Machine transcription
(٤٢٢)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواریخ)
عالی برای جهان آرا کشته فرستادن خانواری را محول باستصواب فكر واندیشه حکمران موصوف فرموده او هزار خانه بار از مردم جمشیدی را بخواهش ورضای خودایشان در بالا مرغاب فرستاده مسکن دادوچون درین وقت دولت روس بتسخير سرخس که دولت ایران از مشهد لشکر کشته بیرق تصرف و استحکام آنرا برافراشته بود تصمیم عزم نموده بتمهیدات تصرف آن پای استیلا پیش نهاد و اسنیوارت نام نائب و زیر مختار دولت انگلیس از علاقه خواف براه خفاجانب سرخس رهسپار شد که از اراده دولت روس علم حاصل کرده آگاهی جانبر ابدولت انگلیس آگهی دهد که اندیشه بمآل کار نماید اما قبل از ورود او در انجا دولت روس لوای تصرف آنرا بر افراشته اوبین نیل مقصود داخل دره گز شده مرو ترا که آنجا راهی چند اغوا کرده ترغیب بشورش نمود فائده ندیده در مشهد رفت و نیم مردم ترکمان درۀ گز حکم پذیر جان اوزکنیچ گشته نصف دیگر رهسپر طریق اطاعت مخدوم قلیخان مروی شدند و مقارن اینحال مکتوب مردم نجده و ایلات نواحی آن مصحوب قاصدی از خود آمردم بنائب الحکومه هرات رسید که نامه از حاکم مروو رهبر ترکمان پای اوزکنیچ بتوسط مردم یلتان برای مردم نجده بوصول پیوسته است که بزرگان ایشان نزدخان اوزکنیچ شده فرمان پذیر او شوند و مردم نجده و ترکمانان سارق جواب او نعم را موقوف باستصواب رای حکمران هرات داشته اند فقط و نائب الحكومة هرات بصوابدید سردار عبدالله خان یموری و پلنك توش خان جمشیدی در جواب مردم نجده وتراكمه سارق مرقوم ومرسول نمود که علاقه نجده از مضافات هراتست كبيرا مجال توسع در مداخله آن نبوده و نیست و ایشان ازین مکتوب حکمران هرات فرستادۀ حاکم مرورا بی نیل مرام باز گردانیده با يلخان نام که خدای علاقه نجده ومحمد یوسف بيك كرخى محاكم هرات پیام دادند که مردم نجده فرستاده حکمران مرو را عذر نهاده و جوابدادند که هر وقت خان اوز کنیچ مرور ا ایشان بسپارد آنوقت اطاعت او راپذیر اشوند ولیکن این امر همگی وقوع پذیر نیست و پس از ارسال و مرسول مكايب مذکوره فتح الله بيك فيروز كوهى بخواهش خودش و محمد سرور خان غوریانی باراده ابراز تخاصم بكار نائب سلطا نجان افشار بتعليم نائب الحكومة هرات رهسپار کابل شده چون شرفیاب حضور اقدس والا گشتند داستانی از ذمایم و قبائح نائب سلطان خان افشار بعرض خورساندند و اعلیحضرت والاغرض هر دو تن را بفر است و کیاست ملوث بغرض و تعلیم دانسته مأمور باقامه کابل فرموده از رفتن هرات بازداشت و حکمران هرات پس از رهسپار شدن آندوتن بجانب کابل و امرتوقیف ایشان امور شهر و اطراف را بحسب الاوفر استمز جان محول داشته خود جهت استحکام سرحدات بموجب فرمانیکه قبل ازین بنام او وسردار محمد یوسف خان وسردار نور محمد خان وسردار محمد اسحق خان و داد محمد خان حکمرانان فراه وقندهار و ترکستان و جلال آباد چنانچه رقم شد شرف صدور یافته بود که نقشه سرحدات را بفرستند از هرات رهسپار غوریان گشت و قلعه کهنه آنجا را امر بمرمت کرده قلعه جدید نیز احداث نمود و در تمام مواضع مستعده سرحدات محافظ گذاشته از جمله در هر برج از بروج پانزده گانه که قلیچ خان برای اقامه محافظ در عهد شاهجهان مغولیه تعمیر کرده ومتروك بود دو تن پیاده و یکسواره تعین نمود و خمهای سفالین جهت آنها و جابرین در همه بروج نهاد که از آب بی نیاز باشند بعد در کوهسان مراجعت کرده مکتوبی مصحوب سید قاسم نامی بوالی خراسان در مشهد فرستاده پیام داد که بعضی از بدخواهان دولت رامل پسران عبدالله خان ناصری و داد محمد خان الکوزائی وغیره که در مواضع قريبه سرحد افغانستان مسکن گزیده اند دور ساخته در ولایت بعیده جای دهد که فتنه در افغانستان حادث نسازند و خود از آنجا مراجعت کرده داخل هرات شد وركن الدوله والی خراسان فرستاده او را اعزاز واکرام کرده و محصل گذاشته پسران قاضی عبد السلام خان و عبدالله خان ناصری واحمد محمد خان میر آخور را که از افغانستان فرار کرده در خاك ايران بقرب سرحد افغانستان سکنی گزیده بودند بجانب ولایت بعیده کوچ داده سید قاسم خان فرستاده حکمران هرات را ترخصت بازگشت هرات نمود
(ذکر محصل کاشتن والی میمنه بتحصيل ماليات)
( مرغاب و شرح حال مردم نجده )
وهمدرین آوان دلاور خان والی میمنه که از رهسپار نشدن افواج قاهره بدان و آسوده خاطر گردیده و دولت را گرفتار دیگر مهام مملکت ونظم ونسق امور سلطنت دیده بود محصل جهت وصول ماليات قلعه ولى واقع شش
ذکر محصل
کاشتن والی
میمنه و شرح
حال مردم
نجده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
