Machine transcription
(۲۷۱)
( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت اعليحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواريخ )
وی عرض کرد که هرگاه حاضر کنم نخواهی داد پس سردار والاتبار به پشت دست طلا هارا جانب او رانده
فرمود که اينك بردار وکشتی حاضر کن و او بسرعت هرچه تمامتر سی کشتی فراهم آورده رویدا لسوی
نهر پاد و آنگاه که در وسط آب رسیدند روشنی فجر زیاده تر آشکار شد و ازا لطرف سوارانیکه با اوزبکان
چنك و گریز کرده خودرا بساحل رسا نیدند شب را او زبکان بدون جنك بدين عزم بسر
بردند كه بامدا دان دریا از پیش رو و ایشان از قفا همه را دستگیر نمايند چنانچه با مدادان
با وجود نمودار شدن کشتی ها پرده ئیکه در کشتی سردار عبدالرحمن خان چنانچه از پیش مذکور شد تنگنجیده و باز
مانده باهراو سنگری بدور خود افراخته بودند حمله نموده چون نزديك شدند سنگریان دفعة" فیر تفنگ کرده اوز
بکان رو بر تافته خواستند که دستگر ریخته ایشانرا دستگیر سازند ولكن ایشان پای همت فشرده دو دفعه اوزبکان را
عقب نشانیده چند تن را شربت مرك چشانیدند تا کسی سوار بازماندۀ دیگر نیز از عقب رسیده باسنگریان پیوستند
بعدهم چهل تن باهم پیاده شده روی مقاتله بسوی اوزبکان نهادند و مردانه کوشیده بسیارین از اوزبکان را مقتول
و مجروح ساختند و درین اثناسوار حاکم شیر آباد که از راه امداد روبسوی سردار عبدالرحمن خان نهاده بودند
نیز وارد گشته آهنك جنك سواران اوز بکيه بلغ کردند و ایشانرا با تفاق از پیش برداشته داخل صحرای افتراق نمودند
بعد پیروان سردار عبدالرحمن خان باطمینان خاطر نوبت بنوبت در کشتی ها نشسته از جیحون گذشته و هر دسته
چون دوروز ويكشب گرسنه بسر برده بودند نارسیدن دسته دیگر در تك تكرده از نانیکه عبدالرحیم خان با عم سردار
عبدالرحمن خان پخته بود شکم سیر همی خورد و تا عصر همه ایشان از آب عبور کرده و نان خورده بعد از ساحل
رو بجانب منزل ژور قلیان نهاده باسردار والاتبار پیوستند و روز دیگر از آنجا روانه شیر آباد شده در عرض راه حاکم
آنجا پذبره کرده مراسم اعزاز و احترام بتقديم رسانیده مقدم سردار سعادت دثار را گرامی داشت و دوازده
روزش در شیر آباد بمنزلیکه فرودش آورده بود مهمانی نگاهداشته در هیچ چیز از مایحتاج صرف نظر نمود
رسیدن مکتوب پادشاه بخارا
( بسردار عبدالرحمن خان و طلبیدنش در بخارا )
طلب نمودن
پادشاه بخارا
سردار عبد
الرحمن خانرا
نزد خود
چون سردار عالیتبار دوازده روز در شیر آباد بمهمانی بسر برده از خستگی راه بیاسود مكتوب امیر بخارا
رسيده از راه اعزاز وا كرام از انجا در بخارا دعوتش نمود و او از شیر آباد رو بسوی بخارا نهاده طی منازل
(۱) شور آب (۲) وسپر آب (۳) و یلانق (٤) و چكچك بزغاله (٥) و چشمه حافظان نموده وارد منزل بی بی قره
ساخ گشت و از انجا وارد خزار شده بعد از توقف دوروز از انجا وارد قد قلیق شده از انجا داخل قرشی گشت
و پس از درنگ پنج روز از انجا اسپ رانده در منزل کاسان فرود گردیده چون از انجا وارد بخارا میشد بفاصله
اندکی از شهر وزیر و قاضی و میر شب با چند تن از بزرگان در موضع کاکان از راه پذیره پیش آمده مراسم
استقبال بجای آوردند و در جائیکه میبایست فرودش کرده بعد قوش بیکی باپایز گییان رفته مهماندار
نزدش آمده نه روز باسم ورسم مهمان اکرام و احترامش کرده بعد يكيك دست خلعت از کمخواب
ختائی و باره کشمیری ومخمل واطلس روسی و نه توپ جامه ادرس و چهار طاقه شال مخارائی وسه دست پیرهن
وزیر جامه جهت سردار عبدالرحمن خان و ملازمانش حاضر آورده و هم ده هزار تنکه نقد برای خوداو و هزار
هزار تنکه برای هر واحدی از منصبداران بزرك و پخصد تا ششصد تنکه جهت منصبداران كوچك و فروتر ازان
هریکی را چهار صد وسایر خدمه را بهريك دوصد تنكه تعارف پیش نهاده و دو دست زین ویراق طلا کار نیز نزد
سردار عالیمقدار گذاشتند واو در روز ورود خویش يك قبضه شمشیر بار بند طلا بوزن پخصد مثقال و يكاست
یراق اسپ از طلا بوزن هزار و پنصد مثقال ويكقبضه خنجر غلاف طلا بوزن دوصد مثقال و كمر بند مرصع
ومكلل بلآ لى شهوار و جواهر آبدار که بچهار هزار طلا انجام یافته بود با دو راس اسپ عربی و زین قربوس (۱)
طلای دوصد مثقاله انگلیس و نه توپ کمخواب ونه طاقه ارۀ کشمیری و نه تخته رضائی دوشاله ونه طاقه شال خلیل
(۱) قربوس
بند پیش زین
که در عرف
قاش زين
میگویند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
