Machine transcription
(٥٣٦)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
و منسوب بمنصب جلیله سر دارییم غایت امید است که خون خود را از رکاب ظفر انتساب دریغ و مضایقه نکنم و هر جا مهمی روی دهد بمدد و معاونت زیر دستان پایه سریر سلطنت با تمام و انجام رسانم زیرا که میشود کاری که از سوزن ضعیف بر آید نیزه سر افراز ازان عاجز آید و امیری که قلعه اش بخیف نیای رساند شمشیر آبدار از بریدن آن حیران بماند و هیچ خدمتکار اگر چه بیقدر و فرومایه باشد از دفع مضرتی و جلب منفعتی بیرون نخواهد بود چنانچه خسی خشکی که از خواری براه گذاری افتاده باشد میشود که وقتی بکار آمده ازو خلالی سازند یا گوش را با آن باز و سیخ بپردازند فقط و شرح وصول این عریضه و شرف مطالعه حضرت والا پیوستن و جواب آنرا انکاز فرمودن در موقعش بیای میرود انشاء الله .
ذکر ورود قاضی سعد الدین خان در هرات
( ذکر ورود قاضی سعد الدینخان )
( در هرات و غیره واقعات )
و از انوی قاضی سعد الدینخان که از حضور اقدس بحکومت هرات سرافراز گشته چنانچه گذشت راه آنجار را دانسته بود در روز چهاردهم ماه جمادی الثانی وارد فراه شده روز پنجشنبه بیست و یکم ماه مذکور در هرات رسید و سپهسالار فرامرز خان بامر اعلیحضرت پادشاه دوست نواز دشمن گداز بزرگان شهر و سر کردگان سواران کشاده را با رستم علی خان برادر حبیب خویش از راه استقبال در حدود منزل میرداؤد پیش او فرستاده خود با افسران فوج و سپاه نظام و علماء و سادات و توپخانه و وضیع و شریف شهر تا کنار هری رود پذیره کرده بیست و یک ضرب توپ شادمانه گشاد داد و پس از ورود در هرات بفرمانی که از حضور والا بنام قاضی سعد الدینخان حکمران آنجا در باب غلام جان صندوق دار محمد سرور خان حکمران سابقه هرات شرف اصدار یافته بود که او را محبوس نماید و این فرمان در عرض راه باو رسیده سپهسالار فرامرز خان را آگهی داده واو غلام جان را نظر بند کرده بود سنداات محمد سرور خان را از او و خانه خودش گرفته بقرار سنجش میرزا جیلانی خان يك لك روپیه کابلی که از مال دولت غبن کرده بود ازو و فیض محمد خان بگرفت . و همه بنوقت از عرض و استدعای سپهسالار فرامرز خان حضرت والا محمد امین خان بن حیدر خان بیات را که فرار کرده بود عفو
ذکر صدا کردن اعلیحضرت ناصر الدین شاه در باب هشتادان
فرموده فرمان کرد که او را زاد راه و راحله داده روانه کابل نماید که از جوائطبیکه کرده است نا امید نشود چنانچه مشارالیه شرفیاب حضور والا شده عمر خویش را بدعای دولت قوی شوکت در کابل بپای برد و مقارن اعمال اعلیحضرت ناصر الدین شاه قاجار خود داخل تلگراف خانه طهران شده والی خراسان را امر کرد که موضع هشتادان را که قبل ازین بواسطه دولت انگلیس دولت ایران دست تصرف ازان باز داشته فیصله اش را معطل تحدید حدود فاصله دولتین افغانستان و روس کرده بود از مردم افغان اگر دران جای گزیده باشند بپردازد و سامان حرب ساز کرده آماده پیکار شود تا افغانان رو پیشتر ننهند بمدافعه گراید و این امر از عریضه میرزا یوسف خان واقعه نگار مشهد بسمع فیض مجمع والا رسیده بوبسرای کشور هند آگهی داد که بوزیر مختار دولت انگلیس که مقیم طهرانست اخبر بدهد که بدافستگی و پذیره تأمل جواب دولت ایرانرا بوجه صواب بگوید و چه از عهده بر اید از مکاتبه صورت امر را معین و مشخصی کند که هرچه قرار یابد بروی کار آید و در بیان کار سخن بدان قرار گرفت که تا تعیین حدود در بین دولت ایران و افغانستان نشود هیچیک از جانبین در علاقه هشتادان مداخلت نکنند چنانچه منشی الله بخش نام نویسنده کرنیل مکلین انگلیس از مشهد بعزم استکشاف اینکه از مردم کدام يك از مملكتين در آنجا جای گزیده است راه بر گرفته وارد موضع هشتادان شد و چون سپهسالار فرامرز خان چند خانوار از ایماق
نقل اشتهاری که در باب اتحاد و اتفاق ملت اسلام شرف صدور یافت
نشینان مردم افغانستانرا که از راه چرایش دواب و مواشی خود در آنجا جای گزیده بودند بیرون کرده بود از مردم افغانستان کسی را دران صحرا ندیده چند خانوار بادیه نشین مردم ایرانرا که در آنجا لودگی کوچ داده در بیك دامنه كوهك متصله دولت ایران فرود امده از راه مراجعت روی بسوی مشهد نهاد و هماز خلال این احوال از عرایض خدمه مقیم مملکت دولت فخیمه عثمانیه خبر بسمع فیض مجمع حضرت والا رسید که بنا بر مقاصد دولت روس با دولت عالیه و کار نمایی علمای مکه معظمه دولت سامان معظم چند پارچه مذهب حقه با همرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
