Machine transcription
(٤٨٢)
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان)
(سراج التواریخ)
میشود بازهم در برابر کمیشن دولت روس صاحب اختیار کدام نمیشود زیرا که اسم منصفی بسر دارد و خطوط ممیزی
در بغل پس در چنین مقامات شما گفتگوی حقوق و حدود خویش را با کمیشنان هردو دولت بدرستی و خوبی
کرده بحق خودرا بمرکز حق قرار بدهید و آسان از سر يك بند انگشت زمین خود نگذرید و همچنان
کمشنر دولت روس برای صلح و التیام جراحت واقعه پنجده آمده که حد خود را معین و جدا نماید نه برای
جنک و نزاع اگر نه چنان بودی شروع بتعیین حدود نمیشدی و کمشنر دولت انکلییس برای تمییز حق و باطل آمده
است بهر حال حق خود را برای دیگری نگذارید و اگر جائی را کرنیل رجوی بحسب صلاح بشما بگوید
که بدولت روس واگذارید بمحض گفته او از حق دو کرور نفوس افغانستان نگذشته عرصه حضور
بدارید و بدستوری که از حضور شرف صدور یابد معمول دارید و کرنیل رجوی هم خود را منصف قرار داده
حاکم نخواهد پنداشت و از روی مصلحت اینطور حکم نخواهد داد فقط و همر باب خیاب با وجودیکه در عهدنامه
مؤرخه سنه هزار و هشتصد و هشتاد و سه عیسوی که در عهد امیر شیر علی خان مرحوم تحدید حدود در بین
دولتین روس و انکلیس شده بود خواجه صالح در عهدنامه متعلق بافغانستان مرقوم و مندرجت والحال نیز بقرار
همان عهدنامه سابقه و تجویز انجنیزان خیاب داخل خاك افغانستان آمد و کمشنر روس بذرای این تجویز انجنیزان
انکلیس نشده بنابران کرنیل رجوی قاضی سعد الدینخان و نائب الحکومه را تکلیف آن کرد که از مردم بخارا
استشهاد خط حاصل کنند تا در وقت گفتگو با کمشنر روس حجت ایشان باشد که علاقه مذکوره از مضافات ترکستان
متعلقه افغانستانست نه از مضمومات اراضی مقبوضه و متعلقه روس و ایشان بر وفق اظهار کرنیل رجوی سردار
محمد اسحق خان حکمران ترکستانرا خبر دادند که از مردم بخارا استشهاد نامه حاصل بدارد و او مکتوب ایشانرا
بپایه سریر سلطنت فرستاده از حضور اقدس دستوری و اجازت خواست و اعلیحضرت والا برای انتظام این
مدعا کره و کلا بدر روز دو شنبه بیست و یکم ماه ربیع الاول قاضی سعد الدینخان و حکمران هرات را باین مشور ارشاد
و اعلام فرمود که عجب تکلیفیست که افسران کمیشن دولت فخیمه انکلیس بشما کرده و شما آنرا بحکمران ترکستان
رجوع داده اید مردم بخارا بچه واسطه و کدام رهگذر معتمد علیه دول عهدیه بوده اند که حکام افغانستان در
باب حق و سد مملکت خود از ایشان تصدیق و استشهاد نامه ملکیت خود را حاصل می نمودند یا حالا حاصل نمایند
هر گاه تصدیق حدود افغانستان موقوف بنوشته و مهر بزرگان بخارا باشد پس سند و تصدیق بخارائیان در مداخلت
بکرکی و چار جوی و غیره مواضعیکه اینطرف نهر جیحون واقعند چیست و در انیکه حال بین و فصل خاك مقبوضه
دولتین افغانستان و روس نهر مذکور مقرر است هیچ بیننده و مهندس و ممیز را مجال انکار و اعتراض نیست ولیکن
چون سالهای بسیار مواضع مذکوره در تصرف امیر بخارا بوده لامحاله امروز گفته نمیشود که دست آویز مداخلت
او چیست و بمهر کدام سلسله و قوم استشهاد نامه دارد پس حکمران بخارا و دولت خواهان روس هم گفته میتوانند
که خیاب چرا بتصرف امیر افغانستان در آمده اگر اینحرف را آغاز و انشا کنند سخن از سخن می زاید و بي شك
قصه دراز میشود و اگر چه اسباب و آلات حربیه و تدارکات لازمه قتال سکنه مملکت افغانستان در مقابل دولتهای
بزرك اندك است لیکن بکثرت نفوس و همت موفور که خداوند غیور اینقوم را ارزانی داشته حکومت بخارا را
همسر خویش پنداشتن و همتراز و دانسق خود عیب و عار میدانند چگونه کمشنران دولتین تصدیق مردم بخارا را
در حد معین اینقوم سند و معتبر میدانند زیرا که این سلسله و قوم بزرکی و عظمت مردم بخارا را هیچوقت تصدیق
نموده و در عرصه یکصد و چهل و سه سال که دولت افغانیه متعلق بدرانی گشته هر کز مغلوب و محکوم آنها نبوده اند
انصاف بکار است که چون دولت روس در صفحات ترکستان بانهاد و بسیاری از خاك اوزبکیه را متصرف کردید
هیچکس متعرض آنها نشد و سند مداخلت از و نطلبید و از ما قطعه زمین خود ما را تصدیق و سند میخواهند سند
و تصدیق ما دم شمشیر تیز است و سخن ما آواز توپ و تفنگ ستیز واكر منظور کمشنر دولت انکلیس این باشد که
ذمه خود را از عهده مأموریت تحدید حدود زود فارغ بسازد و در بلونگستان شهرت اندازد که بواسطه اهتمامات
کرنیل رجوی امر تعیین حدود دولتین روس و افغانستان بپای رفته فیصله یافت خود همین است که از شما تصدیق
ذکر
گفتگوی
خراب و صدور
حکم اعلی
درین باب
نقل منشور
حضرت والا
که در باب
خیاب شرف
صدور یافت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
