Machine transcription
( جلد اول ) ( ذکر سلطنت اعلیحضرت تیمور شاه ) ( سراج التواریخ )
( ذکر تنبیه و سرزنش شاه مراد بی حکمران بخارا )
در خلال احوالیکه مرقوم شده آمد شاه مراد بی از گرفتاری شاه محمود غیاب وسند فرصت یافته اراضی خراسان و ترکستان متعلقه افغانستان را جولانگاه تاخت و تاز ساخت و مال و منال رعایا را غارت کرده شور و آشوب در انداخت و اعلیحضرت تیمور شاه برعایت موادعت درملت از کردار او تغافل نموده کار دیگر ممالك محروسه راست می فرمود تا که در هنگام توجه موکب شاهی بجانب بهاول پور شاه مرادبی بعزم نهب و غارت خراسان لشکر کشیده مرو را متصرف شد و سکانش را تاراج کرده سی هزار تن را از آنجا کوچ داده در نواحی بخارا برده مسکن داد و بعوض آنها از رؤسای شهر سبز و بخارا جمعی را اقامه مرو گماشته بنیاد تعمیر و ترمیم آنرا برای مردم رعایای خود نهاد وانگهی پس از مراجعت سفر ملتان سمرگشته با اعلیحضرت تیمور شاه رسید واو نخست باستصواب آرای اراکین سلطنت خویش مکتوب هدایت اسلوبی مرقوم فرموده نزد شاه مراد بی فرستاد تا از جاده جهالت عنان باز کشد و کار بخونش دادن جوش نبخشد اما او نامه شاه را نپذیرفته بل جواب هم نگفته رد کرد و اعلیحضرت تیمور شاه عزم سفر ترکستان را شهرت داده بآئلی بنیاد حرکت بجانب آن بلاد نهاد که شاید شاه مرادبی از آوازه لشکر کشی وی آگاه شده بدون خون ریزی راه چاره خجلت شود و طریق سعادت پوید تا که آهسته آهسته اسب رانده در ماندنی مچ وارد آقچه شد و از انسوی شاه مرادبی با پنجاه هزار سوار روی بمقابله نهاده در برابر اردوی شاهی صف آرا گشت و بومیّه جنگ قراول (۱) باهراول (۲) روی نمیداد تا که روزی شاه مراد بی برادر خودر اباسی هزار سوار بعزم شبیخون از نهر جیحون عبور داد که در عقب لشکر اعلیحضرت تیمور شاه خویشتن را رسانیده شبانگاه (۳) رسوا و نا سازند و اعلیحضرت تیمور شاه آگاه گشته دلیران را بآراستن سلاح امر کرده هنگام عصر سر راه بر گرفته جنگ در پیوست و جانبین بکشش و کوشش پرداخته خون همدیگر را ریخته آخر الامر افاغنه چیره دست گشته بخارائیان شکست یافتند و شش هزار تن از اوزبکان وجهی از افغانان کشته شده شاه مرادبی ازین هزیمت خوفناك گردیده یکی از اجله علمای عصر را از بخارا خواسته بعذر خواهی نزد اعلیحضرت تیمور شاه فرستاده پیام داد که پس ازین مصدر امری که موجب عتاب شاه باشد نخواهد شد و بیرون از اطاعت و انقیاد راهی نخواهد پیمود و شاه عذر او را پذیرفته موقوف بدین شرط گذاشت که نادم و ایسین برین گفته خود راسخ و بوثابت قدم بوده عدول و نکول ننماید و الا جزای کارش بکنارش نهاده آید پس شاه مرادبی انکشت اطاعت بر دیده قبول گذاشته عدول از سخن خویش را ناقض عهد انگاشته عهد نامه با تحفه و تشوق بسیار برسم پیش کش فرستاد و شاه از عطای خلع فاخره خسروانه اور اسرافراز فرموده نقاط فاصله بین مملکتین را معین نموده مراجعت کرد و در وقت عبور از کتل هندوکش اکثردواب و استر بی از سپاهیان بر کاب ظفر انتساب قتیل دست برد برد گشت
ذکر تنبیه و سرزنش شاه مرادبی
(۱) قراول پیش رو لشکر و هم فوجی که برای تعیین موضع جنات معین میشود
(۲) هراول فوجی که از همه پیش باشد
(۳) یعنی شب هنگام
ذکر فتنه آزاد خان صوبه دار کشمیر
ذکر فتنه آزاد خان بن حاجی کریمداد خان صوبه دار کشمیر
توضیح این مقال اینکه حاجی کریمداد خان عرض بیکی از حضور اعلیحضرت احمد شاه بحکومت کشمیر مأمور شده پس از فوت او آزاد خان پسر کهترش از طرف پادشاهی مسند نشین حکومت پدر خویش شده دیگر برادران خود را از کشمیر بیرون کرده و ایشان راه درگاه شاه پیش گرفته از حضور پادشاهی نوازش یافتند و خود آزاد خان بحکومت پرداخته مالیات آنولایت را در کیسه و گنجینه آمال خود نهاده اعیان سپاه را از عطای زر و دادن خلعت بهره ور گردانیده سه هزار نفر از مردم سکهه وغیره نوکر گرفته داخل لشکر کرد بعد از ان از رسانیدن مالیات کشمیر سرباز زده گردن بغی برافراخت و اعلیحضرت تیمور شاه ازین کار او بر آشفته نخست میر محمد علی خان مخاطب بكفايت خان موسوی را بدلالت و هدایت او از کابل مأمور نمود که او را زبان استمالت نماید تا کار بشمشیر وسنان نکراید و او وارد کشمیر شده با وجود سفاکی و بیباکی آزاد خان دلیرانه زبان باندر زاو کشوده تخویف و تحذیرش نموده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
