طوائف اندری و ترکی و علی خیل و ناصری بخدمات شایسته بتقديم رسانیده
و چنانچه گذشت بفرمان طلب در کابل آمده و جهت دستور العمل لشکر کشین در باغیستان هزاره معطل شده
بودند ستور العملی از حضور اقدس در باب لشکر ایلجاری افغان و هزاره غزنین باو داده و بزرگان هزاره را
بیاسار سیدن رفقای شیرجانخان ترکی
فرار کردن نورمحمدخان
ورود ملك رحمت شاه خان وزیری در کابل
(۱) عشیره بمعنی قوم و قبیله
پل نهر فیض اباد در بدخشان
مراجعت حکمران غزنین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
