Machine transcription
( ٤٠٧ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
که اتفاق افتد و آگهی دادن آن بحضور ضرور باشد بکار گذاران پایه سرير سلطنت خبر داده امور و اخبار
سرحدیه را از هر باب که باشد در پرده خفا نگذارد و واقعه را که متعلق بحکمران فراه باشد در آنجا خبر دهد
و خبری را که ضرورت رسیدن بحضور داشته باشد بلا مضائقه کابل در گاه نماید (۶) ششم آبادانیکهسردار موصوف
در نهر جدید قلعه فتح کرده چون زحمت بکار برده و اخراجات نموده است و سر فراز خان و پسر ابه خان بلوچ
دست مداخلت و مشارکت بدان در از کرده اند رجوع رفع منازعه و قطع مناقشه آردون را نزد حکمران فراه
دانسته در آنجا بایشان فیصله کنند فقط بعد سردار شریف خان رخصت یافته چون وارد چخانسور شد حقیقه اء
در نهر قلعه فتح بثبوت پیوسته سرفراز خان بامر پادشاهی در موضع چاه گی که موطن اصلی وی بود رفته امر شد که
دیگر داخل خاک افغانستان نشود و مقارن اینحال غلام حسین خان بن سردار شکر الله خان از حضور انور برای
تصفیه منازعات و مناقشات طوائف چاخی و مردم اریوب و منگل و غیره مامور خوست شده برفع اسباب عداوت
بين الطوائف پرداخته همه را اصلاح کرد
وقایع سال هزار و سه صد هجری صلم
و قایع سنه
۱۳۰۰ هجری
صلم
(۱) شیوا
فصیح و بلیغ
چون مردم کتو از وزرمت از قراریکه مذکور گشت سردار محمد حسن خان حکمران غزنین را بوعده دادن
ادای مالیات ایشان که دولف روپیه میشد فریب داده از نزد او عساکر خویش باز گشتند چند روزی سمندر
خان را که برای تحصیل وجوه مال دیوانی از حضور اقدس والا مأمور آنجا شده بود بلیت ولعل معطل داشته
در پایان کر از امر پادشاهی سر باز زده جوابش دادند و اعلیحضرت والا از عرض حکمران غزنین که سمندر خانش
آگهی داد و او عرض پرداز پایه سریر سلطنت شد مطلع گشته در ماه محرم که سال سوم سلطنت با سعادتش بود
سردار محمد محسن خان را از حضور مأمور غزنین فرمود که با حکمران آنجا و سواره و پیاده نظام و توپخانه
مقیمه غزنین و مقرو کلات و احشام و ایلات آنولایت بسالاری خویش و سردار شیرندل خان راه سرزنش آن
مردم بدمنش پیش گیرند و از قفای او برگد غلام حیدر خان بن سگندر خان آبو کرالی با صد تن از سواران نظامی
از راه اوبو گرد مأمور خوست شد که با افواج غزنین و مقر و کلات ساز حرکت ساز کرده اساس قنات آغاز نهند
آن مردم بدخوی فتنه جو را بموعظت و نصیحت هدایت نماید و اگر قبول اطاعت نکرده در جهالت محکم
و استوار باشند همانا با وصول لشکر در ان بوم و بر گرفتار کفتار او شده فکری دیگر نیندیشند که کار را دشوار
سازند و با سپاه پادشاهی چنانچه بغی ورزیده اند کینه آغازند چنانچه برگد موصوف وارد آنجا شده بشیوا زبانی (۱)
و شیرین بیانی ملکان قوم صالح خیل را تسلی و اطمینان خاطر داده بمواعيد مراحم و الطاف شاهانه حضرت والا
دل داری کرده رهسپار طریق فرمان برداری ساخت و عریضه مشتمل براستد عای عفو تقصیر و متضمن برادای
مال دیوانی و اطاعت و انقیاد امر و نهی سلطانی از طرف بزرگان مردم مذکور با عریضه مشعر بر التماس شفقت
از جانب خود ارسال پیشگاه حضور اقدس نموده منظور نظر عاطفت گستر گشت چنانچه سردار محمد محسن خان
را امر توقف غزنین صادر شد که در آنجا درنگ کرده نگران کردار و گفتار آن قوم که اظهار ایشان را
چنانچه باید اعتباری نیست باشد تا بر طبق صدق و کذب وعده و اقرار ایشان رفتار نماید و غلام حیدر خان بر گد
بتحصیل بقایای وجوه دیوانی و استرداد اموال تاراجی که آن مردم از یکدیگر غارت کرده بودند پرداخت و در
اثنای اینحال احمد خان لکبند خیل غلجائی بهانه امور زمینداری خویش که در علاقه زرمت داشت در آنجا
رفته باغوای آن مردم کوشش همیکرد که از دادن مال دیوانی و اطاعت پادشاهی سر باز زده شورش آغاز
کنند و دوباره کار بغاوت ساز نمایند و حکمران غزنین بشرارت او از مکتوب بر گد غلام حیدر خان آگاه
گشته مال و ملکش را ضبط دیوان اعلا نمود و ندمت مردم اندری را ازین امر عنان اطمینان از دست
رفته متوهم و هراسناك شدند و حکمران غزنین سلطان محمد خان بن صحبت خان خار جی را نخست در زرمت نزد
احمد خان فرستاد که از راه استمزاج علم با زاده و مقصد او آورد و او با سلطان محمد خان همان اظهار سر رشته امور
زمینداری خود را که بهانه ساخته و در آنجا رفته بود کرده دیگر چیزی مکشوف نداشت اما سلطان محمد خان از ناصیه حال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
