Machine transcription
( ۱۱۹۲ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
دارد و الا سرزنش سختي نماید و او پیام سپهسالار را بهوای معاونت صفدرخان وقعی نگذاشته انجمن شده
نصرت خان و یاران او را چون سلطان محمدخان و عبدالواحد خان محاصره انداختند و صفدر خان با لشکر بسیار
و جراری زحمیار معاونت محصورین شده چون سپهسالار از ماجرا آگاه گشت بامر و فرمان حضرت والا مخالف
تعبیه و تهدید بصفدرخان و همدستان محصور شدگان فرستاده از فتنه و فساد منع کرد و هم پیام داد که اگر از راه
شرارت باز نگردند مترصد دمار روزگار خود باشند که این نامه جوش زواب در جنبش آمده ایشانرا سرزنش
سخت خواهد کرد و آنگاه که ملك توريال نامه های سپهسالار را بایشان رسانید صفدر خان نیروی بازوی
خود را هم ترازوی مقابله و مقاتله افواج قاهره ندیده راه خانه خویش پیش گرفت و لشکریانرا گرد آورده بود
پرا کنده و بخامه انابت و ضراعت نامۀ به سپهسالار نوشته زبان معذرت عفو تقصیر خواست و نصرت خان بپام
حاضر آمدنش برا در نزد سپهسالار داد و صفدرخان پس از اینکه نامه بسپهسالار فرستاده او را بخدعه بفریفت نامۀ
سپهسالار را در پشاور نزد انگلیسان ارسال داشت و از تهدیدات و تخویفاتی که سپهسالار باو نگار داده بود بامیدیکه
شاید دولت انگلیس جانب دار او شده باسپهسالار مذاکره و مقاوله کنند ایشانرا آگاه کرد و انگلیسان جواب
عدم مداخلت خود را در کار و کردار او داده زبان تملقش را بستند و مقارن اعمال سپهسالار ستون رفتار
از لشکر نظامی و ملکی را توانی که بسالاری جنرال تاج محمدخان از بدخشان بفرمان حضرت والا چنانچه گذشت از
راه منجان آهنگ استیصال و اضمحلال کفار ( پشتکی و کتور ) کرده بودند بامداد اینکه از دخول سپاه
مواضعی که بتصرف مسلمانان شده اند غالبا جاقلها خواهند گشت و مردم آنها راه فرار در خواهند گرفت پس
عریضۀ بپایۀ حریر امارت نگار داد که مواضع داما، ولشه، وکلان کل، و ارنسیا، وسنبا، وابنور، و جامیش
و وانگل، وپشتکل، یعنی کفار بارون، وبرم، و کتور، یعنی کفار کانی رای همه مطیع دولت و منقاد دین مبین
حضرت ختمی مرتبت(ص) گردیده اسلحه و کردکان داده بر خط فرمان دین یسفعم آخر الزمان ص سر اطاعت نهادهاند
که تاحدود بدخشان ده فرسنگ از کفار باقی نمانده که لشکر نگاشته شود و حضرت والا از محمد علیخان وکیل
که عرض باقی ماندن کفار پشتکل، وکتور را چنانچه گذشت او کرده و هنوز در لغمان نرفته و حاضر بود
استفسار فرمود و او تصدیق عریضۀ سپهسالار را کرده فرمان مراجعت بنام جنرال تاج محمد خان و لشکر تحت
رایت او اصدار یافته از هوش راه در بدخشان باز گشت و در پایان کار خلاف عریضۀ سپهسالار ظاهر گردیده
مواضع چند مکشوف افتاد که از کفار در جلال کهسار همچنان در ضلالت خود باقی و استوار و از تصرف و مداخلت
دلیران کار زار بر کنار مانده اند و جنك و پيكار چنانچه بیاید روی داده سر بر خط فرمان نهادند و مقارن اینحال
یکی از جند الاسلام کفار سکنه موضع سنبا ملا سلطان محمد نامی را که مأمور تعلیم امور دین شده بود بتیغ
ارتداد بکشت و کشنده او گرفتار گردیده سپهسالار تن بمواجهة اسراء و حاضر آمدگان کفار که پذیرنده اطاعت
دین نبی مختار (ص) و غاشیه بردار انقیاد دولت سعادت مدار آمده بودند هدف گلوله تفنك حبي از سپاهيان
نظام فرمود که عبرت از حال ایشان حاصل شده دیگری قدم در راه ریختن خونها و همدرین هنگام فرمان بکابل
آمدن صاحبزاده محمد افض خان جلال آبادی و منسوبانش که از دیرگاه در پشاور اقامت خدمت و تنعم بیکاری
داشت شرف صدور یافت و همچنین سید محمد سرورخان کنری را که باختیار کردن وقائع نگاری قرین عفو
حضرت شهریاری گردیده از پشاور امور خفیه را معروض میداشت در روز یازدهم شوال فرمان رفتن در کابل
آمده شرف بار و همی دیدار شهریار والا تبار حاصل کنند و هم عظیم الله خانرا فرمان از پشاور در کابل آمدن
صادر گشت و محمد افضل خان هم این عظیم الله خان در اوایل سلطنت حضرت والا چنانچه گذشت از طرف دولت
انگلیس مأمور سفارت و اقامت کابل بود و خود او طریق خدمت منصب اکسترا اسشتنت کمشنر که از دولت
انگلیس داشت در پنجاب و بلوچستان میسپرد و پاس یعنی تصدیق علم و زبان انگلیس را در مدرسه پشاور حاصل
کرده بود و در سال هزار و سه صد و نه که عباس خان پدرش از مرض دیابیوت کرده و در شال کوت بمحکمۀ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
