Machine transcription
(٢٦٤)
( جلد دوم ) ( ذکر شر وشور ایام فتور افغانستان ) ( سراج التواريخ )
خان فرستاده از توجه خود بوی آگهی دادند واز قفای ان نامه اسپ رانده پاسی از شب گذشته چون بقریه
شیرخان رسیدند سردار محمد سرور خان قصد درامدن شهر کرده سردار محمد اسحق خان و سردار عبدالقدوس
خانش مانع گردیده از پاهای قضا ملتفت منع آن دون نشده باعتماد شریت علی نام خادمتی راه دخول بجانب شهر
بر گرفته دق الباب کرد و در جواب از سوال دربان گفت نامه از جنرال غلام حیدر خان برای قادر خان حاکم
آورده ام و چون دربان در را کشوده وی داخل شد حاجبش شناخته بکفت که از چه مقاطعه نموده شهر درامدی
او ما فی الضمیر خویش مکشوف داشته در بانش مانع کشته گفت ازینجا که آمده بر گرد که حاکم محبوست خواهد
کرد و هم اگر حال باز گشته فردا بیائی من و مردم شهر بدره خواهیم بود و سردار محمد سرور خان که از ورود
سردار عبدالرحمن خان در نواحی بدخشان خبر داشت گفتار دربانرا وقعی نگذاشته بعزم ملاقات قادر خان حاکم
راه برداشت و چون بنزد او رسید در حال محبوسش کرده دست یکتن از کرنيلان سواره نظام سپرده امر کرد
که پاسوارد که در تحت رایت دارد از راه دشت ارژنه ضبعی که کسی نداند در مزار شریفش رساند و کرنيل
موصوف ازین راه کسی نزد جنرال غلام حیدر خان فرستاده ازین امر آگاهش کرد واو دیگر کار گذاران امیر
محمد یعقوب خان که در مزار شریف بودند کنکاش کرده قتل آن مظلوم را از اهم امور امضا کردند که مبادا
مردم اطراف از تراکمه و اوزبکیه وغیره از رسیدن او در شیرخان خبر یافته فتنه را انگیزند پس جنرال غلام حیدر خان
رضوان نامی از خدام خود را بایکنتن از ندیمان غلام محی الدینخان حاکم سرپل مأمور نمود که سردار محمد سرور
خانرا بقتل رسانند و هر دو تن رفته در بین راه دشنه ش را در ده وادی برید و بیجاری کرده سرش را جهت اثبات اقدام
شان بدین کار نامز او از نزد جنرال غلام حیدر خان حاضر کردند و سردار محمد اسحق خان با سردار عبد القدوس
خان همچنانکه از شیرخان راه بر گرفته بودند بی آنکه از سردار محمد سرور خان خبری گرفته از حالش مفهوم
شوند روی بسوی میمنه نهادند و دلاور خان والی میمنه آگاه گردیده مردم تراکمه را امر کرد که هر دو تن
سردار را کرفتار سازند و ایشان از حکم دلاور خان سرباز زده گفتند که ایشان عم زادگان سردار عبدالرحمن
خان هستند و شایان نیستند که دستکیر واسیر شوند بلکه آجان ونوان داشته باشیم طریق خدمت پیش گرفته رشته
اطاعت ایشانرا بردمت خویش نیم چنانچه مطابق گفتار خود دوهزار خانوار بدره هر دو سردار هم آمده و دلاور
خان والی میمنه که خیال دستکیر کردن هر دو تن سردار را در دل داشت از عهده واراده خود مأیوس کشته ایشانرا
رفتن هرات ترغیب وتحریص نمود بامید اینکه سردار محمد ایوبخان دستكير شان کند چنانچه هر دو تن جانب هرات
رهسپار شدند و مقارن اینحال جنرال غلام حیدر خان سر بریده سردار محمد سرور خان مرحوم را دیده بسلطان
مراد خان میر قطغن نامه فرستاد که پا در دار عبد الرحمن خانرا بنابه سردار محمد سرور خان بقتل رساند
و دستکیر ومحبوسش کرده روانه مزار شریف نماید و او پاسخ داد که سردار مبینه کور در بدخشان واز دست
تقلب من بیرون است
ذکر فرستادن انگلیسان مستوفی حبیب الله خان را
( در هند وفرار کردن سردار محمد هاشم خان )
ذكر اخراج
مستوفی
حبیب الله خان
در خلال احوال مذکوره میرزا حبیب الله خان مستوفی از قتل - برادر محمد سرور خان بدست جنرال غلام و فرار کردن
حیدر خان و نامه مودت خاتمه سردار عبدالرحمن خان که بانگلیسان چنانچه مذکور شد فرستاده بود آگاه کشته سردار محمد
ومیل انگلیسانرا بدوستی سردار موصوف دیده و دانسته بذريه مکتوب جنرال محمد جانخان و عبدالقادر خان هاشم خان
وردك وتاجيك را خبر داده سفارش و تاکید کرد که میباید برغم - دار عبدالرحمن خان که انگلیسان با او راه
مراوده پیش گرفته اند کمر همت بر بسته سد راه سپاه انگلیس شوید که اگر از قند هار بجانب کابل
رهسپار شود کامیاب نگردند و این نامه را انگلیسان بصرف بیست هزار روپیه کامدار بدست آورده برای الزام
میرزا حبیب الله خان و نیز برای اینکه از بن امیر خبر دوستی دولت انگلیس با سردار عبدالرحمن خان سمر و مشتهر
شده بوی برسد سردار ولی محمد خان و سردار محمد یوسف خان و سردار محمد هاشم خان و سردار محمد ابراهیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
