Machine transcription
( ١١٨٠ )
( جلد سوم )
( وقایع ماه شعبان سنه ۱۳۱۳ هجری )
( سراج التواریخ )
وهمدرین ایام حضرت والا پر تو نظر لطف بر مردم هزاره یهود افگنده در خصوص چهارده هزار خانوار ایشان
که فرار اختیار کرده چنانچه از پیش گذشت در دیگر محال قرار گرفته بودند بحکام محاکم بيكاوادنك و گیزاب
و شهرستان و بامیان و ترکان و پارسا و کوهستان و سیغان و کهمرد و اشکار آباد و غزنپق و جاغوری
و مالستان وغیره را فرمان فرستاده نگار داد که فراریان هزاره یهود را تسلیت داده همه را در منزل و مقام
ایشان رسانیده از حاکم یهود رسید حاصلی کنند و مخدر تضاعیف وافحائی که نگاشته آمد لعل جان نامی از
(۱) لوارگی قوم افغان زائی رعیت دولت افغانستان که حرفه تجارت داشت بعزم پشاور وارد منزل لوار کی (۱) شنو رادر
از الفاظ زاده ختك نام شنواری با ختام خون یک تن از شنواریان که مردم افغان زائی پنجاه سال قبل ازین زمان بقلش رسانیده
ساکن الا بودند لعل جان را بکشت و مردم افغان زائی از راه طلب کارا و انجمن گردیده خواستند که بر لوار کی تاخته
بندای افغان
نام موضعی از غارتش کنند اما محمد حسین خان سرتیپ و مقیم بشندوه که مانع گشت که فساد را فتنه حادث شود و کار
دره خیبر کسان دولت انگلیس در تقابل ورزیده ما جرا نپرسیده با همچنین مته مل نامی از اهلی خورد سکنه جلال
آباد سی و پنجهرار روپیه نقد و جنس از آحاد و افراد رعایای ایندولت را در کیسه خیانت خویش اندوخته
و یکهزار و پانصد روپیه نقد و سه میل تفنك مجرى دار يمي ابابیلی تفنگچه بکاش نام شنواری از
رعایای دولت انگلیس بنام اجوره داده وی او را از راه خاندار لوار کی رسانیده از خاك افغانستان بیرون کرد
و نردین مبهم شنو ار از ماجرا آگاه گشته کاش را بپاداش عملش سرزنش و شتم و به جرم نمودن و سه سالار
(۲) وار بتن غلام حیدر خان نامه نزد ترنبلوار پتن (۲) انگلیس واقف زوآ دره خیبر فرستاده بیادداد که مراسم بازخواست
هم نوشته اند ایندو قضیه بتقدم رساند واو بخفا بنسخه سپهسالار نکرده از وقوع هر دو کار در انکار بیآورده نپرسید و
مقارن رویاد ایندو امر مردم شنوار چند خرواری از گندم را که درباش در خارج مملکت از جانب دولت
قدغن بود بر اشتر و الاغ بار کرده از راه خفاسواستند که در پشاور ببرند و حصه را سرحدداران ایندولت ضبط کرده
معروض پایه سریر سلطنت داشتند و حضرت والا بنابر اتحاد و و داد در عهدی که در بین بود و هم بزرگان مردم شنوار
استدعای عفو تقصیر نمود حرم این خطا وعصیان را عفو کرد ولیکن گندم را مسترد نکرده قدغن سلطنت
را هدر نفرمود و شنواریان ترك امتثال این احسان نموده تلافی گندم ضبط شده خویش جمعی راه سرق
پیش گرفتند و یکتنشبان مردم افغان زائی را کشته یکنیم رمه از رفق که گوسپندان ایشان را بغارت برداشتند و
مردم افغان زائی آهنگ انتقام کرده از منع سرتیپ محمد حسین خان ترك تركتاز و جنك كفتند سپس در لوارکی
شده ششصد و هفتاد روپیه و ضامن اینکه انتقام از مردم شنوار نکشند و دعوی بایشان نکنند داده گوسپندان
خود را باز آوردند و ترنیل بارپتن در پاسخ سپهسالار غلام حیدر خان که بذریعه نامه سبب نپرسیدن و بازخواست
نکردن امور مذکوره را از وی استفسار نموده سخنان خلاف از قواعد دوستی نوشت و سپهسالار ما جرا معروض پیشگاه
سریرسلطنت داشته حضرت والا در روز چهار دهم شعبان بوی رقم فرمود که چون مردم شنو ار خودسری اختیار کرده
مرتکب حرکات ناهنجار شده و میشوند و کارکنان انگلیس که در حقیقت ونفس الامر خود محرك از ایشان
میرسند و باحکومت خود را بر مردم شنوار و خیبر اجرا نمیتوانند و منظور دارند که هر چند رعایای ایشان نسبت
رعایای ایندولت جور و تعدی نموده ایذاء از ار رسانند کار کنان این دولت از ایشان جویا نشود پس در طبیعت سرکار
ما این امر بغایت ناگوار است و نمیخواهد که رعیت دولت انگلیس هر قدر قتل وغارت نمايند هيچ نگوید و بنام
بازپرس نیاید و هم در ذیل این کلمات نوشت که از طرف خود برای بارپتن و غیره کارکنان دولت انگلیس بنویسد که مردم
افعان زائي قطعا وجزماً قصاص خون لعل جان و دو تن شبانان خود سه تن از شنواریان را در هر جا که بیایند حکمت
که بکشند و بخون در کشند نگاه اگر ترنیل بار پتن شکوه نماید و بخامه گله ماجرا نکار دهد در پاسخ او همان
تغافل و تساهل خود او را گفته و حمل بر بطالتش کرده خواهد شد که چون او نپرسید و باز خواست نکرد
لاجرم افغان زائیان خود در قصاص خون مقتولین خویش اقدام کرده از شنواریان انتقام کشیدند و بازباب کاش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
