Machine transcription
(۱۱۷۲)
( جلد سوم ) ( وقائع ماه رجب سنه ۱۳۱۳ هجری ) (سراج التواريخ)
بود و توان ادای ایندو حواله را که دولت و شصت هزاره بپنجصد و دوازده روپیه بحساب آمد بخود نداشته
فرار اختیار کردند و حضرت والا از عریضه حکمران غزنین بر ماجرا آگاه گشته فرمان کرد که چند تن از
بزرگان هرسه قوم را بکابل بفرستند که پس از محقق شدن و بثبوت پیوستن هر دو حواله مصارفی بروز کار
آن مردم قرار داده که بقسط وجوه دولت را رسانیده کم وفرار نشوند و این حواله چرین تا کنون که ماه
ربیع الثانی سال هزار و سه صدو سی و شش مجریست نوقصه اش ثبت کتاب شد همیچنان بنام لا قبولی مانده و همه
ساله وکلای آن مردم در کابل خواسته شده وصرف و خرجی کرده پس میروند بالجمله قبل از اینکه وکلای آن مردم
بفرمان حضرت والا راه کابل برگیرند حاجی محمد نبی خان که در غزنین و از کار ناصواب خود آگاه بود از آمدن
وکلای آن مردم در کابل عاقبت امر خود را وخیم در و هم از عرض غلام حسن نام هزاره که بشهرزاده آزاده
سردار نصر الله خان چنانچه گذشت در عرض راه منزل اوبه و جاوه یه بهود فریاد زده داد خواست در اندیشه باز
خواست افتاده کیدی اندیشیده معروض پایه سریر سلطنت داشت که کارکشان غزنین چون میرزا علیجان خان
قزلباش وسر دفتر و مسجدى خان بیات ومستاجر وچوهات وسید عبدالعل بن سید محمد تقی شیعه مذهبند وشب
و روز قرآن را در میان نهاده با هم سوگند و عهد میکنند که در غزنین دیگری بجز حاجی محمد نبی از اهل سنت نمانده
است باید او نیز بشد ببری از غزنین کم ویاره (۱) شود و هم مرتكب امور مخالف قانون میشوند چنانچه محمد علیشاه
بن سید احمد سرابی را باسه تن برادر زادگان وزوجه اش فرار مشهد کرده اند و فرار اختیار کردن او احاکم
و کوتوال بواسطه همین سه تن شیعه تا حال نپرسیده اند و بزرگان طوائف سه گانه هزاره نزد این سه تن آمد
شد و نشست و برخاست دارند که تدبیری برای گرفتاری او بکار برند و علی محمد خان پسر غلام حسین خان
واحمد علیخان پسر کربلائی حیدر خان با بعضی دیگر که در کابل نظاربند بودند در خانهای خود در آمده سعی
بواسطه هر سه تن مذكور سبب باز گشتن ایشان نپرسیده است وحضرت والا در پاسخ این عریضه
او رقم فرمود که اگر آن سه تن شیعه اند حاکم و کوتوال وقاضی و مردم شهر و اطراف آن بجز از
مردم هزاره که آنهم بغایت اند کنند همه با خودت اهل سنت و جماعتند پس چگونه ایشان در کار حکومت خلاف امر
شریعت و قانون سلطنت مداخلت توانند کرد اینرانکار فرموده خود حاجی محمد نبی را از راه اثبات وتحقیقات
عریضش طلب کابل نمود و او زیادتر در خوف افتاده مکتوبی از جانب بزرگان هزاره غزنین برای علمای مشهد
مقدس بخامه خدیعت بنوشت که در حق ایشان دعا کنند که از قید جور و ظلم افغان خداوند ایشانرا نجات دهد
و ازین قبیل توهات (۲) و اباطیل زیاد درج آن مکتوب کرد و نام اکثر از بزرگان هزاره غزنین را بخطوط مختلفه
که برخط یکتن حمل نشود نگارداد و بتوسط میرزا محمد حسین خان یکصد و هفتاد تن از مردان و زنان و پسران ودختران
آلقوم را بنام تفحص و تفرس و تحقيق راست ودروغ بودن آن در کابل خواسته در زندان سیاست انداخت و مال
ومنال وعقار همه را ضبط محکمه کوتوالی نمود و اکثر از هزارکان مذکور در محبس باجل موعود جهانرا بدرود
کرده مابقی را اعلیحضرت سراج الملة والدین که اریکه سلطنت را از جلوس میمنت مانوس شرف وتزئین داد رها واراضی
وعقار ج ایشانرا مسترد فرمود چنانچه تفصیل آن انشاء الله تعالی در جلد چهارم خواهد آمد و حاجی محمد نبی خان
کیفر این کردارش را بواسطه امر دیگر برده محبوس و پس از مدتی با مر شهریار دادگستر اخراج مملکت شد ودختر
جمشید خان هزاره جاغوری که زن مدخوله اش بود و او را در وقت مساحت کردن اراضی مردم جاغوری با آنکه
شوهر داشت در آغوش خویش کشیده بود در بستر زناشوئی خادم نامی از هزاره جاغوری در آمد که گویا
مكافات افعال واعمال حاجی محمد نبی خان را خداوند تبارك وتعالی بوی نمود و همدر خلال این احوال یکصد و هشتاد
و چهار خانوار از باقی ماندگان هزاره بهسود فرار اختیار کرده در بین مردم هزاره غزنین پناه گزیدند و چون
تجهیز ازو ششصد و بیست و شش روپیه مالیات مزارع ایشان در شمار آمد که ادا نکرده بودند سواران نظام از
(۱) یاره و یانه بمعنی گم شدن و سخن بیهوده (۲) توهات - خطایای باطل وشبه آمیز بی اصل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
