Machine transcription
( ٥٥٨ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
و از انسوی محمد حسن خان مستاجر ناوه پهلول خانرا که امیر خان چنانچه گذشت گرفتار کرده و باحمد جانخان
سپرده بود سی هزار روپیه هجت داده از نزد او خلاصش کرد و با خود برداشته کوه بکوه و گریوه بگریوه از
بیراهه در اردو رسانید و از جهة کشتگان یکی عبد الغنی خان برادر عبد الله خان سر خیل قوم ناصری بود
و در همین روز بیست و سوم ماه رمضان پس از حصول فتح مذکور جنرال غلام حیدر خان غوغو نام شریر را
که با هشتاد و پنج تن از مردم ترکی و شانزده تن از مردم سایمان خیل و خروتی و یکتن از مردم ناصری از ابتداء
تا اینوقت بدفعات گرفتار دست دلیران کار زارشده بودند بحفاظت و با زنجیر روانه کابل نموده دوباره رو بمقاتله
نهاد و در دره نعمتی و ششپر هنگامه قتال را بر پا کرده هزار تن دیگر از مخالفین را بقتل رسانیده صد تن
اسیر گرفت و بقیة السیف هزیمت یافته از راه کریز جانب وادی ضلالت شتافتند و چون روز بیگاه شد جنرال
موصوف شب را در وادی پسر برده بامداد روز بیست و چهارم ماه رمضان سواران نظام را مأمور سربریدن
کشتگان گروه لئام نموده امر کرد که هم سر ببرند و هم هزیمتیان اشرار را معلوم نمایند که در کجایشند
تا بالای ایشان تاخته زمین را از لوث وجود ایشان پاك ساخته از شرارت و مفسدت ایشان بیاسایند و ایشان
چار صد و پنجاه سر از اجساد کشتگان جدا ساخته باقی را که از تابش و حرارت آفتاب بغایت بوی ناك گشته
بودند بریدن نتوانسته در لشکرگاه باز گشتند و از حال شکست یافتگان نیز که معلوم کرده بودند بجنرال غلام
حیدر خان آگهی دادند که محمد شاه خان در علاقه کاکر و شیر جانخان واحمد جانخان واسلم خان وامیر خان
و غیره در علاقه ژوب قرار گرفته اند و سرهای کشتگانرا بامر جنرال مزبور در قرب قلعه کتال خان توخی
مناری ساخته بپرداختند و در ینوقت سردار محمد حسن خان حکمران غزنین راه تسلیت مردم ترکی و هوتکی
بر گرفته و استمالت نموده از دلهای او اطمینان خاطر حاصل کرده يك بعد دیگر بمساکن خویش بازهمی گشتند
و در اثنای هدایت و استمالت مردم مذکور محمد انور خان برادر خود را که بامورد ایلجاری درانی وفارسی
قندهار رهسپار خدمت شده در اردوی جنرال غلام حیدر خان قرار داشت نزد خود طلبیده و پس از ملاقات
رخصت مراجعتش نزد جنرال غلام حیدر خان داد و در روز بیست و چهارم ماه مذکور رمضان که سواران
نظام مشغول قطع کردن رؤوس کشتگان بودند برادر شیر جان خان ترکی که روز گذشته هزیمت یافته هزارتن
ذکر قتل عبد از همراهانش را قتیل وصد تن را اسیر دیده بود عبد الرحمن خان پسر سردار گل محمد خان را که گرفتار
الرحمن خان شدنش از پیش بشرح رفت بقتل رسانیده وشیر جانخان عیال آنمظلوم را باسریه هایش خود متصرف شده
پسر سردار گل محمد خان و با کی از ایام عده ایشان نکرده روی خود را در نزد صاحب شریعت سیاه نمود و آن مظلومه ها را پس از تصرف
شدن با خود در چشمه بید برده از آنجا در موضع پشکی علاقه کا کر رفت و یکتن از کنیزانش را بسلطان محمد
نام قوم نا خیل و یکتن را ببرادر شیر نام نوروز خیل و یکتن را بمرجان نام قوم ناجیل داده یکتن را با عیال
وسریه هایش خود نگاهداشت و این سر گذشت سردار شهیده را غفار نام نوکرش که بچشم سر دیده و گریخته
بود بيك نزد جنرال غلام حیدر خان بر شمرد و گفت که شیر جانخان قبل از قتل او در حیاتش نیز جبراً
بازوجه او در يك بستر میخت و همدر خلال احوال مذکوره از روز ورود سپهسالار غلام حیدر خان در موضع
ده بالای شنو از که از پیش رقم گشت تا روز بیست و چهارم مذکور که روز شهادت سردار مزبور است بیست
و چهار تن از اشرار شنو از بدفعات گرفتار گشته همه بامر او بگنگاری قلعه جدید ده بالا روز ابر همی زدند
واز جمله یکتن را که در اخیر گرفتار گشت چون یکتن از خدام دولت را جراحت رسانیده بود سپهسالار بدهن
توپ بسته از صدمه آتش باروت پاره پاره ساخت و هم درینروز چند تن از مفسدین شرارت قرین شنوار در
موضع جودره بالای خاصه داران تحت رایت شهباز خان و پیادگان مردم خوگیانی وغیره که بحفاظت راه قیام
داشتند تاخته و ایشان بمدافعه برخاسته دوازده تن از اشرار را شربت ناگوار مرگ چشانیده پنجتن را جراحت
مامور شدن رسانیده سرهای کشتگانرا بریده نزد سپهسالار آورده خود ایشان آسیبی ندیدند و هم در خلال قتال و جدال مذکور شاه
سردار ولی محمد خان رمضان میر حیدر خان از سر رشته داری دا کخانه اسلامیه پشاور معزول شده طلب کابل گشت و از حضور اقدس والا
میرزا فقیر محمد خان مأمور کار مذکور گردیده در پشاور رفت و مقارن اینحال سردار ولی محمد خان که از درگاه
بدیره دون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
