Machine transcription
( ٤٠٠ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
و تاختن مال رعايا اگرچه سر بخط فرمان نمی نهادند سردار عبد القدوس خانرا اجازت لشکر کشیدن
نداده امر تنبیه و تهدید میر سلیمان بيك را موقوف وحواله تدبیر فرمود چنانچه محمد علیخان افشار حاکم دای زنگی ودای
کندی را ازرکان هردوطایفه که طریق اطاعت و خدمت می پیمودند چون محمد امير بيك ايلخانی و حسنعلی بيك و عليجان بيك
وقاسمعلى بيك ويزدان بخش بيك و محمد حسن بيك وحسن بيك وسيدرضابخش و مرتضى بيك و ابراهيم بيك و قنبر علي بيك
بفرمان طلب در کابل خواسته همه را از الطاف شاهانه بعطای خلعت مفتخر ساخته نيك بنواخت واز جمله محمد
حسن بيك را که از امور الا درباب واگذاشتن چیزی زمین زروعی یکی از اقوامش سرباز زد از رفتن درملك
باز داشته با عيال و تعلقاتش مأمور باقامت كابل نموده سه چهار تن از پسران و نبیره گانش را بملازمت سواره نظام
شاهی در یشت و متی در بار معدلت مدار تعیین خدمت فرمود و محمد علیخان اباسته های خودش نزد پدرش نائب سلطانخان
افشار روانه هرات ساخته و بعوض او محمد سعید خان قوشبیگی را از مأموریت حکومت هزاره دای زنگی و دای
کندی بنواخت و با میران مذکور در آنجا فرستاد ومير سلمان بيك از مشاهده این نوازش رشک برده بالخطه
وعده راه اطاعت پیش گرفته از درک سعادت عتبه بوسی سر افتخار برافراخته مورد مراحم ملوکانه شد
ذكر وصول
فرستاد گان
والی خراسان
و امير عليخان
در هرات
(١) قرا نام
طایفه یا نام
جائست در
خراسان
(٢) تقلیم
بوسیدن
( ٣ ) عتبه
چهار چوب
دروازه
ذكر ورود حسینعلی خان فرستاده والی خراسان
( ومير محمد اياز خان فرستاده امير عليخان )
و همدرین هنگام حسین علیخان فرستاده رکن الدوله والی خراسان از سبب هزار و بصد راس گوسفندان
مردم قرائی (١) که دوازده تن فراهی بتاراج آورده بودند وارد هرات شده از سردار عبد القدوس خان حکمران آنجا
التماس استرداد کرد واو معروض پایه سرير سلطنت داشته حكم والا بنام سردار محمد یوسف خان حکمران فراه
شرف نفاذیافت که گوسفندان منهوبه را دستیباب کرده مسترد نماید چنانچه او بر طبق امر والا گوسفندان و دزدا نرا
گرفته در هرات نزد سر دار عبد القدوس خان فرستاده او یکتن از دزدان را که شبان رمۀ مذکور را بقتل رسانیده بود
بدار سیاست کشیده دیگر انرا در زندان هرات محبوس کرده گوسفندان را سپرد حسین علیخان نمود و مقارن اینحال
مير محمد اياز خان فرستاده امير على خان قاینی نیز حاضر دربار هرات شده از سردار عبد القدوس خان استدعای عفو
مالیه زمین واقع قریه کلن کرد برات امير على خان را که هزار و سه صد و هشتاد روپیه قران بود نمود و او بموجب
صدور حکم اقدس و الا که در جواب عرض تلگرافت بصيغه معافی و مرفوع القلمی ثبت دفتر هرات کرده هردوتن
فرستاد کان والی خراسان و امير علي خان را از طریق نوازش خلعت داده متناسب حال والی و امير على خان
هدیه و تحفه از خود مرحمت کرده باعزاز و اکرام رخصت مراجعت داد و در خلال اینحال محمد ابراهيم خان و محمد
اسمعیل خان پسران حاجی حسین علیخان تاجر تربت عیسی خانی که در سال هزار و دویست و هشتاد و پنج هجری
چنانچه در جلد دوم این نگارش نامه مرقوم گشت اعلیحضرت والا را که از آنسروز مین جانب مشهد مقدس
میگذشت خدمت بسزا کرده بود از تقلیم (٢) عتبه (٣) علیای سلطنت مستسعد گشتند و اعليحضرت و الا بازای خدمت حاجی
مذکور پسرانش را بيك نوازش فرمود و از آنوقت تا حال که سال هزار و سه صد و سی و دوي هجری و زمان تأليف
این خجسته کتا بست بآتن دو تن وغیره نبیرگان حاجی موصوف که همه ساله شرفیاب زیارت سده سنیۀ این سلطنت
میشوند زیاده از يك لك و پنجاه هزار روپیه از دولت برده اند و هنوز آمده و میبرند و هم مطابق این ایام پیسر نام روسی
از راه جاسوسی وارد غوریان شده آخوند زاده نظام الدین خان سرحد دار آنجا با او ملاقات کرده جانب خواف
راه عبورش داد و این امر از عرض سردار عبد القدوس خان بگوش داد نیوش اعلیحضرت والا رسیده چون
معروض داشته بود که آخوند زاده مذکور او را ایلچی دانسته راه عبور داده است مورد عتاب شاهانه شد
چنانچه منشور تنبیه و تهدید از حضور والا بنام او بصدور پیوست که غلط کردید و خطای بزرگ نمودید که بدون
امر واجازت ما شخص بیگانه را از سرحد اذن گذشتن دادید بارها ارقام و نهارا اعلام فرموده ایم که احدی را
از عمال سرحد افغانستان مجال عبور و مرور ندهید مگر حاملين مكاتب که بنایه فرستادگان خان خوارزم
و حکمران خراسان و امیر قاین باشند چنانچه ایشان بقانون شایسته نزدهما آمده و اعزاز و اکرام مناسب دیده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
