Machine transcription
(۱۹۸)
( جلد اول ) ( ذكر سلطنت اعليحضرت امير كبير ) ( سراج التواريخ )
وزندگی کردند وروز بمر بردند و از جمله امير دوست محمد خان که در روز هشتم ماه جمادی الاول سال ۱۲۰۷ هزار و
دوصده هفت هجری ولادت با سعادتش واقع گردیده در سال ۱۲٥٤ هزار و دو صد و پنجاه چهار هجری چنانچه در جلد اول
بتضاعيف واقعات ساله مذکور رقم گشت بعمر چهل و هفت سالگی رونق افزای تخت امارت افغانستان شده از
استیلای دولت انگلیس فراریکه در جلد مزبور مسطور گردید بکشور هند رفته در اواخر سال ۱۲۵۸ هزار و
دوصد و پنجاه و هشت هجری وارد کابل گردیده دوباره جالس سریر امارت شد
ذکر جلوس
امير كبير بر
تخت امارت
ذکر جلوس امير كبير بر تخت امارت افغانستان
پس از جشن و چراغان هفت شبانه روزکه برای شادمانه وصول اعليحضرت امیر کبیر در کابل آراسته شده بیای
رفت بزم دیگر ترتیب یافته بساعت فرخنده و شباهت فزاینده در اوایل سال ۱۲۵۹ هزار و دویست و پنجاه و نه هجری
مطابق سنة ١٨٤٣ هزار و هشتصد و چهل و سه میلادی بر اریکه امارت افغانستان جلوس فرموده از نوزبنده تخت سلطنت
و رواج دهنده احکام شریعت ختمی مرتبت گردیده سکه درهم و دینار را بدین بیت مسجع ومروج فرمود
زد زفضل و عنایت خالق اکبر امیر دوست محمد دوباره سکه بزر
و انگاه که امر جلوس بیای رفته کار امارت رونق گرفت بزرگان ملت واعيان مملکت از افغان و هزاره
وقزلباش وترك وتاجيك بانحف وهدایای شایان از راه اطاعت پیش آمده هريك بسر کردگی قومش سرافرازی
یافته مخلع و شادمان رخصت مراجعت اوطان خویش همی شدند و غبار کدورتیکه از بدخواهان در آئینه ضمیر امیر
کبیر جای گرفته و خاطر اقدسش از ایشان آزرده بود همه را عفو فرموده مکافات کردار شان را حواله قادر
سبحان نمود وسینه بی کینهاش را از انتقام گرفتن بآب عفو پاك ساخت الا امين الله خان لهو گردی که طریق
لهو گردی و راه لعب نوردی پیشه اش بود وگاهی بابیلی یار شده غبار فتنه می بیخت و هنگامی مدد کار دیگری گشته
خاك نفاق برسر اهل صلح ووفاق مییریخت بهرۀ عفو نیافته محبوس محرى شد واز مرض لقوه در زندان بدرود
جهان کرد دیگر هيچ يك گرفتار شكنجه عتاب پادشاهی نشد
وقائع سنه
١٢٥٩ هجری
وقائع سال هزار و دوصد و پنجاه و نه هجری
در سال اول جلوس امير كبير را خیال تسخیر باجاود دامن گیر ضمیر شده سردار محمد افضل خان و وزیر محمد
اکبر خان پسران خویش را بالشکری از سواره و پیاده طوایف درانی و غلجائی و کوهستانی و قزلباش وغیره
و چند ضرب توپ قاطری جانب باجور كماشت و مردم آنجا بمدافعه برخواسته قتال وجدال سخت روی داده
بسیار کس از جانبین کشته گشته در پایان کار لشکر هردوتن سردار از سختی جبال و چستی ابطال رجال آنجــا
از کار زار بازمانده بی نیل مرام جانب کابل باز گشتند
ذكر تسخير
بامیان
وهزاره جات
ذکر تسخیر بامیان و هزاره جات بهسود
( ودای زنگی ودای کندی تا سرحد هرات )
پس از رسیدن سرداران مأموره با جاور امير كبير از اطاعت نکردن وراه مقاتله پیمودن افغانان آن کوهستان
هیچ در دل جای نداده عزم تسخیر بامیان وهزاره جات نمود و سردار محمد افضل خان و وزیر محمد اکبر خان
را جهت رفع خستگی امر استراحت فرموده سردار محمد اکرم خان پسر دیگر خود را مأمور هزاره جات که
در هنگام اختلال احوال شاه فتح جنك وشاه پور و استیلای سپاه انگلیس سر از قید اطاعت کشیده مرحله پیمای بطالت
شده طریق خود سری گرفته بودند فرمود ولشكري تحت رایت وی قرار داد واو از کابل رو بهزاره جات
نهاده باندك زمان هزاره بهسود ودای زنگی ودای کندی و مردم بامیانرا تا سرحد هرات و ترکستان مطیع و منقاد
ساخته تحف و هدیای بسیار از روغن وكليم وبرك واسپ و گاو و گوسفند با نقد و جنس مالیات گرفته و حصول
نموده گران بار بکابل مراجعت کرد و همه را تقدیم حضور اعليحضرت امیر کبیر نموده سعادت رضامندی حاصل
کرده مشمول الطاف شاهانه وعواطف پدرانه گشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
