Machine transcription
(۵۹۸)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
يك مضمون رفت كه مواظب ومراقب حال سردار محمد اسحق خان و هوا خواهان او بوده در هر جا که دو چار
ایشان شوند زنده نگذارند و مال و متاع ایشانرا غارت کنند و از انسوی سردار محمد اسحق خان که در خان آباد علم
تصرف افراشته بود چیزی از سواران رکاب خویش را از راه ترکتاز در نواحی اندراب که سردار عبدالله خان
فرو کش کرده بود کاشته پاسواران قراول او که مشغول حفاظت اطراف بودند دوچار گردیده از راه هزیمت
نزد سردار محمد اسحق خان باز گشتند و هم عمال وضباط اندراب که سردار موصوف همه را از عطای خلعت
ومژده احسان و مرحمت که پس از کامیاب شدن بایشان عنایت خواهد کرد بخود رام ساخته بود از روی روی
برتافته نزد سردار عبدالله خان شدند ودرین اثنا محمد سرور خان پیشخدمت دربار معلی از پروان حال موسوم
بجبل السراج باسه هزار تن سواره و پیاده مسلح از مدمش و سراج الدین خان حاكم پنجشیر با مردم ایلجاری
پنجشیری از راه معاونت بسردار عبدالله خان پیوسته تعداد لشکر او بیقه دهزار تن مرد پیکار رسیده قوت و حشمتش
افزون گشت و در روز شانزدهم ماه ذیحجه فوج پیاده هزاری لهو گردی بسالاری جنرال عبدالوکیل خان بامر
حضرت والا از قله ای سیاه ساچه خیمه معاونت از کابل بجانب ترکستان بیرون زد و از جانب دیگر نائب سالار غلام
حیدر خان در روز مذکور از کتل خولد گذشته عبور کرده در موضع سر بغه تاشقر غان فرود شد و از انجادر روز
هفدهم ماه مزبور وارد سبز آب هزاره بهسود گردیده منزل بمنزل طی مراحل کرده در بامیان بسید شاه خان
برگد پیوست و هم سه هزار سواره و دو هزار پیاده از مردم هزاره دایزنگی ودای کندی باجان محمد خان
حاكم ومیر آقاخان ومیران ایشان که از منزل سبز چشمه چنانچه بشرح رفت از سید شاه خان جدا گشته برای
فراهم نمودن این لشکر رفته بودند بنائب سالار غلام حیدر خان وبر گد سید شاه خان پیوسته غیر ازین سپاه
دوازده فوج پیاده وشش فوج سواره نظام وسی وشش عراده توپ در بامیان انجمن شدند و در خلال احوال
مذکوره سید شاه خان از بامیان کوچیده وارد سیغان شده سواران نظام را مأمور آق رباط کرد و از انسوی
جنرال نجم الدین خان خسر سردار محمد اسحق خان وقادر خان سرهنگ و میر دلاور خان که با پیاده ساخلو
وسواره نظامی وملکی در قلعه شش برجه واقع کهمرد بعزم راه گیری سپاه کابل اقامه داشتند باستحکام قلعه
مذکوره پرداخته و خندق عمیق بدور آن کنده بمردم هزاره شیخعلی و تاتار کس فرستاده دعوت بیاری
و معاونت خویش کردند و ایشان سر باز زده پیام دادند که تیغ بغاوت بروی پادشاه اسلام نخواهیم کشید ومقارن
الحال ولى شاه بيك وفقير بيك پسران سعید محمد خان دو آبی از راه معاونت دولت در سیغان نزد سیدشاه خان
آمدند و در خلال اینحال محمد قاسم نامی پس از گرفتار شدن سرتیپ شمس الدینخان حامل مکتوبات سردار محمد اسحق خان
که برای بزرگان کوهستان و کوهدامن و پنجشیر مصحوب او فرستاده و او محبوس و روانه کابل شد چند نامه دیگر از سردار
موصوف رایام بزرگان مواضع مذکوره با خود برداشته رهسپار منزل مقصود گشت و در خنجان گرفتار دست خادمان
دولت شده بصحابت و حفاظت دو تن از سواران نظامیه وانجادر باریکار فرستاده آمد و بپاسا رسید و هم عبدالرشیدخان
برادر جنرال عبدالوكیل خان كه بامر وفرمان از خدمة دولت بامر حضرت والا راه غوربند و شیخه، و گرفته
بود که بقدم جاسوسی کم وكيف احوال را مطابق واقع نگار دهد در روز هجدهم ماه ذیحجه وارد غوربند شده
متعاقب او يكهزار وشصت و یکتن از مردم ملکی نجراب که اسلحه سرکاری داده شده مأمور حفاظت کتل
چازدر گردیده بودند و هم امر شده بود که اگر دیگر خلل در کتل مذکور نباشد بالا در يك آهنگ ناله ويرفك
هزاره شیخعلی کنند چنانچه ایشان کتل را از زلل وخلل پاك دیده بعزم تاله وبرفك وارد غوربند شده
بعبد الرشید خان پیوستند و مقارن اینحال از عريضه جنرال غوث الدین خان که در باب معامله هشتادان بحکمران هرات
فرستاده و او چنانچه گذشت ارسال پایه سریر سلطنت داشته بود حضرت والا را بدعتا کره ناظم الملك وجنرال
تکابن آگهی دست داده در روز نوزدهم ماه ذیحجه از حضور حضرت والا برای حکمران هرات ارقام و ارشاد
رفت که از دستور العمل این نکته البته جنرال غوث الدین خان غفلت و اهمال نخواهد کرد و سخن همان است
جواب عريضه
جنرال غوث
الدینخان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
