Machine transcription
(٥٣٥)
( جلد دوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امير عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
و اغوا کنندگان شما مردم را که فرار کرده اند بتنها نفروخت ضبط خالصه نمایند و هم از کسانیکه نوکر دولت
و گرفتار خدمت بوده و در وقت فساد داخل زمره عناد نشده اند اسلحه طلب نکنید، فقط
( ذکر فتنه انگیزی محمد شاه خان )
غلجائی در علاقه سرخه
و از جانب دیگر محمد شاه خان غلجائی که پس از منکوب و مخذول شدن طایفه اندری چنانچه از پیش
بشرح رفت فرار کرده اینطرف و آنطرف مردم را اغوا نموده بفتنه می انگیخت از جبه مردم مستهل شده
قوم لغر را با مردم ناوه تركی دوباره از راه راست اطاعت بیرون کشیده در روز اول ماه جمادی الثانی سال
١٣٠٤ هزار و سه صد و چهار هجری با جمعی از مفسدین هر دو طایفه موصوفه و خاصه دارایيکه سکندر خان سرهنگ
برای تحصیل وجه جزیه و گرفتن اسلحه مأمور کرده بود بتاخت و خاصه دارانرا از پیش رانده وجه واسلحه که
وصول کرده بودند همه را بگرفت و ازینواقعه حکمران قندهار آگاه گشته بسرعت و شتاب دویست تن از پیاده
نظام را با قورخانه رهسپار ساخت که در علاقه هوتك رفته بامر سکندر خان سرهنك با متمردين آهنگ جنك
کنند و مقارن اعمال مستر پاین نام و دو تن معدن شناس چينی و يكين هندی که بمنظوری امنای کوترنمت عاليه
هند برای ملازمت دولت علیه افغانستان بخواهش حضرت والا شرف انتخاب یافته از عریضه جنرال میر احمد خان
سفیر حالی رای اقدس کشته بود در روز سه شنبه نهم ماه جمادی الثانی محمد اكبر خان مأمور فروش بادام مقیم
شهر پشاور را فرمان شد که برطبق مكتوب جنرال مذکور که بوی رسید مصارف زاد و راحله راه آنها را از آنجا
تا کابل بدهد چنانچه آمدن آنها بمرقوم کردیده می آید انشاء الله تعالی و از آنسوی فرامين موعظت آئین اندرز (۱)
آگین که مصحوب میران دایزنگی چنانچه از پیش رقم كشت از حضور حضرت والا برای زرکان هزاره که
سر در قید اطاعت پادشاهی نداشتند فرستاده شده بود درین هنگام شرفبخش وصول گردیده آنانیکه هوای جهالت
در سرور دای غوایت در بر داشتند حاملین فرامین نصیحت آئین را که میران دای زنگی فرستاده بودند بجای آنکه
اعزازوا کرام میکردند و نظر بلطف و مرحمت حضرت والا شکر گذار میشدند همر ا خوف و بیم نشان داده و گوش و کفتار
در باره خونریز اطوار معدلت شعار پادشاهی که بشکارش رفته بود نهاده هرزه درائی فرمود سرانی ها کردندالا علی نقی
و عبدالله مهتر نامان بزرکان طائفه فولاده هیرستان که از راه انتباهت پیش آمده با فرستادکان میران دای زنگی اظهار
اطاعت کرده و زبان راندند که برادران و پسران ما از ضرب تیغ اینقوم شوم کشته گشته و خونها در بین ریخته شده
که خسته جگر و خونین بصر گردیده ایم و بدون اینکه رایت نصرت آیات افواج قاهره پادشاهی بقعلگشای میدان تباهی
اینقوم دون نشوند و مادون قلاع خود را پرداخته سپاه نصرت دستگاه را جائندهم مرکز این مجره مان درگاه الهی
سر بخط فرمان پادشاهی نخواهند نهاد پس ستوده آنست که لشکر پادشاهی وارد این بوم و برشده باتفاق هم همه
را اگر اطاعت نمیکنند بقتل وغارت خسته وتباء سازیم و همچنین محمد عظیم بيك بن علی زاهد سه پای دای زنگی
بعزم اطاعت و انقیاد این عبارات را بعريضه خویش نکار داده بتوسط میران دای زنگی بمثابه سریر سلطان
فرستاد که هر وقت مردم دایه و فولاده از راه نیك بختی پیش آمده رشته اطاعت بکردن نهند حضرت والا مرا
نیز یکی از رعایا شمارند و هم اگر مصلحت قوم شد در اول بهار از پی هیرمند عبور کرده و میران دای زنگی را
که حاملان اندرز نامه و پیام پادشاه اسلامند دیده و امر رجعتی را بوجه دلخواه پذیرفته حلقه اطاعت در گوش
و غاشیه عبودیت بردوش می نهم اما از مرحمت پادشاهی امید وار خلعت هستم زیرا که دروازه مسکن و موطن مردم
دایه و فولاده میباشم که دروازه تسخیر باغستان هزاره بهمین يك سخن باز میگردد ومن خود را غلام و تابع امر
وفرمان پادشاه اسلام و امت حضرت پیغمبر علیه السلام ومسلمان میدانم لیکن از آنجا که آبا واجدادم روی اطاعت
از قبله انقیاد پادشاهان سلف تافته و وسوسه عصيان در بنیاد اعتقادشان راه یافته اذیت و آزار بسیار نسبت بصغار
و كبار طوائف افغان و هزاره از قوه بفعل آورده و من نیز باقتفا و پیروی ایشان هر کس را ایذا و نقصان رسانیده ام
که ازین سبب پای جرأت در راه خدمت بدون تسلیت پادشاهی نهاده نمی توانم و هرگاه حضرت والا بنم غلام خویش
ساخته خلعت نيك نامی ردوش اخلاص کیش عقیدت اندیشم انداخته از ورطه خوف و هراسم بیرون فرمایند
ذکر فتنه
محمد شاه خان
غلجائی
ذکر وصول
فرامین موعظت
آئین بمردم
یاغستان
هزاره
(۱) اندرز
یعنی نصیحت
بعينه نقل
عريضه مير
محمد عظیم
بيك سه پای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
