Machine transcription
(۲۹۳)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر محمد افضل خان ) ( سراج التواریخ )
والبسه ایشان تر کشته بود دوروز مکث کرده بعد به نورد دیار قندهار گردید و امیر شیر علیخان نیز از قلات روی
مراجعت بسوی قندهار نهاده جانبین گاهی چهار هزار و گاهی شش هزار گام از هم دور پهلو پهلو راه پیموده یکدیگر را
گزند نمیرسانیدند تا که روز پنجم هر کدام بمقامی فرود شده سپاه امیر شیر علیخان نشانهای تمام رسیدن اردو را نصب
نموده سردار عبدالرحمن خان یمنه و آخروق را فرونشدن نگذاشته امراء بیرون کرد و اندکی از لشکرش را در محل ابراز
جلالت وباقی تمامت سپاه را عقب جبال وتلال حکم کمین گزیدن کرد و عبدالرحیم خانرا با سه فوج پیاده نظام وده بیرق
خاصه دار در معا کهای مقابل اردوی امیر شیر علیخان مخفی بداشت و در وقت ظهر این روز با آنکه امیر شیر علیخان اراده
جنگ نداشت از تفتن سردار عبدالرحمن خان و سپاهش دلتنک شده آهنک محاربه کرد و همۀ لشکرش را امر یورش
نمود که با جمعی اندک از سپاه سردار عبدالر حمن خان که صف آراسته ایستاده بودند در آویزند چنانچه بمجرد
حمله کردن آتش حرب شعله ور گشته آلات ضرب بکار افتاد و در عین گیرودار سپاهیکه از سردار عبدالرحمن خان
کمین گزیده بودند با صراو بر خواسته بمحاربه گرائیدند و از طرف راست عبد الرحیم خان و جنرال نصیر خان که
در پشت پشنها پنهان بود بتاختند و از مشاهده آنحالت سپاه امیر شیر علیخان خود را گرفتار چهار موجه بحر هلاکت
دیده پشت بحرب داده رو بهزیمت نهادند و با امیر شیر علیخان از راه فرار داخل قندهار شدند و همه احمال واثقال
اردو با خیام وسی و پنج ضرب توپ همه بدست سردار عبدالرحمن خان ولشکرش افتاد واین فتح در روز نهم ماه
رمضان سال ۱۲۸۳ هزار و دویست و هشتاد وسه هجری نصیب وی کشت واز حربیگاه مظفراً رو بلشکرگاه که
سه فرسنك مسافت داشت نهاد و پس از نصف شب بمعسکر خویش رسیده امیر شیر علیخان در قندهار نیز اقامت نتواسته
در هرات نزد سردار محمد یعقوب خان پسرش رفت و سردار محمد اعظم خان با سردار عبد الرحمن خان بهالق
داخل قندهار شده بار سفر بگشودند و زمستانرا در انجا رحل اقامت انداخته بسر بردند و در بهار سردار محمداعظم خان
خواست که سردار عبدالرحمن خان را بحکومت قندهار گذاشته خود بکابل مراجعت کند اما او سر باززده نپذیرفت
ذکر شورش
سردار فیض
محمد خان
( ذکر شورش سردار فیض محمد خان )
( بن امیر كبير خلف مسير )
ومقارن اینحال سردار فیض محمد خان را هوای قتال در سر افتاده از بلخ بعزم رزم سردار محمد سرور خان
لشکر جانب مدر کشید و امیر محمد افضل خان آگاه کشته سردار عبدالر حمن خان را برای دفع او طلب کابل فرمود
و اوهنوز از قندهار رهسپار نشده بود که سردار محمد سرور خان از مدر بمدافعه سردار فیض محمد خان برخواسته
در موضع باجکاه تلاقی جانبین رخ داده جنگ سخت در پیوست وسردار محمد سرورخان مغلوب کشته با معدودی از راه فرار
داخل کابل شد و سر دارفیض محمدخان فتحیاب گردیده تمامت سرداران محمدزائی وافسران نظام وخوانين ملكى را که
با سردار محمد سرورخان بودند بالشکر وتوپ خانه وقورخانه او متصرف شده منصورا جانب بلخ مراجعت کرد و از انجاروی
تسخير جانب قطغن و بدخشان نهاده اند وولایت را از دست میر جهاندار شاه وسلطان مراد کشیده در هر جا حاکمی
از طرف خود گماشته لوای معاودت جانب بلخ افراشت و پس از باز گشتن او میرجهاندار شاه بواسطه که خواهرش
را بمیاله نکاح سردار محمد اعظم خان در آورده بود از راه سوات فرار کرده وارد کابل شد و از انسوی چون فرمان
امیر محمد افضل خان بسردار عبدالرحمن خان رسید با آنکه بدرد گرده گرفتار بود از قندهار روی بسوی کابل نهاد
و دو منزل یکی اسب رانده روزهفتم وارد فراه باغ شده روز هشتم در غزنین پرتو وصول افگند و در انجا فرمان دیگر
از پدر والا گهرش شرف وصول بخشید که سردار فیض محمد خان جانب بلخ مراجعت کرده است بتأنی جاده پیمای
کابل شود تا متوهم ده وخسته نگردد و او آسوده خاطر شده پنجروز در غزنین توقف کرده از زحمت ره نوردی بیاسائید
و پس ازان وارد کابل کشته اعیان واشراف شهر واطراف با تمامت سپاه نظام در میدان كنار ده مزنك پذیره اش
کرده بحد شرف دست بوس حاصل کرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
