Machine transcription
( ٧٠٧ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعليحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
و دستياب نمودن اشرار موضع چپراس پرداخته دو تن از ان گروه حق نشناس را بدست آورده ما بقی را مردم
چپراس بقهر وعنف از دست هواخواهان دولت خلاص كردند و نیز يقين مفيد از راه فرار در موضع بوکان بخانه
يوسف سلطان پناه برده پنجاه خانوار ديگر از اشرار از ورود او در آنجا آگاه گشته از کهسار امار نزديوسف
سلطان شده پناه گزيدند واو با آنکه شوهرعمه شريف شرير بود رعایت مواصلت وخویشی را نکرده ازهرخانه
شانزده تنکه که مجموع هشت صد تنکه شود بازای پناه وجای دادن ایشان گرفته مسکن وملجا داد ومقارن اینحال
فرمان اقدس بنام کار گذاران ترکستان در باب اشرار عاق وجا رسده که از راه فرار دران ديار رفته در هر جا
قرار گرفته بودند شرف نفاذ يافت که آنها را دست گير ساخته نگذارند كه آزادانه روز بسر برند كه مبادا
فتنه روی کار آورند چنانچه جمعی از پیادگان ساخلو ومردم ملکی در طلب وجستجوی آنقوم شرارت خوی
افتاده وایشان آگاه گردیده بخت راه پناه بخالت کهسار امار برگرفته بعد از اقامت را در کوه دشوار دیدند
راه عربستان بر گرفته در غارایرف جای گزيدند وجا كران دولت از قفای ایشان دررسیده از فریبآن غارسلطان
يارنام ملا بجلای شریر را دستگيرساخته ودور غاررا دائره سان گرفته باپناه گزیدگان آن بحث پرداختند وتأهنگام
نماز شام حرب را استوار داشته دلاور نام همزاده میرزا حسن نام شریر از ضرب گلوله تفنگ هلاک گشته دیگران
از هول جان در تاریکی شب از غار بیرون شده بصد رنج و تعب راه فرار یافته رو بگریز نهادند وجاکران دولت
سلطان یار را که گرفتار ساخته بودند باسر بريده دلاور نزد کار گذاران چقچران فرستادند واز انسوی کسانیکه
راه محبس اشرار را سنجاب مرغاب برداشته بودند از آدم هیچ بدست نیاورده یکقبضه تیغ قفقازی با یک قبضه
خنجر روسی از خانه ملا احمد نامی یافته در هرات فرستادند واز جانب دیگر جامدارخان که بامدتین از اشرار
در علاقه بوکان رفته بودند یوسف سلطان وطاهر سلطان بوکانی را که اشرار را چنانچه گذشت جای پناه داده
بودند سخت مواخذه كردند که اشرار را بدست دهند وایشان غافلین اشرار راه داغستان خویش دانسته یوسف
سلطان هفتاد خانوار را در سر پل نزد محمداسلم خان حاكم اكجا مخفی از جامدار خان فرستاده نزد او خود را خدمتگار
بحساب اوردومی ونه تن دیگر را بتردد و تفتیش بدست آورده بدو سپرد و او همه را روانه هرات کرد و اینگاه که
تعداد اسیران مالیه با ارباب محمد عظيم بيك بيكصد وسی و چهار تن رسیده بامر حضرت والا اینها را در قندز
فرستادند که بامر فلاحت وزراعت روز بسر برند و اسلحه نمایان باذ غیر از اسلحه سابقه از اشرار که مخفی داشته
ونداده بودند وبدست چاکران دولت آمده در هرات فرستادند مجموع يكهزار ودوصـد و چهل و هفت میل تفنك
و چار صد وده کمر کيسه و پنجاه وچهار قبضه شمشير ودوانزده ميل تفنگچه وپنج قبضه کارد بودند که تحويل
قور خانه دولتی شدند
( شرح ورود کورا پاتکین نام روسی بنقطه فاصله سرحد هرات )
وهدر احيان واقعه مذکوره کورا پاتکین نام روسی از راه سیر وسیاحت سرحد وازدنقطه فاصله سرحديه
هرات متعلقه دولت روس شده باپوش نگداشت و ميرزا عبد الصمد خان نامی از چاکران دولت افغانستان بامر
حکمران هرات و سپهسالار فرامرز خان و ميرزا جیلانی خان سر دفتر هرات چند راس گوسفند و مقداری آرد زرد
وبرنج وروغن وجو واعدادی از بيضة مرغ برسم مهمانی نزد او فرستاده نامه نیز بوی نگار داد که چون در نقطه
سرحد متعلقه دولت متبوعه خود وبقرب نقطة سرحد متعلقة دولت افغانستان وارد گشته او را مهمان پنداشته
قدری از خوردنی فرستاده شد که از شیوه دوستی وهمسایگی بیقریند واو اشیاء مذکوره را پذيرفته میرزا عبد
الصمد خان را با دولت علیه تحیت وثنا كيفت ودرين اثنانامة از پلكو بيك قارنوف روسی بکل حسنجان صدباشی
محافظ علاقه کلران رسیده چون نوشته بود که یاريم پادشاه واردآق رباط گردیده و کورا پاتکین مذکورد داخل
علاقه شوره شده وسوتزوف افدر شوره خیر داده است بنابراین آگهی داده شد که اگر حصر ملاقات یاریم
پادشاه بشود نيك خواهد بود وهم یاریم پادشاه هوای ملاقات را با او درسر دارد چنانچه امر کرده است که
شرح کورا
پاتکین نام
روسی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
