Machine transcription
(١١٤)
( جلد اول ) ( ذكر وقايع ايام تيمور افغانستان ) ( سراج التواريخ )
ذكر شورش پلنك توش خان جمشيدى
ذكر شورش پلنك توش خان
وقتل حاجی فیروز الدین
وهمدرین اوقات پلنك توش خان جمشيدى ومحمد خان قرائی كه جاهی جانب دار ایالت هرات میشدند چنانچه
سابقا رقم كرديده است وهنكامی که حکومت خراسان را کردن اطاعت می نهادند در خفاء باالله قلی توره حکمران
خوارزم طرح اتفاق انداخته پلنك توشخان نزد وی شد و سردار سرحد ترکستان كشت بعد ترکانان ساروق را
بغارت وتاراج مضافات مشهد مقدس برانگیخت واحمدعلی میرزای والی مشهد بالشكری راه مدافعه بر گرفته درپل
خاتون واقع قرب سرخس باهم ملاقی كشته كروه ترکمان به هزیمت یافت و جمعی ازایشان قتیل ودستگیر شده ازجمله
اسیران یکتن فرستاده خان خوارزم بود که ازجانب او بسوی محمد خان قرائی طریق رسالت می پیمود وشهزاده
احمدعلی میرزا او را برخصت خوارزم داده اتفاق توره از جمعی شرمسار كشته باشهزاده راه موالات اختیار نمود
و بزرکان ترکان تکه و ساروق را برسم سلام نزد شهزاده فرستاده ایشان وارد اردوی شهزاده كرديده اظهار
اطاعت كردند وشهزاده اسرای شانرارها داده پلنك توش خان و محمدخان قرائی نیز جبین اطاعت بزمین ضراعت
سوده فرمان پذیر شدند و درخلال این احوال حاجی فیروز الدین كه از دیر باز در تربت حیدریه اقامه داشت درین
وقت که شاه پسندخان چنانچه آنفاً اشارت رفت روانه مشهد شده بود در آنجا که رسید خبر فوت شاه محمود را
شنیده بدون آنکه باوالی خراسان اظهاری كند بعد ازچندی راه تربت حیدریه برکرفته نزد حاجی فیروز الدین
شد واورا از آنجا باخود برداشته در ترشیز رو باز نائب السلطنه عباس میرزا که بآهنگ تسخیر ممالک ترکستان
وافغانستان وارد مشهد شده بود مصاحبت جسته شهزاده کامران را از هرات بیرون کشند بعد رهسپار خدمت
نائب السلطنه گشته حكومت هرات را از نزد او برای حاجی فیروز الدین حاصل نماید ودرین ایام خسرو میرزا نیز
بامر نائب السلطنه بالشكری راه ترشیز برکرفته بود که محمدتقی خان عرب میش مست حاكم ترشیز راكه از رفتن
در نزد نائب السلطنه تقاعد ورزیده بود كوشمالی بدهد وعهد قضا را در شبیکه خسرو میرزا داخل قلعه سلطان آباد
شد بتاریکی شب یکتن از نوکران حاجی فیروزالدین بطلب آب از منزل برآمده چون بیوقت بود گرفتار قراولان
سپاه خسرو میرزا شد و حاجی فیروزالدین خیر یافته ازشجاعت افغانی با شمشیر آخته بفر اولان تاخته ایشانش نشناخته
مقتولش ساختند و این واقعه درماه رمضان سنه ١٢٤٩ هزار ودوصند وچهل وشش بوقوع پیوست .
( وقائع سال هزار ودویست وچهل وهفت هجری )
قتل حاجی فیروز الدین
ذكر توجه شاه شجاع بجانب افغانستان
درین سال شاه شجاع بر آنکه از زیر کمد رلود هیانه اقامه داشت داعية تسخیر افغانستان در سر افتاده مکتوبی بمیر
میرادعلی خان والی سندهـ فرستاد وازوی معاونت خواسته او بمعاضدتش برخواسته پیام قبولیت یاری کردن داد وشاه
شجاع در روز ششم رمضان سنه ١٢٤٧ هزار ودوصند وچهل وهفت هجری از لودهیانه بیرون شده موضع موسوم
بجودی را اقامت گاه ساخته با وجود تهی دستی بفراهم نمودن سپاه پرداخت وازین عزم اورنجیت سنکههـ والی
پنجاب آکاه كشته ازراه تلافی مافات قاضی ملا محمدحسن خان خالعلوم را نزد شاه شجاع فرستاده پیام داد که
درینوقت که تسخیر مملکت موروثی پیشنهاد خاطر شاهیست اگر از طریق الفت کرداری گذشته اورا فصل نسیان
در كشند و وثیقه دوستی مرقوم فرمایند هر آینه يك لك وبيست هزار روپیه نقد برسم مدد نثار قدم شاهی خواهد
كرد وشاه پیام او را پذیرفته بعد میان عبدالصمد جوی کشمیری ومحمد شریف خان ضبط بیگی که ازجانب شاه
شجاع در لاهور و امرت سرجهت انجام دادن بعض امور مأمور بودند ازطرف رنجيت سنکهـ راه درگاه شاه شجاع
برکرفتند و پس ازانکه تجدید عهد در میان آمده رشته میثاق انعقاد یافت هردوتن رخصت شده از جانب شـاه
عبدالشکور خان اسحق زائی با ایشان همعنان وهمراه گشته نزد رنجيت سنكهه رفت و همچنين دیکر رایان و راجکان
نیز باشاه شجاع طریق موالات پیش كرفته رایت معاونت برافراختند انگاه شاه از انجاراه برگرفته وارد مالیرکوتله
شد ومردم آنسر زمین كه همه افغانند ازطريق ایل وقومی ملازمت رکاب شاهی اختیار کردند و چون وارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
