Machine transcription
(١٦٦)
( جلد اول ) ( ذكر وقایع عهد سلطنت دومی شاه شجاع ) ( سراج التواريخ )
شیخعلی وغوربند داخل کوهستان کابل شده چون نائره شورش شعله ور وهنگامه غوغا برپابود از انجا بدون درنك
وارد کابل گردیدند واز رسیدن سردار محمد اکبر خان بازوی شور شیان نیروئی یافته همگنان محمد زمانخانرا
که از عدم سرداری ریاست برداشته بودند همچنان باسم نوابی که داشت گذاشته نزد محمد اکبر خان انجمن گشته
رشته اطاعت او را بگردن نهادند واز انسوی انگلیسان که سر کرم تهیه اسباب دفاع غازیان بودند و چنانچه آنها
مذکور گشت تردد کرده برای امان جان دست وپای میزدند در روز بیست و هشتم ماه رمضان مذکور که روز
یازدهم شورش بود جهت تحصیل علوفه وتکمیل ازوقه کمر بتسخیر قریه بی بی ماهرو بستند واین امر را بتدبیر
محمد عثمان خان نظام الدوله ومکنائن پیش گرفتند زیرا که ایندوتن غلجان نام انگلیس را ترغیب بگرفتن قلعه بی بی
ماهرو کرده بوی گفتند که از تصرف نمودن قلعه مذکور دو نفع متصور است یکی علوفه بدست میآید و دیگرتپه
که بالادست ومشرف بر سنگر ماست داخل مواضع متصرفه ما شده اززیر آن بضرب گلوله توپ خصم را از چیره
شدن باز میدارد خلاصه درین پیشین وعصر روز مذکور پنج دست از فوج هندی وصده تن از مهندسان و دویم دسته
از سواران نظامی ویکضرب توپ از چپاؤنی برون فرستادند و ایشان برپشته قریه بی بی ماهرو برشده با آنکه
دراندرون قلعه بدون از ساکنین خود آن و چهل تن از دلیران کوهستانی دیگر کسی نبود قلعه را زیر گلوله
توپ وشليك تفنك گرفته چون بسیار نزديك بودقلمه از دود توپ انگلیسان وتفنك جایین بمثابه گلخن تیره وتار شد
چنانچه میجر کرشاد ومیجر سوین که مأمور بگرفتن قلعه بودند از تاریکی دودتوپ وتفنك دروازه قلعه را از تخته
های چوبین که در برابر دروازه بپا داشته بودند تمیز وفرق نکرده باهمراهان شان یورش کرده آن تخته ها را که
بفاصله چند گام از دروازه دوربود آتش زدند وقلعه گیان که از رسیدن سردار محمد اکبر خان شیردل قوی
دل شده بودند سنگر شائید نردان کرده بمدافعه پرداختند واکر ازپور شیان را بضرب گلوله ازپادر انداخته باقی
را منهزم ساختند و میجر سوین زخمدار شده رو بفرار نهاد و در نجالت میجر کرشاد سه دسته از پیادگان فوج
هندی را که بعزم قلعه گیری با خود داشت با نفری مهندس که از ضرب گلوله مجاهدین باقی مانده بودند بعقب داری
هزیمتیان بپشت تا که غازیان ایشان را تعاقب نمایند ضرری لشکر و لشکر انگلیس نتوانند رسانند و ایشان هنوز بعقب داری
استواری نورزیده بودند که دفعه ده هزار تن از غازیان کابل بغوله دیگر کین کرده بودند باشمشیرهای آخته رو بجانب
هزیمتیان و چپاونی انگلیس بتاختند وکرنیل کلادمارثین دبد از مشاهده اینحالت سراسیمه شده افواج نظام رابدمیدن
شیپورحکم صف بستن و بده غازیان ایستادن فرمودچنانچه فوراً صف آراسته در برابر غازیان استوار ایستادند و سواره نظام
در فضای صف پیادگان صف برکشیدند وسواران غزنه از جنبه دست راست دلیرانه حمله کرده تفتنت انگلیس را که
مأمور آن سمت بود با همراهانش از پیش برداشته بچپاونی در آوردند و درین حمله رویارویست و هفتم ما درمضان مذکور عبدالله
خان اچکزائی از ضرب گلوله تفنك خيل نام انگلیس چنانچه در لوح مزارش مرقوم است جراحت یافته روز چهار دهم
ماه شوال سنه ١٢٥٧ هزار و دوصدو پنجاه و هفت مزبور و دیعت حیات سپرد و همچنین پیر دوست خان برادر زاده اش درین
جنك كشته گشت خلاصه در حین حمله سواران دست راست غازیان که اینك مسطور شد سواران میسره و دست
چپ نیز حمله ور گشته از سه جانب لشکر انگلیس را در میان گرفته بسیار تن را از ایشان هلاك ساخته باقی را
در هزیمت انداختند و همچنین سواره نظام که بدفع غازیان خون آشام مأمور شده بودند ثبات نورزیده بگریختند
وقور خانه دولتی که در حرب گاه باخود آورده بودند بتصرف غازیان در آمده بعد غازیان از سبب زخمدار شدن
عبد الله خان و کشته گشتن برادر زاده اش و پیکار گردیدن زودترین حزن وافسوس گردیده ترك یورش شب کرده
مظفر وفیروز رو بشهر نهادند وازین معاودت غازیان انگلیسان که ناامید از جان شده بودند دوباره نیرو وتوان یافته
اتواب خود را که در حرب گاه گذاشته و گریخته بودند متصرف شده دیگر قور خانه از چپا ونی برداشته ازعقب
غازیان آهنك جنك كردند و ايشان چون شير خشمناك بر گرديده بيك حمله توپ خانه را گرفته همه توپچیان را
بقتل رسانیدند و رویبوی فوج پیاده نظام نهاده ایشان را نیز هزیمت دادند و چنان رو بگریز نهادند كه
دو نفرشان بوقت گریختن نتوانستند که بخاتون نظام گام بردارند وبگذارند و ایندفعه نیز جباخانه بزیادت اتواب
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
