Machine transcription
( ٦١٨ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
و دراکثری از دلهایشان راه راه داده اند که اگر فتح حاصل میشد این سه هزار تن چگونه رهسپار فرار میگشتند
اکنون از عدد کشتگان میدانید که هزیمت ایشان محض نامردی و بددلی وقیام ننمودن درپا استوار ایستادن
با نجمن صرف غیرت دین و حمایت ایمان بوده است لاغیر پس خوشاحال آنانیکه بمردی سینه بدم تیغ بردند و سه
يك از مواجب سالیانه همه باولاد و احفاد ایشان تا دوام دولت عنایت شد و کسانیکه زنده اند بخواهشهای افزون
و بنام بهادری و نشان میدانکی سرافراز خواهند بود و این یکصد و بیست و نه نفر که از جان گذشتند هزاران خون
فاسد باغیان را بخاک ریختند و نام خود را زنده جاوید نمودند . زنده ها است بر هوشیار . آنکه بمیرد بسر کوی
یار . فقط وشهزادة سعادت و سیاده این اشتهار را مطابق امر شهریار تاجدار نشر فرموده بمسامع مردم سکنه
مملکت را آگاه نمود تا بدانند که اثر تجیهز ارتن که در معرکه کار زار مذکور چنانچه گذشت رهسپار سرای
جاوید شدند چهار هزار و هشتصد و هشتاد و یکتن از سپاه غنیم بوده اند و درین اثنا از عریضه شهزاده آزادمردار
حبیب الله خان که بامر حضرت قبله ابمدش کابل را حارس و رعیت را حافظ بود شرحی از جور وستم نائب میر
سلطان خان بکوش داد نیوش حضرت والا رسید که آن ستم پیشه وجور اندیشه دست از جان و مال جمعی
از مردم شهر کابل و اطراف دراز کرده آنانرا که کسان و خویشاوندان ایشان از راه ملازمت دولت و یا طریق
حرفت و کسب معیشت و تحصیل مؤنت در ترکستان رفته اقامه گزیده اند گرفتار عذاب و عذاب نموده و مال و متاع
ایشانرا گرفتن آغاز کرده و ازین فعل شنیع و کار قبیح او شهزاده ممدوح آگاه گشته او را بحضور خویش طلبیده
از کردار ناهنجارش سبب پرسیده او بعرض شهزاده رسانیده که حضرت والا در وقت نهضت فرمانده تش جانب
ترکستان این راز را بکوش حق نایوش او گفته امر بگرفتار کردن کسانیکه خویشان ایشان در ترکستانند کرده
است و شهزاده ازین امر در شگفت مانده از قبایح افعال و ذمایم اعمال او آگهی داده و بخط خاص خویش شرحی
از جور وتعدی آن خدا ناشناس معروض حضور انور داشته واینرا نیز نگاشته است که هنوز حضرت والا
در صفحه ترکستان پرتو نزول نیفکنده و نيك و بدو خوب و بد مردم آنجا را معلوم نکرده است که با سردار محمد
اسحق خان متحد و همداستان بوده اند که خویشان ایشان ماخوذ شوند یانه و حضرت والا توقیع منبع بنام
شهزاده رفیع مقدار اصدار فرمود که بدون ارامر مشکوخان این سرور خان کارهای در باب دیگری حضرت والا
بیر شب مذکور هیچ نگفته وامر نکرده است پس آن ستم گستر جور منظر را از کردارش بازداشته بدون
صدور امر والا که بنام خود شهزاده نفاذ یابد او را نگذارند که در امری اقدام کند وازین عریضه شهزاده
ممدوح و صدور امر اقدس خلق از ستم میرشب مزبور محفوظ گردیده در مهد امن و امان آسائیدند
-- ذکر صدور امر والا در باب اشرار مردم شنواد --
صدور حکم والا بنام سپهسالار غلام حیدر خان
در روز هشتم ماه ربیع الاول از عرض راه غوزی حکم اقدس والا در باب بقاء مردم شنواد بنام سپهسالار
غلام حیدر خان شرف اصدار یافت که تا اواخر انماء قلل جبال موطن ومحل شنواریانرا برف گرفته راه گریز
اشرار را مسدود خواهد نمود پس باید پروانه خان نائب سالار دوفوج پیاده نظام و دو هزار تن از ایل و احشام
مردم تکاب ارکابل وحصار کوهسار شنواد سازد که دمار از روزگار گروه بدکردار نکوهیده اطوار بر آرد
و زنهار فریب قرآن فرستادن و امان خواستن آن مردم شریر را نخورد که هرگز بیرون از دم شمشیر وطعن سنان
سر بخط فرمان نمی نهند و ره آورد طریق اطاعت نمیشوند و مقارن انحمال متمول نامعقول که از درگاه درباری کتابی
مجهول بود از توجه حضرت والا جانب ترکستان و شورش سردار محمد اسحق خان که بشرح رفت مأمولش را
مقرون بحصول پنداشته از راه اغوا داخل علاقه مردم مهمند شده ده بده و خانه بخانه گردش کرده از را منك
افغانی زبان اغوا باز و هميك را دعوت بشرارت و ترکتاز می کرد و همچنین نور محمد خان بن سردار ولی محمد
خان که از دیر باز فتنه طراز بود و شب پیمائی و رود در ماوائی بسر می برد درین هنگام از شنواد بر طبق عادت مستمره
اش که اذیتش بشرح رفت از شنواد بعزم بر انگیختن فتنه رهسپار تیراه گشت و در عرض راه مردم علاقه چکنی با او
دوچار گردیده با هم در آویختند و احمال و اثقال اور اغارت کرده از پیش برداشتند و او خائباء از میانه جان بسلامت برد و هم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
