Machine transcription
( ۱۲۳۸ )
(جلد سوم ) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
(۱) بیده
باصطلاح
اهل این دیار
علف سبزی
را که برای
خوراک
زمستان
چهار پایان
خشک
مینمایند
میباشند
شرح حال
بقیه کفار
کافرستان
(۲) مالا مال
یعنی بسیار
و مجازا بمعنی
پرو مملو
وعلف وتلف دواب و مواشی خویش کرد و بعضی از مالکان متنازع و صاحبان مراتع فرار اختیار کرده و
برخی که فی الجمله توان استقامت ودرنك داشتند از راه استغاثت نزد عبدالوهاب خان حاكم شده داد خواستند
و او سیف آخته زابده را نزد خود خواسته نظریه نمود و چون وجوه علف چرائیدن را که در صد راس
گوسفند دو روپیه و صدراس بز یکروپیه و هر اشتری نیمروپیه از طرف دولت مقرر گردیده و قبیله او تا کنون
هیچ نداده بود محاسبه بداشت که جابریان ایشانرا از اشتر و گوسفند وبز بشمار آورد چنانچه يك هزار و پنجصد اشتر
را در قید حساب آورده سرکرم شمار مابقی بود که دفعه سیه وزن اهل قبیله بسنیز برخاسته نگاشته حاکم
را باهمراهانش بضرب سنگ و چوب سخت بخستند و از بین اشتران خویش ایشانرا شهر وقسر براندند و آنگاه
که بان خسته و سروپای مجروح وشکسته نزد عبدالوهاب خان باز گشتند وی بنا بر عدم اجازت از جناب دولت
بسرزنش وسیاست و محاویت آنقوم ماجرا معروض پایه سریر سلطنت داشت وحضرت والا در روز پنجشنبه
هفدهم ربیع اول توقيع رفيع ومنيع اصدار وارقام فرمود که بوجه علف چری را حکماً وجزماً بانوان علف
چرا گاه و زراعت مردم هزاره از ایشان گرفته و حصه مردم هزاره را بخود ایشان داده وجه دولت را به
خزانه برساند و چراگاه و بیده (۱) جای مردم هزاره را هر قدر که تلف شده باشد چون مالیه ووجه شاخ شماری
را میدهند باید بقرار ممیزی و سنجش حاکم وقاضی و مفتی و دفتری آنجا از مردم کوچی تاوان گرفته بمردم
هزاره داده شود و امر کرد که مردم کوچی را از چراگاه و بیده جا و کشت هزاره باز دارد تا از
کوههای دور که دواب و مواشی مردم هزاره بآنجا رسیده نتوانند پیشتر پای مدا خلت نگذارند
وایذا و آزار بایشان نرسانند و مقارن این حال سلطان علی خان بن سردار شیر علی خان هزاره جاغوری را که
از ابتدای شورش مردم هزاره تا این وقت در کابل نیامده مواظب خدمت دولت بود در روز یکشنبه بیستم
ربيع الأول فرمان آمدن وی بکابل شرف اصدار یافت واو که از گرفتاری در خصمات سر کاری درین وقت از
آمدن معذور بود نیامده پس از چندی که شرفیاب حضور گشت از سبب واسطه بودن رشوت هائیکه جنرال
میر عطا خان از مردم هزاره گرفته بود چنانچه از پیش بطریق یاد داشت نگاشت یافت محبوس گردیده
آخرالامر بقلویه تصدیقات خدماتیکه از هواخواهان دولت حاصل نموده و در دست داشت از حبس رها و بتخواه
تمام خانواده شیرعلی خان و خود او از مراحم ملوکانه حضرت والا بر حال شد وهمدرين هنگام از عمالش و فتح
نگاران کافرستان بگوش را ست نیوش حضرت والا رسید که چهل خانوار در موضع اونیر و چهل خانوار
در مو توم واقع دره کلوم با کلم و بیست خانوار در پشرو شش خانوار در سورنج وشصت خانوار در قلعه واقع
دره شتکر و پنجاه خانوار در انلوری و سی خانوار در منجا و پنجاه خانوار در دره بارگل واقع دره بارگل و بیست
خانوار در کوم دو پوشش خانوار در دره پیکل براده وصد خانوار درستر گرام وشش صدو چهل خانوار دراستر
مكروم و شصت خانوار در درۀ رام کل كرك واقع بریال و هشتاد خانوار در لشت گم و چهار خانوار در ترین و چهار
خانوار در بیجاه وشش خانوار در را و بیست خانوار در گدو و هشتاد خانوار در شنور و پنجاه خانوار در جای
دیگر که اسم آن معین نیست همچنان در ضلالت وجهالت خود باقی مانده نپذیرای شریعتند و نه جاده پیمای
اطاعت دولت و حضرت والا از استماع این عریضه وقایع نگار در روز دوشنبه بیست و یکم ماه ربیع الاول محمد
علیخان حاکم لغمان را فرمان کرد که این هزار و سه صدو شصت خانوار متوطنه مواضع مذکوره را با دهات
یازده کانه اپرواخته کروم وندمل و پارول و نورت واییش و کراج و مکنا و کن کُل وكليت وماهوم که از وجود امم
و من این تهست تفحص و تجسس کرده و سرزنش و گوشمالی داده کفار را منقاد و مسالمه وجهات مسطوره ر از جای دادن
اشخاص قدم الاسلام عمال لغمان ذی اهل و عيال مالامال (۲) کند و هم در خلال این احوال عرایض بزرگان همه قبایل قوم
مهمند که انکلیسیان ایشانرا چنانچه گذشت بفرستادن نامه و پیام و نوید ومژده وعدة انعام دلالت و ترغیب اطاعت
دولت خود کرده و میکردند مشعر براطاعت وانقیاد ایندولت بپایه اورنك خلافت رسیده حضرت والا بنج نفررا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
