Machine transcription
(٣٥)
(جلد اول) (ذکر سلطنت اعلیحضرت تیمور شاه) (سراج التواریخ)
و از پس پسر پدر را زنجیرهای آهنین پاره پاره کرده حکم پادشاهی اصدار یافت که همچنین در هر جا هر کرا ازین فرقه بیابند بلادرنگ آهنگ قتلش کرده زنده نگذارند و از صدور این حکم همه مردم سکھ بشعب جبال شامخه و تنگنای مغارات ضیقه خزیده پناه گزیدند وزیست مخفیانه اختیار کرده همچنان در مضایق (١) ومخالق (٢) روزگار میگذرانیدند تا که از حملهٔ اعلیحضرت نادر شاه افشار بنیاد سلطنت کورگانیه روی بانهدام و انکسار نهاد باز آن گروه را نیروی درباز و حاصل گشته از کوه فرود آمدند و هنگامه آرای قتال و جدال شده در هند و پنجاپ استیلا یافتند واکثر مساکن و مواطن را خراب و یباب کرده ابواب تاخت و تاراج بکشادند تا که اعلیحضرت احمد شاه درانی را دست حمایت مسلمانی گریبان گیر گردیده چند مرتبه بقراریکه مذکور شده آمد روی انتقام بدانوی آورده جزای کار بکینار آنها نهاد و بغایات و تصرفات مابعد اینطایفه که در عهد اعلیحضرت تیمورشاه و اعلیحضرت شاه زمان و اعلیحضرت شاه شجاع و پسران سردار پاینده خان بوقوع پیوسته مرقوم شده میآید .
(١) جاهای تنگ
(٢) جاهای لغزیدن
—( ذکر سلطنت اعلیحضرت تیمور شاه )—
( ابن اعلیحضرت احمد شاه درانی )
ذکر سلطنت اعلیحضرت تیمور شاه
چون اعلیحضرت احمد شاه قراریکه مذکور گشت از جهان در گذشت شش پسر چون شهزاده تیمور (١) و شهزاده داراب (٢) و شهزاده سلیمان (٣) و شهزاده شهاب (٤) و شهزاده سکندر (٥) و شهزاده پرویز (٦) از وی باز ماندند و از جمله شهزاده تیمور و شهزاده سلیمان پادشاهی کرده دیگران بی نام گذشتند و خاندان این سلطنت را سدوزائی میگویند بدین معنی که اعلیحضرت احمدشاه (١) مرحوم بن محمدزمانخان (٢) بن سرمست خان(٣) بن شیر خان (٤) بن خواجه خضر خان (٥) بن سدو است(٦) و این سدو بقرار ذکر صاحب کتاب حیات افغانی در ماه ذی الحجه سال ٩٦٥ نهصد و شصت و پنج هجری تولد یافته بموجب امر شیخ اکوی زاهد موسوم باسدالله شده به به بود وحشت سالیزندگی کرده نامش بتلفظ عوام معروف بسدو گردیده است و وی بن عمر(٧) بن معروف(٨) بن بهلول(٩) بن کنی(١٠) بن بامی(١١) بن حبیب(١٢) بن پوپل(١٣) بن زیرک است(١٤) و از پنجازیرک و الکو و پوپل منشعب شدهاند زیرا که همۀ اینان پسران زیرکاند و او بن عیسی(١٥) بن رچر (١٦) بن افغان(١٧) بن ترین(١٨) بن شرف الدین (١٩) معروف بشرحیون بن سره بن(٢٠) بن عبد الرشید (٢١) ملقب به پتان است الغرض وزیر شاه ولیخان با سلطنت شهزاده سلیمان داماد خود را مدنظر داشت بعد از طی بساط سوك اعلیحضرت احمد شاه او را بتخت جلوس داد و شهزاده تیمور که متمکن ایالت هرات بود با لشکر آراسته راه قندهار برداشت و مقارن اینحال مدد خان ( اسحقزائی ) و غیره چند تن امراء که از تسلط و استعلای وزیر شاه ولیخان آزرده خاطر شده بودند از قندهار رو بجانب هرات آورده بشهزاده تیمور پیوستند و وزیر شاه ولیخان از توجه شهزاده تیمور بطرف قندهار اندوهناك و بیقرار گردیده بمشورت و صوابدید شاه سلیمان با ١٥٠ یکصد و پنجاه سوار از راه خپله بطریق استقبال شهزاده پیش گرفت که شاید او را بفسانه و فسون فریفته بخود مهربان سازد و در فراه بعسکرگاه شهزاده تیمور راه نزديك کرده بخبر داخل اردو شده فرود آمد و شهزاده و سران سپاه از ورود او آگاه گشته همگنان باتفاق قاضی فیض الله خان شهزاده را بمدانمبر آوردند که او را قبل از درك ملاقات بمرگ رسانند تا از فصیح بیانی و شیواز بانی کار را دیگر گون نسازد و شهزاده چون از تخت نشینی برادر كوچك خود سلیمان که بواسطهٔ وزیر شاه ولیخان شده از او آزرده خاطر بود در منزل سیاه آب واقع غربی بکوا انکوخان بامیزائی را مأمور قتل شاه ولیخان کرده و او باتفاق و همدستی اسلامخان ویرا با دو فرزند و دو تن خواهر زادگان از چندق بقتل رسانید درین واقعه بیانیکه محقق و مطابق واقعست اینکه اعلیحضرت بسراج الملة و لدین فرمودند و درج کتاب شده که وزیر شاه ولیخان نظر باینکه مبادا از سبب حاضر نبودن شهزاده تیمور که در هرات بود مردم فتنه جوی نکوهیده خوی دست بتاراج خزاین و کارخانه جات پادشاهی کشوده ناموس دولت بباد رود پس شهزاده سلیمان را برای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
