Machine transcription
(٢٣٦)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
اموال مواجبی که در سالها از دولت برده بودند ضبط دیوان اعلی شد و همدرین هنگام سید خلیل شاه خان سردفتر
قطغن و بدخشان میرزا محمد ابراهیم خانرا که گرفتار دفع میرزادگان بدخشان و غیره اشرار بود جهت قطع حسابش از قبض
بها در خان آباد طلبیده و او از سبب گرفتار بودنش در تنبیه و تهدید اشرار بدخشان که از پیش اشارت شد نیامده عرضداشت
حضور انور نموده حضرت والا در روز بیست و چهارم ماه ربیع الثانی سید موصوف را فرمان کرد که آنجا سفاهت
و بیخردیست که در چنین حالتی که میرزا محمد ابراهیم خان گرفتار ستیز و آویز میرزادگان و فتنه جویان بدخشانست و امور
آنجا مختل و کار معطل و سپاه پادشاهی بی افسر سر گرم کارزار و رهسپار پیکار میباشد و از حضور پیاپی فرامین استمالت
آئین بنام میرزا محمد ابراهیم خان شرف نفاذ و اصدار حال می یابد که آنمردم را چنان و چنین هدایت و استمالت نماید و با تنبیه
و تهدید کند و تنها او را نزد خود می طلبید زنهار بی اصدار حکم حضور او را از کارش باز ندارید فقط و مقارن
اینحال کرنيل فرهاد خان که ورودش در تالقان از پیش بشرح رفت تمامت مال و متاع میر سلطان مراد خان را
که روی از دولت و سعادت برتافته از راه فرار در قریتی رفته محل اقامت گرفته بود بمال و منال خواجه محمد
امین و غیره اشراری که با او رهسپار فرار شده بودند ضبط کرده فراریانرا که در ماوراء النهر باسلطان مراد خان
رفته بودند بنامه و پیام هدایت و استمالت نموده دعوت بازگشتن جانب مواطن و مساکن ایشان کرد چنانچه از جمله
گل میرزا نامی با چند تن و محمد لطیف پسر محمد شفیع یساول و شمس الدین خادم سلطان مراد خان بنامه و پیام
کرنیل موصوف از راه انابت و در ضراعت نزد او آمده عفو تقصیر خواستند و او محمد لطيف و شمس الدین نامان
را جهت و انمودن و دریافتن نقد و جنس سلطان مراد خان و همراهانش که در نزد بعضی از مردم آنجا مخفی بود
نزد خویش نگاهداشته دیگرانرا رخصت اقامت در مساکن ایشان داد و آنگاه که امور مذکوره از عریضه
کرنیل فرهاد خان بگوش راست نیوش حضرت والا رسید حکم اشرف نفاذ یافت که یکتن را از جمله باز
آمدگان جهت تفتیش و جستجوی مال فراریان نزد خویش نگاهداشته دیگرانرا روانه پیشگاه سریر سلطنت نماید
و او همه را که در مساکن خویش جای گزیده بودند رهسپار مزار شریف ساخته و بواسطه یکتنی که نگاهداشته
بود مال و متاع سلطان مراد خان و غیره روی تافتگان دولت را در یفت ضبط نمود و هم رئیس و رسج را که
بزرك هزار خانوار و در برادرش با سلطان مراد خان فرار کرده و مردم ورسج از واهمه بازخواست پادشاهی
او را از بین خود بیرون کرده بودند گرفتار نموده روانه مزار شریف ساخته بخدمات محوله خویش پرداخت
ذكر ولادت باسعادت شهزاده رفیع مکان
( سردار حیات الله خان )
در روز دوشنبه بیست و پنجم ماه ربیع الثانی پاس حضرت سبحانی فروزنده اختر کامرانی شهزاده حیات الله
خان برجیس آسا از افق سپهر جلال طلوع نموده از ولود مسعودش عالمی کام امید از شهد احسان دولت آلوده
دامن آرزو از زر نثار بر آمودند و همدر ین وقت افواج مقیمه رستاق که راه سرزنش و گوشمالی میرزادگان بدخشان
را چنانچه گذشت جانب شهر بزرك پیش گرفته بودند از جمله محمد یوسف خان حاکم رستاق جمعی از مردم ملکی
را که با عبدالغفار خان جماعدار سوار نظام جهت حفاظت شوارع و طرق و حراست اطراف مأمور باقامه
شاه دره کرده بود میرزادگان فتنه جو تاخته از همراهان عبدالغفار خان ارباب شریف و چند نفر دیگر را دستگیر
ساخته خود جماعه دار مذکور را از پیش برداشتند چنانچه او منهزما با یراقش داخل رستاق شد و سپاه نظام که
بسالاری نور محمد خان اجيدن و عزیزمحمد خان رساله دار و غیره منصبداران و دویست تن سواره نظام و لشکر
الوسی و محمد نازی خان که ره نورد شهر بزرك و اینوقت در موضع ملوان دایره کرده بودند از هزیمت عبدالغفار
خان آگاه گشته در روز بیست و ششم ماه ربیع الثانی بسرعت هر چه تمام تر رویبشهر بزرك نهادند و در زیر سفید
کتل مردم شهر بزرك از راه اطاعت حاضر لشکرگاه شده جبين انابت بخاك ضراعت سودند و بزرگان ایشان
که از طریق جهالت فراز کوه ضلالت شده بودند بنامه و پیام در منزل و مقام خود باز گشته جای گزیدند
صدور منشور
ممانعت دستور
بنام سردفتر
قطغن
در قید ضبط
در آمدن مال
و منال سلطان
مراد خان
و یارانش
ولادت
شهزاده
حیات الله
خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
