Machine transcription
(۲۸۸)
( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواريخ )
یورش کرده حمله نمود اما هنوز سردار شیرعلی خان وارد نگشته بلکه در خواب بود که نائرهٔ حرب شعله ور
گردیده از کثرت باریدن گلوله توپ وتفنك و گرمی هنگامهٔ جنگ دوهزارتن از سپاه سردار عبدالرحمن خان وهفت
هزار از لشکر امیر شیرعلی خان کشته و زخمدار شده از نامداران ايشيك آقاسی امیر جان برادر ايشيك آقاسی
شیردلخان مقتول وسردار سیف الله خان بن امیرکبیر مجروح وازان زخم بروح گردید، غلام حسن خان افشار
وايشيك آقاسی شیر دلخان زخم برداشته دستگیر نیز گشت وسردار میرافضل خان زخم خفیف یافته رو از جنك
برتافتند و امیر شیرعلی خان با قامت سپاهش پشت به پیکار داده روبفرار نهاد و این وقت سردار شیرعلی خان که
شب را بخواب بسر برده بود وارد موضعی که امیر شیرعلی خانش فرموده بود شده حال را دیگر گون مشاهده
کرد و متحیرانه بایستاد وهمدرین حال سردار محمد اعظم خان که از کابل براه معاونت برگرفته بوقت اشتعال نائرهٔ
قتال نزديك سنکر شده از پشتهٔ نظارهٔ محاربه میکرد داخل اردوی منصورهٔ سردار عبدالرحمن خان شده از حصول
فتح باهم ملاقات خوش محتانه کردند بعد چند تن از بزرگان اردو را نزد سردار شیرعلی خان که حیرت زده
ایستاده بود فرستاده او را با سردار مدد خان وغیره اعیان نظامی وملکی که همراهش بودند پیام دادند که از عزم
و اراده خود ایشان را آگاه نمایند زیرا که امیر شیرعلیخان را منهزم دیده اگر از راه اطاعت پیش آیند همانا
مورد الطاف خواهند بود واکر مصاف دهند و بآراء خویش پیش گیرند هم مختارند وایشان اطمینان خاطر
خواسته و تسلی یافته حاضر خدمت شدند و سردار محمد اعظم خان با سردار عبدالرحمن خان همه را دلجوئی داده
از سپاهی که همراه داشتند پرسیدند که طریق ملازمت سپارند یا رهنجاب دیار خویش آرند و ایشان چون همه
از قندهار بودند رفتن را اختیار کرده اسلحه بکذاشتند و هر واحدی بخروپیه نقد از خوان احسان سردار
عبدالرحمن خان خرج راه یافته جانب قندهار شتافتند و از قضای آنان بزرگانرا که از راه اطاعت آمده بودند نیز
رخصت قندهار کردند و از الجمله میرعلم خان هوتکی و میدان خان نور زائی و حاجی اختیار خان
شیر زائی بار کرانی ومحمد سرور خان شیر زائی ملازمت سردار عبد الرحمن خان اختیار کردند و دو
هزار سوار که بامر سردار عبدالرحمن خان از عقب امیر شیر علی خان ایلغار کرده بودند و هنوز ایشان بدروازه
بغزنین نرسیده بودند که خبر فتح سردار عبدالرحمن خان سمعی کشته زندان بانان با سردار شهنواز خان و سردار
سکندرخان وسردار محمد عمرخان وسردار محمدرسول خان که محبوس بودند خبر یافته بسردار محمد افضل خان مژده
و تبريك فتح دادند و از زندانش بیرون کشیده در محکمهٔ غزنین بنشانیدند و خدای نظر خان وردك حاکم آنجارا دیگر
خدمهٔ امیر شیر علیخان که درغزنین بودند ترداو بپای خدمت ایستادند بعد امیر شیرعلیخان با سوارن هزیمت یافته اش
بعزم داخل شدن و اقامت جستن در غزنین در رسیده شهر بانش مانع گشته بضرب گلوله تفنگ براندند و او مأیوسانه در
قندهار رفت و غزنین وکابل و ترکستان از ضرب تیغ سردار عبدالرحمن خان بتصرف سردار محمدافضل خان پدر نیکو
اخترش درآمده سواران متعاقبه وارد غزنین گردیده شرف دست بوس از سردار محمد افضل خان حاصل کردند و در خلال
فتح وبست و کشود مذکور سردار محمد یوسف خان که براه افسداد راه سردار فتح محمدخان از کابل با مر سردار محمد
اعظم خان در موضع دو آبه رفته بود تاب مقاومت در خود ندیده بصواب دید ملک شیرگل خان از نیزین بکابل مراجعت
کرد و پس از معاودت او سردار احمد خان و سردار محمد عمر خان و سردار محمدحسن خان پسران امیر کبیر خلد آشیان
با سه فوج پیاده نظام وچند بیرق خاصه دار بعوض او از کابل راه مدافعهٔ سردار فتح محمد خان بر گرفتند و در
کنار پل بگرامی واقع سه کروهی شهر فرو کش کرده استوار نشستند تا که سردار فتح محمد خان وارد خورد
کابل شده از شکست امیر شیر علیخان آگاه گشت و افواج نظام را از خوف اینکه مبادا او را گرفته بدست بسته
بسردار احمدخان سپارند مأمور بکج خورد کابل کرده خود با سردار یحیی خان و سردار زکریا خان و عصمت الله
خان واز سلاح خان و میر آخور احمدخان وسوار و پیادهٔ مردم الوسی جلال آباد مراجعت کرده در موضع حصارك
اقامه گزید وازانجا نیز تاب نیاورده در جلال آباد رفت و مقارن اینحال سردار ولی محمد خان و سردار محمد اسلم خان
وسردار محمد یوسف خان از کابل بعزم همراهی برادران ایشان که در بگرامی اقامت داشتند بیرون شده در کتل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
