Machine transcription
( ٥٩٠ )
( جلد شوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
در روز سه شنبه سوم ماه رمضان بنام او شرق اصدار یافت در کابل آمده شرف دست بوس حاصل کرد او هم
درین ماه سپهسالار غلام حیدر خان بزرگان مردم سپهای وغیره مردم شینواری را که جدید از اغوای نور محمد
خان بن سردار ولی محمد خان که غائبانه از میان ایشان بیرون رفت آرمیده باطاعت گرائیده بودند نزد خود
بست مالیات خواسته درباب تعین مالیات مزارع و مسافات ایشان سخن در میان آورده ایشان در محل اظهار آمده جواب
مردم شنوار گفتند که تخمت کشت زار و چشمه سار و رودبار را مشاهده کرده بعد مالیه هر يك از صاحبان زمین را بنام
خودش ثبت دفتر و دیوان سلطنت نماید واو این گفتار شانرا مقرون بصواب دانسته چند تن از مساحان مهندس
را مأمور کرد که از املاك طائفه مندین رائی در پیمایش آغاز کرده همچنان پی هم همه را بانجام رسانند و خود
با بزرگان حاضر آمده و پنجاه سوار و چهار صد پیاده نظام راه موضع چل گزی بر گرفت و در انجا بقیه بزرگان
مردم شنواری و پیشه که در وقت توقف حضرت والا بجلال آباد باریاب نشده بودند نزد سپهسالار ستوده کردار
حاضر آمده هفده هزار روپیه کابلی باسم مالیه اراضی مردم حیدر خیل و پیشه ورحیمداد خیل بر ذمه قبول
گرفتند که در هرسال بکار گذاران پادشاهی رسانند و در اثنای این مقال تعلقات پسر یار محمد خان مفسدو پسر
تدبیر میرآخور که در موضع مامند اقامت گزیده و دوتن از ایشان فرار پشاور بودند و نور محمد خان بقیه ایشانرا برای
قتل نور محمد اغوا نمودن مردم در درۀ نیازین کاشته بود چنانچه ایشان باین اقاویل کاذبه که دولت انگلیس سردار محمد ایوب
خان و زنده خان را از ایران بعزت واحترام درهند آورده اند که با فغانستان بگذارند ترغیب بفتنه و تحریض بفساد مینمودند
جستن و رفتن و خودش نیز که از بین مردم سه پای خائف و خاسر بیرون گردیده شب در جائی و روز در جائی راه شرارت می پیمود
او و سپهسالار غلام حیدر خان که در پی استیصال او و همراهانش افتاده بجستجوی اقامتگاه او که در کجاست روز
بسر می برد شاعزیمان نامیرا از مردم سنگو خیل بوعده و نوید جائزه بر گاشت که بهر حيله وواسطۀ که جای نور
محمد خانرا بیابد و بتواند او را بقتل وهلاك رساند تا فتنه آرمیده گردد و یا از ان حدودش بیرون کند واوخودرا
بجائیکه نور محمد خان در شب می خسپید رسانیده با كسانيكه همراه داشت هشت تفنك بجانب او کشاد داد و دست
قضا کلوله ها را از وی رد کرده آسیبی بدو نرسید و متعاقب این امر سپهسالار غلام حیدر خان جیلان نامیرا
نزد خود طلبیده و ده هزار روپیه باونیز بطریق جایزه و انعام وعده داد. و چهار صد روپیه نقد عطا کرده بصیاد
قتل نور محمد خانش ساخت و او شب هنگامی در موضعیکه وی مقام داشت رسیده و بزیر دیوار خانه که شب را
دران روز میرسانید نقب زده و از باروت پراکنده آتش زده دیوار و سقف آنرا از صدمه آتش باروت خراب
شرح حال و پست کرد اما چون نور محمد خان دران شب بجای دیگر مهمان بود غریویکه میبایست بدو برسد نرسید وزوجه
پیر محمد خان و مادر زنش که در ان خانه بودند بآتش سوخته هلاك كشتند و همچنین پیر محمد خان برادر زاده سردار ولی محمد
برادر زاده خان که در موضع مانده واقع قوم عادل خیل وارد گردیده و در کوه اقامت گزیده از راه شرارت مردم را دلالت
سردار ولی برغوایت میکرد سپهسالار موصوف بزرگان عادل خیل را که جهت بست مالیات اراضی شان نزوش آمده بودند
محمد خان بزبان عتاب ایشانرا خطاب کرده گفت که شما مردم هرگز ره نورد جاده صداقت و اطاعت نمیشوید اگر چنین
نیست پس پیر محمد خان را چرا گرفتار و قلعه سکندر را که او در ان سکنی و قرار دارد خراب و مسمار نمیکنید
وایشان از راه ظهور راستی این امر را که سپهسالار زبان آورد برعهده همت گرفته رهسپار طریق دمار پیر محمد
خان شدند و سپهسالار علیخان نام یشبلاغی را با مهر شاگل خان ازقفای آنان گذاشت که صدق و کذب ایشان را
در خدا معلوم نمایند و ایشان که از در صدق راه بر گرفته بودند باقامت مردم عادل خیل مرحله پیمای تدمیر پیر محمد
خان گردیده باوی در آویختند و کشش و کوشش مردانه کرده روزرا بستیز و آویز بشب رسانیدند و پیر محمدخان
چاره را حصر دیده در تاریکی شب بهزار گونه رنج و تعب بکوه بر شده بگریخت و دو میل تفنك ويكميل تفنگچه
ويك تخته پتوۍ کابلی با دو طاقه کلاه و یگزوج بوت وسه ثوب کوت از سر اسبابش بجای او مانده بدست مردم عادل
شرح حال خیل افتاد و ایشان همه را نزد سپهسالار فرستاده مورد تحسين وتصدق قرین گشتند و مقارن اینحال از عريضه
مردم باجاور محی الدین و جلات خانمان که بسرحفظ فرمان داشتند بگوش حق نیوش حضرت والا رسید که ملك موسی ومدير
طغان باخان ناوک و عمرا خان جندول متفق و متحد گردیده با مردم ما بمحاربه گرائیده و در هشت جا باطراف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
