Machine transcription
( ٢٤٧ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
خوب خبر دارم و بدولت شما خیر داده ام ویسرا زبان تسلیم بکفت مثل شما مرد شجاع ودلیر امروز کم موجود
خواهد بود ومثل قوم شما قوم بزرك وقوی ودلیر در عالم اندکست حضرت والا فرمود دلیری وشجاعت
من برخودم معلوم نیست و کاردانی بظاهر است از عقل خودراضی هستم که تا امروز بکار قوم من آمده و خیر وبودامور
ایشانرا اختیار کرده از خداوند امید وارم که خوبتر بکارقوم من خواهد آمدویسرا گفت دولت افغانستان در میان دو دولت
قوی و کلان افتاده لازمست که بایکی از دولتین بحکم ضرورت دوستی داشته باشد حضرت والا فرمود من هم همین
معنی را بدرستی دانسته ام وستی دولت شمارا اختیار کرده ام و دروقتیکه از کتل هندوکش گذشتم قصد من دوستی
دولت شما بود ویسرا گفت تشریف آوردن شما بدولت ما بثبوت درستی قول ودلیل ظاهر بردوستی ویگانکیست
حضرت والا فرمود ازدوستی دولت شما نفع تمام بقوم من رسیده و میرسد لهذا برای منفعت قوم خویش دوستی
دولت شمارا اختیار کرده ام و امید میکنم که از برای منفعت قوم خود تا با دولت شما ملاقات کرده ام دوستی بردوام
باشد ویسرا گفت آنچه که شما در مدت دوستی خود بدولت ما اظهار کرده وازهر گونه احوال خبر داده اید من
اگر در روم واکر در روس بوده ام بپاره ای آنها موافقت داشته ام زیرا که ازلندن نقل خطوط شمار ا بطور روزنامه بپوله
برای من فرستادند حضرت والافرمود پس افتادن کار خود را در مدت چهار سال از مخالفت دو فرقه وزرای شما که مراد
از لیبرل و کنسر وی تو باشد میدانم که رای يك فرقه با دیکر فرقه موافق نمی بود وجناب لارد ریپن را ملامت نمیکنم
و وزراء را هم نیکویم که خیر خواه دولت خود نبودند البته احتیاط میکردند و از احتیاط بسیار سخن را بتاخیر
انداخته بودند اینست که مدت چهار سال کارپس افتاد وایسرا گفت گذشته گذشت تدبیر آینده ضرور است
حضرت والا فرمود کار آینده بسیار سخت شده و كرهيكه بدست کشوده میشد بدندان کشید. در وقت تدبیر شما
تاخیر گردید حال فرصت تدبیر نیست و یسرا اظهار کرد که حال که دولت روس مهلت نمیدهد شما گذشته را یاد
نکنید حضرت والا فرمود اختیارات افغانستان مثل کلاه نیست که از سر خود بردارم و باز بر سر خود بگذارم
حكم من برقوم من جاریست و ليكن درقوم در قبضه قدرت و اختیار من نیست اینقدر میگویم که دوستان من البته
بکاریکه اقدام کنم متابعت میکنند و دل اقوام بموافق رأی من حرکت خواهند کرداما در وقتیکه انتظام بیابند
بحال که با شما دوست هستم و بخانه شما از راه صدق و دوستی آمده ام باید راست بگویم که مردم افغانستان هنوز انتظام
نیافته اند خصوصاً در این روزها که مدعی پیش قدمی کرده و سرحدات از سپاه محکم نشده و لشکر های من بهر گوشه
و کنار افتاده محافظ و بهره دار فتنه جویان افغانستان میباشند چنانچه لشکری که در کنم مقرر کرده ام برای حفاظت
سید محمود مقرر شده اند و لشکری که در بشبلاق افتاده بپره دار مردم شینوار میباشند ولشکریکه همراه رحیمدر خان
جبرال در منگل رفته بودند برای دفع فساد بدهای آنجا رفته بودند و بدخواهان ممراتها در پشاور جای داده بودند
هرچه مردم را بفساد انگیخته اند از دست اینهاست و دیکر سلسله بدخواهان که در ایرانند قبض شما نمیباشند
و محبوس دست شما نیستند پس در مملکتیکه این همه اسباب فساد باشد اگر دولت پخته دو هزار ساله باشد بی نظم
خواهد شد چه جای افغانستان ویسرا گفت امروز تحقیق و صحیح است که روس در قفقاز و مرو لشکر تیار میکند
و در کل دنبال او جنك خواهد بود اعتماد شما باید بدولت ما بوده باشد اعلیحضرت والا فرمود اعتماد من هست اما
از خود من لکن از مردم افغانستان اعتماد بمرور حاصل میشود و آن در وقتیست که وحشت و خوف ورعب ازدل
ایشان برطرف گردد آنگاه میشود که اعتماد حاصل کنند ویسرا گفت شما را از کاغذی که در باب استحکام قلعه
هرات نوشته ام چه تدبیر واندیشه صواب در خاطر است حضرت والا فرمود استحکام هرات را بالشکر خودش
که مردم افغانند منظور دارید یالشگر خود ویسرا گفت اگر شما امداد لشکر را قبول کنید امداد لشکری
داده میشود حضرت والا فرمود من این سخن را باقوم خود صلاح نکرده ام نمیدانم که قوم من رضا میدهند
یا نمیدهند ویسرا گفت از گفتار شما چنان معلوم میشود که از امداد لشکری پهلو تهی میکنید حضرت
والا فرمود من از حراتیکه باقوم صلاح نکرده ام جواب شما را گفته نمیتوانم و از امداد لشکری شما پهلوتهی
نمیکنم هرگاه مردم افغانستان آشنای امداد را از دادن اسلحه و یراق و جباخانه و غیره لوازم ملاحظه
کنند بعد امداد لشکری شما را كمك وقوت کار خود میدانند ومن میگویم که البته امداد لشکری شما لازم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
