Machine transcription
(٤٨٥)
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان )
( سراج التواريخ )
ذكر منع فرمودن آصف الدوله والی خراسان
( مردم مشهد را از امور شنیعه ایشان ونقل نامه او ومنشور مواحدت دستور اعلیحضرت والا )
و همدر اثنای وقایع مذكوره آصف الدوله والی خراسان بعزم انعقاد رشته اتحاد فرق متفرقه ومتضاده ملت ستوده
عقیدت اسلام مردم سكنة مشهد را از ارتكاب بعضی افعال ذمیمه وبرخی اعمال قبیحه كه در اواخر عشرة اولای ماه
ربیع الاول از قوه بفعل میآوردند قدغن بلیغ نموده مانع از اصدار جميع اموريكه خلاف مذهب حقة حنفیه است
گردیده بدرب مساجد ومعابر اشتهارات عدیده آویخت ومیرزا یوسف خان خادم دولت افغانستان كه در مشهد اقامت
داشت در ذیل اخبارات خویش از صدور اینحكم والی خراسان بحكمران هرات نوشت واو نامة میمنی
بر محاسن سیرت ومشعر بمحامد بصیرت والی خجسته عقیدت نگار وارسال داشته بتوسط میرزا یوسف مذکور از مطالعه
او گذشته بجواب حکمران هرات بعد از القاب مرسوم بعینه این عبارات وكامات را نگار داد امروز در تمام ایران
مسلم است كه دوستدار یكی از علمای خیلی با علم این مملكت شمرده میشوم بعلاوه آنكه از تمام رسوم دولتی
وقواعد ملکی بصیرت واستحضار تامه دارم و تمام کتب از اول اسلام را از تاریخ و ادب و حدیث وتفسير و آنچه
تعلق بعلم دين ومذهب است تا کنون همه را دیده و دارم كه هيچيك از علمای مذهب ما آنها را ندیده و ندارد
وهنوز هم هر وقت که از انجام مهام مملکتی فراغت حاصل میکنم اهم از شب باروز بمطالعة كتب می پردازم و ماداميكه
در دارالخلافة طهران بودم در مجلسیکه دوستدار می بود هر يك از علما با بودن دوستدار در ان مجلس قدرت تنطق
وتنفس نداشت و در خراسان نیز بهمین طریق وسیره پیش رفته از خیلی چیزها مطلع ومتبوع ذاتم انه كه كسی قدرت
نفس كشيدن ندارد زیرا كه حضرات علماء جزئيات ورذالت وعوام فریبی ومطلع نبودن از خیلی علوم هنری
ندارند و از همین جهت است که این اختلافات در میان مذهب سنه و شیعه دست داده و نمیدانند که اصل ومنشا
یكیست واصول این بواسطه عدم بصیرت و نداشتن علم وكتاب حاصل آمده است دوستدار هیچ وقت معتقد به سب
اصحاب رضی الله عنهم نبوده و پدرم نیز نبوده معلمی داشتم خیلی با علم و سواد که همه را ممنوع ازین عمل شنیع میداشت آنهم
نبود أئمه عليهم الصلوة والسلام هيچ وقت سب نكرده بلكه راضی نبوده و نیستند در هیجا كه بوده ام منع از سب اصحاب
کرده و ساب اصحاب را مردود بلكه واجب القتل میدانسته ام ومیتوانم بگويم این اختلافات كه بالفعل در میانه ماها
حاصل شده همین علت عمده است لا غیر والا اگر غیر ازین می بود چرا مسیحیین اینطور با ما غلبه میکردند مکرر همین فقرات
را بخاکپای مهر (١) اعلای اعلیحضرت اقدس همایون روحنا فداه عرض کرده ام و همه در اتصدیق فرموده اندهر از لعنت خدا
بر کسیكه سب اصحاب کند و بر كسیكه این مردم عوام را ازین عمل شنیع منع ندارد دوستدار بحول الله تعالی در خراسان این فقره
را طوری بدلایل عقلیه و نقلیه ممنوع داشته ام كه هر گاه خدای نا کرده بشنوم از احدی چیزی بروز کرده اورا
بانواع تنبيهات متنبه میدارم و امید وارم كه هر وقت در هیجا باشم این سیره مطلوبه را که میدانم خدا و رسول
و ائمه دین ما راضی اند از دست ندهم انشاء الله همین رویه را خدمت با رفعت حضرت قدرمان فرمای افغانستان
دامت شوکته خواهید نگاشت بایقین همین رویه دوستدار را خواهید فرستاد که خوب حالت وعقیدت دوستدار
برایشان مكشوف گردد فقط وحكمران هرات اینمكتوبرا با نوشته میرزا یوسف وقایع نگار بپایه سریر سلطنت فرستاده
چون از مطالعه ساطعه مهر لامعة اعليحضرت والا شرف گذارش یافت در روز جمعه سلخ ماه ربیع الثانی سال ١٣٠٣
هزار وسه صدوسه هجری نامه که عباراتش دقایق معانی را بیان وكاماتش رموز و غوامض (١) مختلفه فروع واصولرا
حجت وبرهان و نیكو تبیانیست از حضور وافر السرور اقدس بخط میرزا محمد نبی خان دبیر نگارش یافته بتوسط
حكمران هرات که بنامش مرقوم ومرسول گشت در مشهد فرستاده شد و آن اینست بالنجاه میرزا یوسف خان
در ذیل اخبار خود نوشته بود كه جناب جلالت مآب آصف الدوله والی خراسان از حسن دیانت و نقدینی و خوش
اعتقادى ورفع ودفع بدعات و انتظا میكه در امور ملك وملت دارند و میخواهند ملت اسلام باهم متحد باشند قدغن
بلیغ و نافذ فرموده اند كه مردم عوام وجهال كالانعام آنچه در ارض مقدسه در ایام اوایل ماه ربیع الاول بكار سجن
ذكر
نقل نامه والی
خراسان
وحكم والا
خراسان
(١)
مهر درین جا
بمعنی آفتاب
است
(١) غوامض
تاريكيها
نقل منشور
موحدت
اعلیحضرت
والا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
