Machine transcription
(١١٧٦)
(سراج التواريخ)
( وقایع ماه رجب سنه ١٣١٣ هجری )
(جلد سوم )
خخان بيرون شوند و يا تمام با آتش سوخته هلاك و يا بخشم نامی مرده تن بگر دند و هم علوفه که در قلعه دار ند از التهاب آتش ضائع
و خراب گردیده بکار خوردن لشکر و مواشی و دواب ایشان نیاید چنانچه نمو د محمد علیخان با محمد صدیق خان و اولیا قلی خان
بمذاکره پرداخته هر دو تن را مشمول سخن ساخت که آتش در قلعه انداخته تمام بسوختند و بعضی از گرفتاران
نیز سوخته و برخی را که از آتش گریخته برون قلعه میشتافت تبعه محمد علیخان بقتلش میرسانید و نبذی فرار
کرده داخل فرودگاه لشکر شد و کیدان محمد صدیق خان واولیا قلجخان مآب تسلیت حرارت شعله آتش
هلاکت را سرد نموده همه را در موضع (جغيا) فرستادند بعد که از محاربت و مقاتلت بپرداختند یکهزار و چهار صد
و سی تن اسیر و هفتاد و نه میل تفنگ و سی وسه قبضه سیلاوه و هشت قبضه کتاره (۱) و شانزده قلمه نیزه که از پست
و دوره بدست آورده بودند و هنوز يك قلعه ديگر باقى و نامسخر مانده بود بحراست و حمایت سید حسین خان بن
سید غلام پادشاه کنری و معاذ الله خان صوبه دار نظامی در لغان فرستادند و در محاربه وتسخير ( كلاوم) وفتح قلعه لمه
کوهی که بشرح رفت بسیار تن از کفار عرصه تیغ پیکار دلیران کار زار گردید دوازده تن از سپاه نظام و یکصد
و پنجاه تن از لشکر ملکی اسلام مقتول و مجروح گشت و از آنسوی در خلال مقالیکه بشرح رفت سپهسالار
غلام حیدر خان که دهات ( رکشتال ) و ( شد گل ) و ( پشور ) و ( ایسی ) را چنانچه گذشت مشاهده کرده
در لشکرگاه بازگشت شد در کفار سكنه ( لندی سین ( پرداخته و سرزنش سخت نموده همه را در تحت فرمان
آورد و همکنان کلمۀ طيبه قرائت کرده دین اسلام پذیرفتند و سپهسالار بعد از فتح لندی سین کس نزد کفار
دره پیچ که در سال گذشته بدین اسلام گرائیده و اینوقت ارتداد ورزیده بودند فرستاده پیام پذیرفتن اطاعت
داد وایشان از دیدن و شنیدن زار و زبون شدن مردم (لندی سین) خود را در حالت هلاکت و بؤس و این دیده
پاسخ اطاعت و انقیاد داده وعده نهادند که در اسمار نزد سپهسالار حاضر آیند و سر بر خط فرمان نهند و هم ازین
پیام سپهسالار مردم موضع کلان گل ( از کفار دره پیچ پیادکان ساحلو را که حارس آن حدود بودند نزد
خود برده و مساجد بنیاد نهاده مامور اطاعت دولت واجرای او امر و نواهی شریعت حضرت ختمی مرتبت عليه
الصلوة و التحية پرداختند و مردم سكنۀ نشۀ کام نیز از شنیدن اینخبر رصمیم اطاعت گشتند و سپهسالار بدوست
کردن کار و بار آن مردم چند روز دیگر بسر برده چنانچه بیاید دل کرد، موضع برکوت باز گشت و از جانب
دیگر در تضاعیف واقعاتی که بشرح رفت مردم (متی) غیرت نام رئیس خود را که با صفدر خان تارکی راه مودت و مولات
در میان داشت و صفدر خان از آن مردم معاند بود از میان قوم کشیدند و او نزد صفدر خان شده پناه گزید و صفدر خان
پسر خود را بالشکر انبوهی از پیاده و سوار رهسپار انتقام غیرت نام واسیر پیکار با مردم (متی) کرد و پسرش از در
حیلت که مردم متی را از خود غافل سازد در افواه سحر ساخت که بر مردم سكنه موضع اسمار که ایشان نیز با صفدر خان
معاندت داشتند تاختن کند و مردم متی از سحر گفتن این حیوه هم ازینکه رعیت افغانسان بودند از حمله و ترکناز
پسر صفدر خان غافل و ایمن بودند که ناگهان اواز کرد راه در رسیده دست بغارت از آستین جلادت برآورد و مردم (متی)
که آسوده نشسته بودند سراسیمه برخاستند و دست و پائی زده کامیاب نگشتند چنانچه پسر صفدر خان و غیرت مال
ومتاع و دواب و مواشی آنمردم را غارت کرده قلاع و خانهای ایشانرا آتش زده تمام بسوختند بعد از وصول
مرام غیرت را بقهر وقسر در بین مردم متی جا و مقام داده خود پسر صفدر خان مظفر وشاد کام باز گشت
و حضرت والا از عرایض وقائع نکاران آنحدود برین قضیه آگاه شده سپهسالار غلام حیدر خان را که مشغول
نظم ونسق مهام کافرستان بود فرمان کرد که تاو ان اموال منهو به را از صفدر خان گرفته و غیرت را اکراز
عائد آمدن در نواح مر باز زند نیست و نابودش کند و از جانب دیگر در اثنای احوالیکه بشرح رفت چهار
تن دزد خسارت مزد در موضع باقر آباد مشهد مقدس بر سواران چاپار حامل مکتوبات قونسل دولت انگلیس
تاخته چهار رأس اسب و خریطۀ مکاتیب را بغارت از نزد ایشان برداشته وارد توسویه معروف بکهمان شدند
و دو تن از سواران نظام افغان با دزدان دو چار گردیده ایشان هر دو تن را هدف گلوله تفنگ کردند و سلطان
(۱)
کتاره
خنجر یست
شمشیر مانند
که پیشتر اهل
هند داشته
اند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
