Machine transcription
(۲۹۱)
(جلد دوم) (ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر محمد افضل خان) (سراج التواریخ)
از راه برگرفتن او سردار محمد یوسف خانرا از عرض و خواهش خودش به کارخانه جات و میگزین مقرر فرموده
سردار احمد خانرا بعوض او بحاکمی کابل مأمور نمود و فرمان طلب بسردار فیض محمد خان فرستاده به کابلش طلبید
و او از حکم پادشاهی سر باز زده سردار محمد سرور خان بن سردار محمد اعظم خان با سردار محمد سلیمان خان بن شاه دوله خان
و سردار نظر محمد خان بن سردار امیر محمد خان و سردار محمد سرور خان بن سردار محمد عثمان خان و نائب غلام احمد خان
و جنرال نصر الله خان و غلام علیجان بن ناظر عبد الوهاب خان و هفت فوج پیاده و سه هزار سوار کشاده که مجموع هشت
هزار تن مرد پیکار میشدند مأمور ترکستان گردیده از کابل راه تقبیه و تهدید سردار فیض محمد خان که در بتوقت
بمحال قطغن با میر جهاندار شاه مشغول کارزار بود برگرفتند و سردار فیض محمد خان آگاه گشته روی مدافعه
ببش راه سردار محمد سرور خان نهاد و لشکر کابل از راه بامیان وارد در آب شاه پسند شده سه فوج پیاده
و چند ضرب توپ با لاری جنرال نصر الله خان و غلام علی خان بامر سردار محمد سرور خان از آنجا پیشتر
از دیگر لشکر مأمور منزل آب کلی شدند و در انجا جای گزیدند و سردار فیض محمد خان از کرد راه در رسیده
باهم در آویختند و سپاه کابل ناتوان شده خود را بسردار فیض محمد خان تسلیم کردند و درین جنگ
غلام علی خان مقتول و نائب غلام احمد خان نخست دستگیر بعد بامر سردار فیض محمد خان کشته گشت
بعد سردار فیض محمد خان سپاه سلام کردگی سردار محمد سرور خان را با خود برداشته جانب بلخ مراجعت کرد
و از وی هیچ اندیشه بدل راه نداد و از صدور اینواقعه سردار محمد سرور خان خوفناک گردیده از در آب شاه پسند
با بقیه لشکرش مراجعت کرده در موضع مدر اقامت گزید و امیر محمد افضل خان آگاه گشته یکفوج پیاده دیگر
بسر کردگی جنرال شیخ میر از کابل بمعاونت او روانه مدر فرمود و از جانب دیگر سردار عبد الرحمن خان بعد
از توقف بیست روز در غزنین از عرض سردار محمد عمر خان حاکم مقر و سردار محمد اسمعیل خان که با دو فوج
پیاده و چهار ضرب توپ و سواره خودش مقدمة الجيش مأمور شده در آنجا اقامت داشت آگاه گشت که امیر
شیر علیخان بالشکر شایان وارد قلات شد و ازین معامله پدر خجسته اخترش را آگهی داده معروض داشت که اگر
سردار محمد اعظم خان سامان سفرش را ساز نکرده معطل داشته باشد چون زبده برسه هزار سوار همراه ندارد
باکی از حرکت نگردانش بیست اماسواران قزلباشه وغیره را که از رهسپردن بازداشته است میباید روانه غزنین
شوند زیرا که سوار بسیار بکار است و از سواره ملکی و نظامی زیاده بر چهار هزار با من نیست اینرا مرقوم
و مبذول داشته خود از غزنین رهسپار سر چشمه مقر شد که مبادا امیر شیر علیخان از قلات تجاوز کند
و دوازده روز در سر چشمه مقر توقف کرده امیر شیر علیخان زوج و باره قلعه قلات را از خوف حمله او
استحکام داد و سنگرهای بسیار در اطراف حصار بر افراخت بعد سردار فتح محمد خانرا باشاه پسند خان و ده
هزار سوار مأمور کرد که دواب و مواشی اردوی سردار عبد الرحمن خان را از اطراف لشکر گاهش تاخته
او را در اضطراب اندازند و ایشان بفاصله سه فرسنگی چشمه پتنگ رسیده کمین گزیدند و سردار عبد الرحمن
خان نیز از سر چشمه مقر برخواسته یکمنزل پیشتر قره کش کرد و بعضی از سواران سر دار فتح محمد خان را که در اطراف
کشتکار تردد داشتند دیده جاسوس برگماشت که کمین گاه ایشانرا معلوم نماید تا گوشمال بسزاداده شوند و پس از معلوم
کردن جای ایشان عبد الرحیم خان و جز ال نصير خان را با هزار سوار نظامی و هزار سوار کشاده در آلی و دو فوج پیاده و شش
عراده توپ جلوی در هنگام نماز شام بعزم شبیخون از لشکر گاه بیرون فرستاد چنانچه در حالتیکه سردار فتح
محمد خان با سوارانش بخواب غفلت بودند ایشان حمله کرده بضرب گلوله توپ وتفنک از کمین گاه هم را برداشته
هزیمت دادند و سه صد تن را بخاک هلاک افگنده هزار تن را دستگیر کردند و از گماشتگان سردار عبد الرحمن خان یکتن
چابکسوار که از همه پیشتر داخل فرار گاه سواران خصم شده بود کشته گشته دیگر هيچيك را آسیب نرسیده با اسیران
مظفر و منصور مراجعت کردند و سردار عبد الرحمن خان اسیران را روانه غزنین فرمود و یازده روز در آنجا درنك
نمود و از جانب امیر شیر علیخان دیگر خدشه ندیده پس از وصول سردار محمد اعظم خان که از عقب راه بر گرفته بود
بصوابدید او قلات را فرو گذاشته راه ارغستان را جانب قندهار اختیار کردند و در روز دوم از حرکت بمحاذی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
