Machine transcription
(150)
( جلد اول ) ( ذکر وقایع عهدسلطنت دومی شاه شجاع و امارت امیر کبیر ) ( سراج التواريخ )
بپرده هنگام فرصت بخیده مهر ورزیدند و شاه شجاع پس از طی بساط این ماجرا ورسیدن شهزاده محمد تیمور
بالشکر انگلیس وعہدنامه رنجیت سنگه از راه پشاور در جلال آباد در روز یازدهم ماه ربیع الثانی که
افواج انگلیس چند لجه مذکور شد داخل جزیره غارند گشت وا گرچه هنوز شاه ایران بمحاصره هرات قیام
داشت بصوابدید افسران انگلیس که از جانب هرات مطمئن خاطر گشتند که لا محاله محمد شاه مراجعت میکند
الی قندهار روی بسوی کابل نهاد و شهزاده فتح جنك را بنائب الحكومي قندهار بالانعام فریبی کاشته براه افتاد
وا ز خوانین حاجی خان کاکری ودوست محمد خان اسحق زائی و محمد تقی خان وکیل ونور الدین خان ولد یحیی
خان بامیزائی وغیره که از سبب امر دختر مذکوره آزرده خاطر شده بودند و هم حاجی خان علاوه بر امر مذکور
ادعای وزارت در دل داشت و کامیاب نگشت همگنان بهانه ساز نمودن سامان سفر از همر کابی شاه شجاع
نهاون ورزیده خود را باز داشتند وشاه در عرض راه از مگمن جواهر ایشان آگاه گشته و هیچ در خاطر راه
نداده روز هفدهم ماه ربیع الثانی سنه 1255هزار و دویست وپنجاه وپنج هجری وارد غزنین گشت و در زیرهرد و منار
که از سلاطین آل ناصر بپادگار است فرود آمده لشکر گاه ساخت وسردار غلام حیدر خان بن امیر دوست محمدخان که
از طرف پدر نیکوسیرش بحکومت غزنین مأمور بود ابواب شهر را بربسته بقلعه داری پرداخت و افسران افواج
انگلیس در روز ورود باطراف شهر گردش کرده برج و باره حصار را مشاهده نموده چون قلعه را محکم و استوار
دیدند از نیاوردن توپ قلعه کوب که در قندهار گذاشته بودند متأسف شدند و روز دیگر که صاحب منصبان سپاه
انگلیس در قصد تسخیر قلعه بودند ناگهان مهتر موسی خان غلجائی متوطن علاقه زرمت بادوارده هزار مر دپیکار
از راه جهاد در رسیده بحال قریه غزنین جای گزیدند وازین سوی ابلاغحضرت امیردوست محمد خان بعزم مدافعه
از کابل بیرون شده درموضع ارغنده سنگر محكمي افراشته استوار نشست وسردار محمد افضل خان پسر خجسته
اختر خود را بادو هزار سوار جهت راه گیری شاه شجاع ولشکر انگلیس جانب غزنین بذاشت تا شاید خوانین
درانیه که از شاه شجاع آزرده شده ترك همعنانی او نموده اند ازقفای شاه شجاع براه افتاده یاوی همداستان شوند
ومغزی الیه بفاصله دو کروهی غزنین رسیده چشم براه امر مذکور نشست ناگاه یادکان مهتر موسی خان غلجائی
چنانچه آنجا ذکر شد بکوههای واقعه شرقی وشمالی غزنین برشده شاه شجاع پیاده و سواره ز کابلی خویش را
پیش از انکه سپاه انگلیس بمحاربه برخیزد بدفع مجاهدین بذاشت و جانبین باهم در آویخته خونها ریخته شد ومجاهدان
سر گرم پیکار بودند که چیزی از افواج انگلیس بپسر کرد کی کپطان نکسین بكمك افواج شاهی بر خواسته
باتفاق هم غازیان را از پیش برداشته هزیمت دادند وشاه شجاع لشکریان خودرا امر تعاقب نموده فرمود که هر که
سری واسبری از مردم مذکور آرد يك اشرفی جایزه دارد چنانچه سپاهش سرو اسیر بسیار بحضور شاه آورده
از هر یکی يك اشرفی یافته اسیرانرا که هشتادتن بودند بامرشاه سرازتن جدا نمودند و در نصف شب دیگر سرمقوم جی
مکتان از شاه شجاع اجازت یورش خواسته گفت بعرصه چهار ساعت قلعه را مسخر كنم وايرا کاشته از شاه
مذکور التماس کرد که بثل مزار حضرت بهلول اشراف فرما شده مشاهده یورش لشکر انگلیس نماید و شاه
اورا اذن یورش داده خود به تپه مذکوره برشده د کوبهای آتش بار بغرش درآمده نقب چیان بکندن باره ودیوار
حصار پرداخته دروازه جانب مرقد بهلول را از صدمه باروت بر کنده رخنه در شهر انداخته چهل تن از محافظین
برج کنار دروازه را مجروح ومقتول ساختند آنگاه بیورش آورده شهر را مسخر کرده دست بتاراج مال واسیر
کردن اهل وعیال وقتل نمودن رجال گشودند وهمه شهر را غارت نموده سردار غلام حیدر خان را نیز باعال
وتعلقات و اطفالش دستگیر کردند وافسران سپاه انگلیس بعد از تاراج شهر او را نزد شاه شجاع حاضر کرده
التماس عفو تقصیرش نمودند و شاه شجاع بخاطر داری انگلیسان از کشتنش در گذشته بدست انکا صبانش سپرده
یاقوت خان خواجه سرا را بمحافظت و پاسداری زنان و فرزندان او مأمور نموده چندتن دیگر از خواجه سرایان
را نیز باياقوت خان همراه کرد که بوجه اتم محافظت ناموس سردار عالی تبار را بنمایند وسردار محمد افضل خان
ازجائیکه وارد شده واقعه گزیده بود جانب کابل مراجعت کرده خبر از دست رفتن غزنین و گرفتار شدن سردار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
