Machine transcription
(٢٦١)
( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
بعد امیر شیر علیخان سردار محمد اعظم خانرا بخلعت شاهانه نواخته اسب موسوم بحیدر خویش را با هشت هزار
روپیه جهت زین و یراق آن عطا فرموده باهم وداع کردند و سردار محمد اعظم خان رهسپار کرم و شده امیر شیر علیخان
لوای سعادت همراه جانب کابل شقه کشا فرمود و سردار محمد سرور خانرا بر طبق قرار داد پدرش همراه گرفته چون
وارد آبو گردید ارسلان خان غلجائی وغیره که با مر سردار محمد علیخان حاکم کابل چنانچه از پیش رقم گشت جهت
گرفتار کردن سردار محمد اعظم خان در آبو کرد رفته و پس از رفتن او جانب زرمت و کردز در آبو کرد بعزم
انسداد راه رو آوردنش جانب کابل اقامه گزیده بودند بپذیره بر خاسته در زیر کتل التمور مستفیض رکاب بوس
امیر شیر علیخان شدند و همچنین در هر منزل فوج فوج و دسته دسته از مردم شهر و اطراف از راه پذیره ملحق
رکاب سعادت انتساب کشته شرف ملاقات حاصل همی نمودند و از جمله پذیر کیان سردار محمد علیخان که بفرمان
خبر داده شده بود که شهر را فرو نگذاشته ترك استقبال کند در قریه هندکی حال موسوم بچهل ستون بفیض
رکاب بوس نائل گشته بعد موکب سعادت کوکب در شهر کابل نزول اجلال فرموده ابواب داد رسی و باز پرسی
ستم دیدگان بازگشت وصیت عدالت آن پادشاه باوج سعادت فراز شد
ذکر فوت مادر نیکو سیر اعلیحضرت امیر شیر علیخان
ذکر وفات
والده ماجده
امیر شیر علی
خان
و مقارن اینحال که کار سلطنت و رتق و فتق امور مملکت رونق تازه گرفته ملت ودلت روبآ بادی نهاد و خرابیها
مرمت پذیرفت مام نیکونام خجسته فرجام امیر شیر علیخان رو از جهان برتافته در بهشت جاودان شتافت و در جنب
مزار عاشقان عارفان کابل مدفون شده مجلس سوك وماتمش بپای رفت بعد امیر شیر علیخان قطر بکریختن سردار
محمد اعظم خان وسردار محمد اسلم خان وجمالآئی سردار محمد امین خان برادرانش که از پیش رقم گفت و در دل
از هجوم برادران خصوص سردار محمد افضل خان حکمران ترکستان خوف زوال سلطنتش را داشت خواست
که بتدبیر رشته وفاق برادر انرا از هم گسیخته روی دل ایشان را از سردار محمد افضل خان برگردانیده جانب
خود کند چنانچه سردار محمد عمر خان را تعلیم و تلقین فرمود که بواسطه میرزا محمد حسین خان از وی التماس
طلبیدن برادرانش را از ترکستان در کابل نماید و او استدعای امر مذکور را از حضور نموده خودش را فرمان
شد که بسردار احمد خان و سردار محمد زمانخان برادران اعیانی خویش که از جانب سردار محمد افضل خان
بحکومت سرپل قیام داشتند مرقوم نموده در کابل بطلبد و او بامر امیر شیر علیخان هر دو تن برادرانش را در کابل
دعوت آمدن کرده ایشان باوجود احسان سردار محمد افضل خان که درباره شان مبذول فرموده بود و هم
میتوانست که از آمدن شان بکابل باز دارد ترك پاس احسان او را کرده بی رخصت و اجازتش باسیاء منطقه خود
راه کابل بر گرفته سردار محمد افضل خان بسبب آنکه بپادشاهی امیر شیر علیخان کردن اطاعت نهاده بود چیزی
بدیشان نگفت و نکرد که مبادا در نزد جهانیان و برادران ببد نامی نامزد گردد خلاصه ایشان وارد کابل شده
شرف بار حاصل کرده بتعین تنخواه مکفی سرافرازی یافتند اما چون تنخواه شان از جایگیر ترکستان ایشان کمتر
بود آزرده دل و از آمدن در کابل پشیمان و گرفته خاطر شدند
ذکر سرباز زدن سردار محمد اعظم خان
( از آمدنش در کابل وغیره واقعات )
و در خلال احوال مذکوره موعد سردار محمد اعظم خان که با امیر شیر علیخان قرار داده بود بسر رسیده
احوالی از آمدن او در کابل بجلوه بروز نه پیوست وباوجود آن امیر شیر علیخان هنوز عهد او را درست دانسته
بخود همی گفت که چون وعده اش بسر رسیده و هم والده ماجده ام رحلت نموده البته شرفیاب حضور خواهد
شد اما او بخلاف پندار امیر شیر علیخان از عهدیکه کرده و وعده که داده بود عدول نموده از آمدنش در کابل
نکول ورزید ومقارن اینحال سردار محمد سرور خان بن سردار محمد اعظم خان که با امیر شیر علیخان چنانچه
مرقوم گشت در کابل آمده بود با سردار جلال الدینخان در قتل امیر شیر علیخان متحد وهمداستان گردیده باهم قرار دادند
ذکر سرباز
زدن سردار
محمد اعظم
از آمدن
در کابل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
