Machine transcription
( ٦٣٥ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
نکار ماوراءالنهر بکوش صدق نیوش حضرت والا رسید جنرال امیر احمد خان سفیر را از قام فرمود که انشاالله
نقل این اعلام در موقعش صورت اتمام خواهد پذیرفت .
گرفتک کشاد دادن یکتن از پیادگان
( نظام جانب حضرت والا )
در روز بیستم ماه ربیع الثانی حضرت والا از تاشقرغان بعزم زیارت مزار شاه مردان اعلام نصرت توامان
را بجانب مزار شریف شقه کشا فرموده و پس از پرتو وصول افکندن دران بلدهٔ ارم مانند در حینیکه
حضرت والا بکرسی عزت و احترام نشسته صفوف سپاه نظام از پیش روی آفتاب خوی اقدس میگذشت یکتن
از سپاهیان نظام از مردم هرات بمجردیکه در مقابل حضرت والا با نهاد از میان صف تفنك سنای در (۱) را که
در دست داشت بجانب حضرت والا گرده کشاد داد و از قضای مبرم الهی در یئوقت که آنمرد ودسینهٔ بی کینه
اقدس را هدف گلوله ساخته انگشت خسارتش را بجانب مشت کشید حضرت والا برای حرف ادا کردن
بجانب یکی از اهل محفل میل فرموده اندکی خم گشت و ازین واسطه نقطه که از وجود مسعود والا را آن ابتر
در نظر گرفته بود از گلوله تفنگ منحرف گشته و گلوله برمرکز کرسئیکه اعلیحضرت والابران نشسته و مقابل سینه
بی کینه اش بود خورده و بیکی از غلامان که بلقای سعادت اقای والابرای خدمتی ایستاده بود رسیده زخدارش
ساخت و نائب سالار غلام حیدر خان که پیش روی صف و در پهلوی آن تردد داشت آن سپاهی روسیاه را فورا بضرب
کرچی که بکمر حمایل داشت هلاک ساخته از میان برداشت و تماشاچیان سپاه نظام ازین چستی و چابکدستی نائب سالار
خائف و هراسان شدند که ازین کاریکه او بروی روزگار آورده مادا بشراکت و انبازی آن سپاهی متهم و منسوب آیند
چنانچه هگشان او را بسخافت رای نسبت داده وقعش ننهادند و حضرت والا متأسفانه برخاسته داخل روضه متبرکه
شده شرایط و مراسم زیارت مزار فیض آثار حضرت ولی کردگار را بتقدیم رسانیده چاکران درگاه سلطنت
و هواخواهان بارگاه دولت بهزاران رأس از مواشی و دواب و کیسه ها از زرناب بشکرانهٔ صحت وجود مسعود
والا برسم تصدق پیش آورده نثار ذات قدسی صفات نموده فقراء و مساکین را دامن امید بر آمودند و حضرت
والا ترك باز گفتن بسوی تاشقرغان فرموده در مزار شریف رحل اقامت انداخته در انتظام مهام دولت و نظم
ونسق احوال مردم دور ونزدیك آنموضع و مقام پرداخت ومقارن اینحال نیاز محمد نامی از پیادگان نظام سیدقطر
شاه خان کپتان از ضرب گلو له جراحت رسانیده پس از تحقیق بظهور پیوسته مکشوف افتاد که ایندو تن سپاهی از سبب
مباشرت در چرس کشی مرتکب چنین جسارت شده اند بنابران از حضور اقدس حکم بنفاذ پیوست که هرکه
از اعداد سپاه نظام مباشر فعل حرام چرس کشی باشد از جرگه نظام خارج شود و در یحال سیتن از یاران
و معاشران شخصیکه حضرت والا را آماج کلوله تفنك ساخته وبواسطهٔ مصاحبت او گرفتار شده بودند مصحوب
نور محمد خان دفعه دار سواران نظام ترکی و سواران محافظ مامور هرات گشته سپه سالار فرامرز خان را فرمان
رفت که از هر یکی هزار روپیه قران سیاسةً جریمه گرفته اگر استطاعت نداشته باشد از اقوام و اقاربش حصول
نموده بعد از حبس رها دهد چنانچه اووجه جریمه را باهرتومانی دو روپیه برسم محصل که مجموع شانزده هزار
و نیصد روپیه کابلی میشد تحصیل و تحویل خزانه پادشاهی کرده مجرمان را از قید رها داد و درین اثنا از عرائض
واقعه نکاران هرات بکوش راست نیوش حضرت والا رسید که هفت هزار روپیه از زوجه سردار محمد اسحق
خان برسم تجارت در نزد یحیی نام یهود ساکن هرات است و حکم والا شرف نفاذ یافته تمامت مال ومتاع او که
کتمان اینوجه را کرده بکار گذاران دولت اظهار نکرده بود ضبط دیوان سلطنت گشت و خودش نیز محبوساً
درکابل آورده شد و هم میرزاعلی کوهی برادر میرزا افضل که برادرش نویسنده پست خانه ترکستان و ازبغی سردار
محمد اسحق خان آگاه شده خبر نداده و گرفتار شده مواجبش بازگشت گردیده و او دو هزار روپیه باسم قرض
خویش بنام میرزا علی کوهی برادر مذکورش در هرات حواله داده و انکار کرده بود تمامت مايملك هر دو برادر
هدف گلوله
ساختن یکتن
سپاهی وجود
حضرت ظل
اللهی را
(۱)
سنای در
در افغانستان
مشهور
به بغل پر است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
