Machine transcription
( ۲۰۸ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) ( سراج التواریخ )
باز باراده رسانیدن غله از ارك بیرون شتافته و حسن خان سالارش دور از اردو یافته جمعی از مردم شهر را
بمحاربه كاشته جنك سخت واقع گشت و در آخر کار تابعان وزیر یار محمد خان مغلوب گشته پشت بکار زار دادند
و حمزه میرزا از هزيمت او آگاه گردیده عجاله فوج و توپخانه از ارك بمعاونت او فرستاده سالماً بارکش در آورد
و بعد ازین هزیمت اقامت وزیر یار محمدخان در جنب مشهد بصعوبت انجامیده با حمزه میرزا بمشورت پرداخته صلاح
کار را بدان قرار دادند که از مشهد باهم راه هرات در گرفته ایام زمستان را در نجا بسر برند تا ناصر الدین شاه
کار جلوس و نظم سلطنتش را براست نماید آنگاه بساز وبرك آراسته روی بسوی مشهد نهند چنانچه باهم از
مشهد عازم هرات شدند و درینوقت جعفر قلیخان که گرفتار بند ونكال بود بخود اندیشیده خلاصی خویش
را از روی تدبیر چنین قرار داد که از زندان پیام بحمزه میرزا فرستاد وبدو گنندهای غلاظ و شداد
معهد در میان نهاد تا از حبس رهائی اش داده بشهرش فرستد که پنج صد اشتر آزوقه با صد رأس اسپ
وصد رأس قاطر بوی روانه دارد تا بآسانی رهسپار هرات شود و حمزه میرزا که از همه جهت عسرت
وپریشانی برایش رخ داده بود همان و پیام او را بگوئی قبول شنیده از زندانش رها فرمود و بصوابدید وزیر یار محمد
خان وابراهيم خليل خانش خلعت فاخر عطا کرده بشهرش فرستاد واو بعهدیکه کرده بود وفا ننمواسته بعد حمزه
میرزا ووزير يار محمد خان آنقدر که توانستند عمارات ارک را ویران کرده اقوامی را که حمل ونقل آنها دشوار
می نمود از عراده فرود آورده چوب آلات آنها را تمام بسوختند که دست یار حسن خان سالار نشوند و راه
برگرفتند و سالار با جعفر قلیخان تعاقبی نموده بتنیل مقصود بر گشتند و از مشهد باراده اینکه هرگاه سپاهی از طهران
مأمور خراسان شود دفع کنند بالشکريكه داشتند راه رباط نشاپور برداشته در انجا اقامت گزیدند و حمزه
میرزا ووزیر یار محمد خان بااردویکه همراه داشتند در نواحی جام رسیده بهادر خان را که در وقت راه نمودن وزیر
یار محمد خان جانب مشهد کسانش را اسیر و دستگیر کرده بود از راه انتقام اورا درقلعه فریمان محصور کرده
تاپانزدهم ماه ذيحجه سال ١٢٦٤ هزارو دوصد و شصت و چهار هجری دور قلعة موصوفه بسر بردند تا که
بهادر خان طالب امان شده علوفه لشکر را برذمه گرفت آنگاه حمزه میرزا امان داده عفو ش کرد بعد از انجاراه
هرات در نور دیده چون وارد منزل شبش شدند بنابر آنکه در آنجا چوب و جنگل بسیار است اقامه ایام زمستانرا
حمزه میرزا از وزیر یار محمد خان درمنزل مذکور التماس کرده پس از پذیرفتن او در آنجا قشلاق گزید ووزیر
یار محمدخان در هرات آمده بیست و پنج هزار روپیه و هزار خروار غله رسم قرض نزد حمزه میرزا فرستاد واو از غره محرم
سال ١٢٦٥ هزار و دوصد و شصت و پنج هجری تا آخر ماه ربیع الثانى مدت سه ماه و پانزده روز در شبش بسر برد
تاکه سلطان مراد میرزای حسام السلطنه بامر اعلیحضرت ناصر الدین شاه از طهران راه تنبيه وتهديد حسن خان
سالار بر گرفته خبر توجه او جانب مشهد بسمع گشت حمزه میرزا لشکر خویش را از آنجا جانب مشهد کوچ داد
ووزير يار محمد خان جبار خان الکوزائی را با هزار سوار افغان برکاب اوگماشت و این رفتار وزیر یار محمد خان
مطبوع شاه ایران گشته از دولت ایران چهار ضرب توپ و خطاب ظهیرالدوله گی یافته راه مودت و موالاتش
بدانسو مفتوح شد
وقایع سال
1266
وشورش
میران
ترکستان
وقایع سال هزار ودوصاد وشصت وشش هجری
( وشورش میران ترکستان )
چون ازحسن حکومت سردار محمد اکرم خان ونظم ونسقش در مملکت ترکستان دست جور میران آنجا
از ستم کوتاه گشته از گرفتن مال ومنال مظلومان بازداشته شد همگینان در بلده آقچه جمع گردیده شورش آغاز کردند
و با سردار محمد اکرم خان و سردار محمد شریف خان که بامر امیر کبیر از کابل جهت اقامت در نزداورفته بود
طرح محاربه انداختند وجنان حمله ها و ترکتازیهای پی درپی برایشان نمودند که ایشان بستوه آمده عرض پرداز
حضور امیر کبیر شده كلك خواستند وامير كبير از عرض والتماس هر دوتن پسرانش سردار غلام حیدر خان را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
