BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 647

Page 647

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 647 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٦١٧ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) از حال او بعبیدالله چون چاکر درگاه وملازم اخلاص سیر بارگاه گردون پایگاه اند و نقش میدانست چهار صد تنگه و دو راس اسب سواری از راه اخرت برای او فرستاده دعوت بخارایش کرد و چندی بعزت و احترامش نگاهداشته بعد خواهش خود او رخصت باز گشتنش بجانب قبله امان و آمال داد که انشاء الله درک سعادت رکاب بوس نمودن او در محلی رقم خواهد شد و ازین سوی موکب همایونی در روز دوشنبه بیست و سوم ماه صفر در موضع قندره پرتو نزول افگنده از بخارا در باب دو فوج پیاده نظام و چهارده عراده توپ و دو بسته سواره نظام که نائب سالار غلام حیدر خان بسالاری کرنیل رحمت خان از مزار شریف برای حفاظت و همیار خطه بدخشان ساخته بود او را فرمان کرد که تا وقت ورود موکب محمود همایونی در علاقه غوری افواج و ابواب مذکوره را از راه چوبق باز دارد که از چگونگی حال محال قطغن و بدخشان کارکشان حضور را علم حاصل شود بیگاه اینروز بشرف صدور پیوند معمول خواهد داشت و از انسوی سردار محمد اسحق خان که شرح حال رفتنش در بخارا مجملاً رقم کشف مفصلش اینکه چون فرمان طلب پادشاه بخارا در شیر آباد بوی رسید تمامت سردار محمد اسحق خان همراهان خویش را از پیش رانده راه وادی پریشان بایشات نموده خودش با بیست و پنج سوار از خاصانش که از محنتان دائمین ایشان گزیر داشت عیال و تعلقات شرعیه اش را نزد حاکم شیر آباد گذاشته راه بخارا برداشت و سردار محمد اسمعیل خان پسرش که بامید اعانت و امداد نزد کار گذاران دولت روس شده و از ضمیمه در دل داشت محروم ومایوس گردیده ناچار راه باز گشت سپرده در شیرآباد بکسویان پدرش پیوست و خود او در بخارا رفته از اراده که پیشنهاد خاطرش بود هیچ بصدور نه پیوسته چندی نان و آبرا که پاد شاه بخارا برای او معین فرمود غنیمت شمرده روز نکبت بسر می برد و همدر خلال این احوال مردم سلیمان خیل از شنیدن شورش و آستان ورزی نهادن حضرت والا از کابل بسوی فرست یافته ورع از سعادت اطاعت بر تافته ترکتاز آغاز شرح فتنه مردم سلیمان خیل نمودید واشتران مردم کوچی طایفه ترکی را غارت کرده چند تن را بقتل رسانیدند و از صدور این فتنه و شور حضرت والا از عرض راه ترکستان شهزاده آزاده رفیع مکان سردار حبیب الله خان را فرمان فرستاده نگار داد و هم حاکم علی خیل و ترکی ومیرزا محمد خان بن دوست محمد خانرا ارقام واقلام فرمود که در باز خواست انجامه اقدام نموده دیه و جریمه اعداد کشته شدگان را مطابق نص شریعت وسیاست سلطنت بحصول رسانند و اشتران منهوبه را بصاحبانش مسترد نمایند و هنوز باز پرس این قضیه در محل اجرا نیامده بود که دوباره شصت سوار از مردم سلیمان خیل در علاقه ناوه تفر تاخته و با هم بمقاتله پرداخته دوتن از سواران سلیمان خیل و هشت تن از مردم ناصر بقتل رسیده دواب ومواشی بسیاری بغارت بردند که انشاء الله تنبیه و تهدیدیکه بامل شیرامه سهر وساده در خصوص این فتنه برای رفت در موقعش بشرح خواهد برفت و مقارن اینحال در روز بیست و دوم صدور اشتهار ماه صفر حضرت والا سواد اشتهار ذیل را بدریعه داک بشهزاده والا شان سردار حبیب الله خان فرستاده اعلام مرحمت و سیاست و ارقامش فرمود که در کابل وغیره بلدان و ولایت اعلاناً بنشر فرماید و آن اینست که برخواص مردم سکنه کابل آثار و ولایت مملکت ذی مهابت مخفی مباد که طومار شهدای غزنی ملکی را نائب سالار غلام حیدر خان بپیشگاه حضور حضرت قبله من و مرجع اهل اسلام فرستاده و ایشان پس از ملاحظه اصل طومار دستخطی نائب سالار موصوف را برای من ارسال داشته اند که عدد کشتگان محاربه غزنی کلکیاً بتمامت رعایا و برایا اعلان نموده آگاه کنم که از تمام توپخانه سه تن و از فوج اول ار دلی سیزده تن و از فوج دوم اردلی بیست و پنجتن و از فوج چهار یاری پنجتن و از فوج همیانی پانزده تن و از فوج بارك زائی یازده تن و از فوج الكوزائی پانزده تن و از فوج محمد ناصر خان کرنیل پنجتن و از فوج نور زایی هشت تن و از فوج حیدری هفت تن و از افواج سواره چهار تن و از متفرقه بیست و دو تن مجموع یکصد و بیست و نه تن کفن پوش غیرت گردیده ولشکريكه جنك نکرده و روی خصم را ندیده از راه غارت و تاراج خزانه و بنه و آغروق سپاه خود را بوادی هزیمت انداخته و بیاره روسیامی و علاج گمراهی خود را جز این ندیده زبان داده اند که بسیاری از لشکر ما بعرض قتل رسیده و خصم را غالب و چیره دست دیده ناچار از حرب گاه هزیمت یافته روی بسوی وادی فرار نهادیم و پیوسته که رسیدیم امد به بین کلام زبان رانده

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 647. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/647 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/647
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record