Machine transcription
(٥٣٠)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
سرباز زدند و همچنین مردم الکو زائی شعبه شمل زائی سکنه ارغستان نیز محمد عیسی خان ونویسنده علاقه
خود را جواب داده یکتن از خدمه ایشان را جراحت رسانیده هر دو تن را بضرب سنک و چوب از میان خود
بیرون کشیدند و حاکم با نویسنده مذکور نزد حکمران قندهار شده داد طلبیدند و او پنجاه تن از سواران نظام
را رهسپار ساخته امر کرد که بزرگان آنمردم را گرفته حاضر قندهار کنند و ایشان در وقت ورود سواران
مذکوره باهل جنك نواخته آهنك محاربه کردند ولیکن سواران پادشاهی ایشانرا فرصت فراهم شدن و دست
بآلات حرب بردن نداده بزرگان ایشان را گرفتار ساختند و باخود برداشته همه را در قندهار آوردند و پس
از اقرار خود ایشان بر خطائیکه کرده بودند سردار نورمحمد خان حکمران قندهار جریمه بسیار از آنقوم حصول
کرده فتنه انگیزان را بامر حضرت والا محبوساً در کابل فرستاده مدتی زندانی شدند
مذاکره ذکر گفتگوی کار گذار دولت ایرانی
کار گذار
دولت ایران (در باب اقامه واقعه نگار افغانستان در مشهد مقدس و غیره سوانح اینزمان)
در باب واقعه و هم در خلال احوال مذکوره اواخر ماه ربیع الاول کار گذار خراسان بامر اعلیحضرت ناصر الدین شاه میرزا
نگار محمد حسین خان خادمش را نزد میرزا یوسف خان واقعه نگار دولت عالیه افغانستان که در مشهد مقدس اقامت
افغانستان داشت فرستاده پیام داد که از شهر مشهد بیرون شده رهسپار افغانستان شود و باهمچنان که او در مشهد است
یکتن واقعه نگار از دولت ایران در افغانستان جای اقامت داده شود و این ماجرا از عریضه میرزا یوسف خان
بگوش داد نیوش حضرت والا رسیده نکار فرمود که چون جمعی از بدخواهان دولت افغانستان در آنجا و در
دیگر مواضع مملکت ایران متحصن اند و لث جای گزیده اند بنابران لازمست که از رفتار و کردار ورفتار و مخیم
وارادة آنان واقف و آگاه باشیم و بامور داخله ایران کاری نداریم که دولت ایران نیز بامور افغانستان مداخلت
کرده واقعه نگار در همان مامور کند و ازین جواب باصواب حضرت والا دولت ایران ساکت شده دیگر حرفی
بمیان نیاورد و مقارن اینحال جنرال غلام حیدر خان بفرمانیکه در روز هفتم اینماه چنانچه از پیش رقم کشت بنامش
شرف صدور یافت از قلعه تاج بالفواج ظفر نتاج حرکت کرده وارد غندی شهاب الدین شد و از آنجا در قلعه
زرنجان چوری خیل منزل کرده روز اخیر ماه ربیع الاول وارد غزنین گشت و برطبق امر مندرجه فرمان
مذکور دو فوج پیاده را در اندرون شهرهای داده بقیه سواره و پیاده را در قلعه مردم تاجکه امر اقامت کرده
خودش در کابل آمده شرف دست بوس حاصل کرد و چون بفرمان طلب برای دستورالعمل بعض امور خواسته
شده بود بچندی بحضور اقدس معطل گشت و همدرین هنگام چند تن از کفار مشو که در تنگنای کوه مسکن
دارند بالای مردم مقله از درجات نغان تاخته یکتن از مسلمانانرا بخاك هلاك انداخته دویست راس بزرا یغما بردند
وسپہ سالار غلام حیدر خان ازین جرأت و جسارت کفار آگاه گشته مردم اسلام سکنه مقله را امر کرد که
بر کفار مشو از راه انتقام تاختن کنند چنانچه مردم آنجا بامر سپہ سالار آماده کار زار کشته بتاختند و سی و
دو تن از کفار را کشته هشت تن زن و دختر و پسر اسیر کردند و مال و مواشی بسیار بغنیمت گرفته مراجعت
نمودند و اسیرانرا برسم ارمغان نزد غلام حیدر خان سپهسالار فرستادند و او هم هشت تن اسیرانرا با یکتن کنیز دیگر
که کفار باندول پیشکش آورده بودند مصحوب عظیم نام ملازم خود روانه پیشگاه حضور اقدس نمود و روز
دوشنبه غره ماه ربیع الثانی سال ۱۳۰٤ هزار و سه صدو چار هجری افواج قاهره را که پس از فتح گلان و دره غیل
و غیره چنانچه گذشت همراه برداشته بیرون شهر جلال آباد فروکش کرده بود کوچ داده در چپاه رق واقع جنوب
شهر جای داد و در روز سه شنبه دوم ماه مذکور در باب تحصیل عشر شری و استرداد مال و مواشی مردم
آن نواحی که مردم شینواری غارت کرده و مالیات اراضی خود را نیز نداده بودند عرض پرداز پایه سریر سلطنت
شده اجازت وصول مالیات و استرداد مال تاراج شده را خواست و چون از حضور اقدس اجازت برایش حاصل
گشت اول مردم ده بالا را نزد خود در جلال آباد خواسته قراری بروی کار ایشان نهاده گل محمد خان حاکم
مزیته را برای حصول وجه مالیات و استرداد مال مردم که غارت کرده بودند با ایشان فرستاد و مقارن اینحال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
