Machine transcription
( ٥٥١ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
باز ملکان شرارت نشان وعبد الله خان بن میرعلم خان ودوستن پسرانش ومحمد شاه خان وملا دین محمد خان احمد
زائی وسه تن همراهان او وغلام قادرخان تفر وچهار صد خانه وار قوم او وغیره از راه فرار داخل علاقه کاکر
شدند وحضرت والا جنرال غلام حیدر خان را ارقام واعلام فرمود که هرچند ازبزرکان با غیان که فرار نکرده
در مساکن خود باز مانده باشند چون کار جمعیت ومک از دست طلب پریشان و تمامت مردم خانه ویران
میباشد از دست نرفته همه گرفته و محبوس شوند و پس از حبس آنها اسلحه آلات حتی چاقو و کارد را نزد آنمردم
نگذاشته تمام را اخذ وقبض نماید ومقارن ایحال که هنوز سه روز از اطاعت نمودن وانقیاد ورزیدن مردم
کیلان نگذشته بود که مفسدان اندری و شرارت پیشکان ناوه ترکی و شیر جان خان بن میر احمد خان مردم
گيلان را دوباره اغوا کرده روی غارت و تاراج بسوی عبدالرشید خان و عبدالمجید خان حاکمان ترکی وغلیلجئی
نهادند و در بین راه آگاه گشتند که عبد الرحمن خان بن سردار گل محمد خان بازوجه وخدمه اش از کابل
رهسار قندهار ونزديك اين دیار گردیده است پس نخست از عرض راه بالای او تاخته خود و عیال
و خاندانش را اسیر ودستگیر ساخته در ناوه فرستادند که شاید عیالهای بعض ایشان که در کابل محبوس وگرفتارند
بواسطة او وعیالش رها کشته بدیشان برسد بعد اورا رهاد هند و پس از فرستادن او از راه تاراج ولرد اقامت
کاه حاکمان مذکوران کشته میرزا علاء الدین خان عامل علاقه علی خیل را کشته و دو هزار و دوصد روپیه
نقد از عبدالرشید خان حاکم عوض بهای دوراس مادیان شیر جانخان که در هنگام رفتن او از راه رسته جانب
سنگر بقاء على خيل وترکی وبعضی از هزاره جاغوری چنانچه از پیش رقم کشت بدست سپاهیان نظام تحت
رایت جنرال غلام حیدر خان افتاده بودند قهراً گرفته راه علاقه مقر برگرفتند و هر دوتن حاکم مزبوران جان
خود را غنیمت دانسته از راه فرار وارد غزنین شدند و پس از صدور اشواقعه حضرت والا جنرال غلام حیدر
خان را درروز پنجشنبه بیست وپنجم ماه شعبان فرمان کرد که زنهار کار را سهل ندانسته تمامت اسلحه آنمردم شریررا
وطبق حکمیکه سابقاً اصدار یافته است با جزية زیاد گرفته همه ملکانرا محبوس نموده در کابل بفرستد زیرا که
بزرکان غلجائی هوای پادشاهی در سر دارند تا دهن ودندان ایشان نشکند هرگز مطیع و منقاد نشوند واگر مردم
کاکر عبدالکریم پسر ملا(مشك عالم ) اندری را با دیگر شرارت پیشکان که پناه بایشان برده اند بدست ندهند
پس از وصول فوجيكه از هرات رهسار آنسرزمین شده است دمار از روز کار مردم کاکر نیز بکشد و هم بدستخط
خاص نکار فرمود که در علاقه تفر قلعة بزرگی باندازه گنجایش چهار فوج پیاده وهشتصد تن سوارة نظام
و دوازده ضرب توپ ودویست تن پیاده ساخلوه انبار خانه غله وفور خانه و مریض خانه بغایت متانت بنیاد نموده آباد
کند وعایایش را تمام از خشت کته ساخته بپردازد و هم مرقوم داشت که شما میخواهید عذر آنمردم را
نموده پرده بروی کار ناهنجار ایشان بیندازید من اینطور بند وبست سست را قبول ندارم چنانچه لشکر از
هرات خواسته ام که دهن ودندان آن هار! بشکنانم و نامردم کاکرى پسر مشك عالم و دیگر اشرار را گرفتار
ساخته بدست ندهند من از قتل وتاراج ایشان دست بردار نیستم شما مردانرا چه شده است که باز خواست را
چنین سهل گرفته اید هر قدر لشکر که بکار شود پی هم از هر طرف خواسته میفرستم زیرا که اگر جان ما
بام وات روس اتفاق افتد این دشمنان خانگی کاررا خراب میکنند میباید ناخن و پنجة نداشته باشند که کسی را
با آن بتوانند رنجه سازند هوش کنید که باز خواست را سهل نگیرید و این خط مرا همۀ منصبداران یکجا شده
و خوانده جواب بنویسید فقط و هم در خلال حالات مذکوره هفت تن از سواران نظام و یکتن توپچی ویکتین
کپتان که از جنك كاه کریمخه در کلات رفته بودند و کیطمان از نزد فضل الدینخان حاکم آنجا فرار اختیار کرده
دیگرانرا محبوس وامر ایشانرا موقوف بحكم حضرت والا گذاشته بود حسب الامر اقدس والا هشت تن را
مصحوب حاجی گلخان کرنیل که فوج دوم پیاده نظام طوائف درانی را فراهم کرده پس از بفرمان از قندهار
رهسیار کابل ساخت بدارالسلطنه فرستاده بپاستر سپدند و محمد افضل خان رساله دار که از معرکه کاوزار کریخته
با محمد شاه خان و امیر خان سرکردکان اشرار پیوسته بود معدوم الاثر گشته بدست نیامد و هم پس از قتل میرزا
علاء الدینخان که مذکور گشت احمد جان خان برادر سپهسالار غلام حیدر خان توپچی مرحجوم که شرج حالش
نقل دستخط
مبارك حضرت
والا
ذکر پاسا
رسیدگان
کر بختگان
سپاه نظام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
