Machine transcription
( 1196 )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
قلعه دعا و ثنا و سلام ادا کردند و نواب تعجیل گشاد دادند و در تنول تمامت اردو را فقیر محمد خان حاکم بمهمانی
طعام داده اعزاز و اکرام هر چه تمامتر بتقدیم رسانید و شهزاده آزاده بساعت هفت از روز یکشنبه پانزدهم
جمادی الاولی سوار اسب صبا پیما شده و قلعه کلات را با بروج و باره آن که بقرار یافته واقع است از داخل
و خارج مشاهده کرده بعد دو لمورد منزل (سر اسب) گشت و در حدود (باغ ببو) صرف نهار فرموده بساعت چهار
از عصر روز مذکور در منزل سر اسب فرود گشت و در عرض راه ایغرل عبدالرحمن خان عموی سردار عبدالله
خان توخی حاضر آمده شرف رکاب بوس حاصل کرد و بساعت هفت از روز دوشنبه شانزدهم ماه مذکور راه
منزل تازی بر گرفته و در عرض راه صرف نهار نموده بساعت سه پس از نصف روز مزبور وارد منزل تازی شد
و همچنین منزل بمنزل طی مراحل (ينك) و مقره کرده چون منصور خان حاکم مقر برای احداث و بنای قلعه در
سرحد رفته بود برادر او ناقضی و بزرگان مردم علی خیل در موضع کبد مقر واقع نقطه خلاصه کلات و آنجا
مراسم سلام و احترام بجای آوردند و سردار والاتبار بمهبط سر چشمه مقر شرف افکن وصول شده بساعت چهار
پس از نصف روز چهار شنبه هجدهم ماه جمادی الاولی از اسب فرود گشت و برادر حاکم آنجا بکر اس اسب از خود
و چیزی وجه نقد از بزرگان علی خیل بشابه فقیر محمد خان حاکم کلات برسم هدیه پیش کشید و فقیر محمد خان که
تا اینجا راه خدمت رکاب پیموده آمده رخصت یافته در کلات که مقر حکومتش بود شتافت و شهزاده بساعت هشت
از روز پنجشنبه نوزدهم از سر چشمه مقر برخاسته بساعت يك پس از نصف اینروز وارد منزل (اوبه) شد
واز آنجا بساعت هشت اول روز جمعه بیستم رهسپر منزل چهار ده ( پیود ) از قلاع هزاره قره باغ گردیده
در عرض راه غلام علیخان حاکم و میرزا علی جان سر دفتر غزنین با بزرکان مردم آن نواحی درك شرف
رکاب بوس کردند و سردار ستوده کردار بساعت سه پس از نصف النهار اینروز در (پیود) شرف هبوط انداخت
و در عرض راه اینمنزل غلام حسن نامی از مردم آلین هزاره محمد خواجه بی تأملانه از دست حاجی محمد نبی خان
ممیز که اراضی ایشان را از کوه و دشت و مزروع و لا مزروع بقید مساحت آورده بار گران را بدوش رعایا
انداخته بود بعرض رسانید و ازینعرض بمحل او حاجی محمد نبی را خوف مواخذه در دل راه یافته کاغذی از
طرف بزرگان هزاره محمد خواجه و چهار دسته و چیغتو بنام علمای مشهد نگاشته چنانچه بیاید یکصد و هفتاد تن را
با اهل و عیال ایشان بتوسط میرزا محمد حسین خان کوتوال در زندان سیاست انداخت بالجمله شهزاده بساعت هشت
از اول روز شنبه بیست و یکم رهسپار منزل نانی شده بساعت دوونیم در آنجا نزول اجلال فرمود واز آنجا بساعت
هشت از روز یکشنبه بیست و دوم مرحله پیمای غزنین گردیده در وقت برخاستن از فرود گاه نانی برف باریدن
آغازیده تا غزنین از فرو ریختن نایستاد وافواج نظام مقیم غزنین با توپخانه وسواران کشاده اوزبکیه که در موضع
چهل بچکان صف آرای پذیره شده بیای انتظار ورود شهزاده ایستاده بودند مراسم سلام پذیره و شليك توپ تجريك
بپای بردند و سردار والاتبار اسب از پیش روی صف سپاه رانده و همگنانرا پژوهش و پرسش بسزا فرمود براه
افتاد واز چهل بچکان تا شهر غزنین که دو نیم کروه مسافتت عموم مردم سکنه قرای طرفین راه جوق جوق
در هبوط پیش آمده دعا و ثنا ابراهی کردند و بزرگان ایشان فیضیاب بوسیدن رکاب همی شدند تا که سردار کردون
وقار داخل غزنین شده در بالا حصار از اسب فرود آمد و از سبب شدت سرما و برودت هوا در حمام شده گرما فراغت
بگشود و پس از رفع خستگی بزیارت مضجع ومزار فیض آثار حضرت عارف ربانی و کاشف اسرار نهانی حکیم
سنائی رحمة الله علیه رفته و فاتحه و تربت مبارك او و مراقد سائر اولیائیکه سر در تراب غزنین نهاده اند دمید و و ثواب
آنرا بارواح ایشان بخشیده قرب هنگامشام در مضرب خیام اردوی جلالت التیام که در موضع معروف باصطبل
سلطان افراخته بودند شرف نزول افکند در بارگاه خویش درآمد و غلام علیخان حاکم غزنین یکراس اسب
با مبلغی از وجه نقد برسم هدیه و اسم تصدیق پیش کشیده همی قبول حاصل کرد و بساعت هشت از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
