Machine transcription
(٣٤٠)
( جلد دوم )
(ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان )
( سراج التواریخ )
ذکر سرگذشت
سنه ١٢٩٤
سردار عبد
الرحمن خان
ذکر سرگذشت سال هزار و دویست و نود و چهار
(سردار عبد الرحمن خان در سمرقند )
ومقارن احوال مذکوره دولت روس اعلان تسخیر اورگنج کرده حکمران تاشکند را امر نمود که باسپاه
کینه خواه راه مملکت مذکور برگیرد چنانچه او بالشکر آراسته وارد موضع جزق گردیده سردار عبد الرحمن
خانرا از سمرقند برای ملاقات نزد خود طلبیده تکلیف همراهی سفر اورگنجش نیز کرد اما اوبی اوضای نوکران
خود را عذر نهاده از همرکابی ابا کرد و نیز گفت که معاونت غیر ملت اسلام در محاربت با مسلمانان در دین محمدی
صلی الله علیه و آله وسلم حرامست بعد سردار عبد الرحمن خان در خرگاهیکه بفاصله سی گام از خرگاه خواهر زاده
پادشاه روس و جنرال کام از خرگاه حکمران تاشکند برای او افراشته بودند رفته بکار استراحت کشود و تا هفت روز
از سبب سرما و باریدن برف در جزق درنگ کرده بعد افواج روس راه اورگنج برگرفت و سردار عبد الرحمن
خان وداع کرده در سمرقند باز گشت و بعد از فتح اورگنج و مراجعت روسیان از آنجا و وارد شدن ایشان
در موضع جزق که مسافت چهار منزل از سمرقند دور است سردار عبد الرحمن خان از راه پذیره در آنجا رفته
و تبريك فتح گفته بسمرقند مراجعت کرد و در خلال اینحال خبر منازعه دولت عظیمه عثمانیه با دولت روس در افواه
سمر قندیان موجب هراس روسیان گردید زیرا که گمان کردند که از سبب موادعت با افغانستان سلطان معظم بتحريك
انگریزان از راه محاربت جانب دولت روس بیقین لشکر خواهد کشید تا گرفتار ش ساخته از حرکت کردن براه
افغانستان جانب هند بازدارد و روسیان مقیمه سمرقند که از غصه چون نی فند ازین امر گرهها در کار دولت خود
میدیدند از سردار عبد الرحمن خان حالت مردم سمرقند را می پرسیدند که با هم چه میگویند و چه عزم دارند که
یعنی مبادا از سبب حرکت سپاه دولت ترك عثمانی جانب دولت روس مردم سمرقند از راه اتحاد ملت سر بشکی شور
و غوغا شده لوای بلوا بر افرازند و سردار عبد الرحمن خان ایشانرا خبرت گفته تسکین میداد تا که لشکر دولت
روس از دریای نیوه عبور کرده کار دولتین بصلح انجام یافت انگاه روسیانرا اطمینان خاطر روی داده از اضطراب
بازماندند و با آن در اثنای انتشار خبر منازعه دولتین روزی سردار عبدالرحمن خان بعزم سیر و شکار از شهر بیرون
شده در روز جمعه سیر کنان وارد موضع وارکت واقع دوازده کروهی سمرقند شده مسموع گشت که مردم موضع
مذکور شورش آغاز کرده حاکم و قاضی خود را کشته اند پس باسی تن سواریکه همراه داشت داخل حصار وارکت شده
مشاهده کرد که قریب سه هزار تن مردم مسلح در کنار بازار و در با خشمنال نشسته و او سواره از ایشان در گذشته
بدروازه خانه قاضی که با او طریق آشنایی داشت رفته از پسرش شنید که قاضی را در مدرسه کشته اند و سردار
عبد الرحمن خان مردم وار کت را بر کردار شان تشنیع کرده پرسید که چرا مباشر چنین فعل شدید ایشان پاسخ
دادند که افواه همه مردم گویا اند که مردم سمرقند فتنه انگیخته و بر سر روسیان ریخته اند ما نیز آتش شورش
بر افروختیم و او همه را برانگیز دروغ الزام کرده پنج تن از نوکران خود را در مدرسه فرستاد که نعش قاضی
را بیرون کشند و ایشان قاضی را زنده و گرفتار شکنجه عذاب چندین دیدند که بسته و ضرب چوب از وی طلا
میخواهند و او را از چنك آن جور پیشه کان خلاص نموده نزد سردار عبد الرحمن خان آوردند و بتعلیم او صورت
ماجرا را نگار داده سردار باوقار بتصدیق سر گذشت قاضی حاتم بر نهاده و مردم وار کت از کردار خود نادم
و پشیمان شده از سردار والا تبار علاج و چاره کار جستند و او صلاح داد که اشخاص فتنه انگیز را که خود
میشناسید گرفتار ساخته همه را نزد قاضی حاضر کنید که باز پرس حکومتی از آنان شده دیگران ایمن شوند
و ایشان بفرموده سردار نیکو کردار مردم فتنه جوی مفسده خوی را محبوساً نزد قاضی حاضر کردند بعد
سردار والا تبار بسمرقند باز گشته روسیان بعد از تحقیقات بر طبق گواهی او با مردم وار کت رفتار کرد
ذکر آوازه
لشکر کشیدن
روس
ذکر آوازه لشکر کشیدن
( دولت روس بجانب افغانستان )
و چون شرائط صلح در بین دولت عثمانی و روس قرار گرفته جانین از همدیگر آسوده خاطر گشتند دولت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
