Machine transcription
(٢٥٦)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
و ما از خاندان و هستی هشت هزار ساله گذشته نمی توانیم و دیگر دولتها که بدوستی و رفاقت ما و شما سر می جنبانند تا وقتی خواهند بود که امید بهبود داشته باشند و هر گاه امید بهبودی برای ایشان نباشد پی خود را پس میکشند ما هم بایم و شما و من تا جاندارم کار میکنم ویسرا گفت فوج ما برای امداد شما موجود است ولکن نخواهیم گذاشت که داخل افغانستان شوند مگر خود التماس و خواهش کنید حضرت والا فرمود خیال شخصی خودم آنست که لشکر شما بالشکر من در روز جنگ یکجا باشند و من در وقتیکه اینطرف می آمدم اظهار این سخن را باقوم خود نکردم ام و حال میبینم که روسی از پرده برآمده و از مضایقه گذشته بجنگ پیش می آید و البته امداد لشکری شما را باقوم خود اظهار خواهم کرد و یسرا گفت حال که لشکر روسی با لشکر شما مقابل شده جنگ کشته مناسب نخواهد بود که کپتین دولت ما در معرض ضرر و خطر بوده باشند برای شما در باب آنجا چیست که صدمه برسد حضرت والا فرمود کپتین شما از جای مقابله هر دو لشکر دورند و وقتیکه مقدمه شود اگر لشکر ما فتحیاب شدند هما نست که مردم کپتین شما در امن و سلامت خواهند بود و اگر لشکر ما هزیمت یافتند بقلعه هرات می آیند دو نفر از اهالی کپتین شما با ده نفر ملازم در اندرون قلعه هرات داخل شده باقیسمت غورات و سرحد هزاره جات خود را بکشند برای حاکم المحدود مینویسم که آنها را پناه بدهند تا لشکرها از کابل و غیره حدود در غورات برسانم و آن لشکر از بیرون با مردم روسی جنگ بکنند و آسان نیست که روسی هرات را متصرف شود در وقتیکه هرات بدست وزیر یار محمد خان و خرابه بود محمد شاه قاجار بچهارده ماه نتوانست هرات را تصرف شود و وکلای دولت روس و روم و فرانس و دولت شما همراه او بودند تا از هیات بحصول مراد برگشت حال که قلعه هرات آبادتر از ان زمان و لشکر اماده و باقوت تر است و جباخانه و کدام فراوان فراهم آمده چه جای اندیشه و تشویش است که روسی تصرف خواهد کرد ویسرا گفت هر گاه مردم افغانستان لشکر ما را برای امداد خود قبولدار نباشند نفری کپتین ما را چگونه در هرات محفوظ خواهند داشت سر کار والا فرمود مردم افغانستان را از لشکر بسیار شما واهمه و خوف دست میدهد که مبادا قصد مداخلت ملک ما را داشته باشند و از نفری اندک این توهم را نمیکنند که مداخلت بملک ما خواهند نمود میدانند که برای بهبود کار ما داخل خاك ولایت ما شده اند البته بی خطر آنها را نگاه خواهند داشت ویسرا گفت من مصلحتهای شما را بتار برقی بدولت خود اطلاع میدهم و باشما باز مجلس و ملاقات خواهم کرد حضرت والا فرمود هر سخنیکه در ان پیچ و کره پیدا میشود شما بلندن خبر میدهید و از چهار صد نفر وزرای دولت خود مشورت و صلاح میپرسید و احوال افغانستان را شما از من میخواهید من باخدای خود راز خواهم گفت و صلاح امور خود را از حضرت او خواهم جست ویسرا بخنده و مطایبه گفت شما از ما صلاح بپرسید حضرت والا فرمود صلاح شمارا قوم من پسند نخواهند کرد در امور خارجه بمصلحت شما کار میکنم و در امور داخلهٔ ملك خود بمصلحت شما کار ندارم ویسرا گفت من با سلطان روم و شاه روس مکالمه بسیار کرده ام و هم کلام و همزبان شده ام مثل شما راست گوی و سخن سنج و نکته دان کمتر مردی روز خود دیده ام حضرت والا فرمود زحمتیکه برخود متحمل شده ام از برای راحت و منفعت قومست والا شخصی مثل من در دیای و تکبر اعضا داشته و جمیع عمر را مگر بخیال حکومت افغانستان بخوش طبعی و آزادگی بسر برده و شوق شکار را بحد کمال رسانیده باشد که حکومت و سلطنت خود را بيك روزه تماشای شکار برابر نکند باید ازین مملکت زود و بتعجیل بیرون نمیرفت چکنم که بار ننك و ناموس قوم پیش روی افتاده باید بردوش همت کشیده بمنزل برسانم بلفظ چون سخن بدینجا رسید از مجلس برخواسته هر کدام جانب مقام خود شد
شرح مجلس دوم اعلیحضرت والا با ویسرا
(ومذاکرات ایشان)
در روز شنبه هجدهم ماه مذکور ویسرا از راه بازدید و ملاقات در منزل سعادت محمل اعلیحضرت والا وارد گردیده شرف صحبت حاصل کرد و در وقت مصاحبت ویسرا زبان تکلم گشوده گفت سوال و جواب پریروز را در لندن برای دولت خود اطلاع داده بود و امروز يك پره تابرقی خبر آمد و از روی خبر تار کاغد جان پارلمنت حرف زده اند
شرح مجلس دوم حضرت والا و مذاکرات ایشان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
