Machine transcription
( ١١٦٠ )
( جلدسوم ) ( وقایع ماه جمادی الاولی سنه ۱۳۱۳ هجری ) ( سراج التواریخ )
و هردو تن راه جستجو بدست اوردن صوبه دار رخت خور گرفته و بپادکان نظام از قیل و قال زن و شوهرش آگاه گشته
مانع امدند و بامدادان از خدابخش خان حاکم داد طلبی دعوی رجوع دعوی را بمحکمه شرعیه فرمود و عبدالرحمن را
است که سپاهیان نظام ممانعت صوبه دار جانبدار او شده چیزی از لعل روی اجرا نخواهد یافت لا جرم گفت درین محکمه
شرعیه مذاکره مخاصمه نکرده از حضرت والا داد خواهم خواست و حاکم هراسیده با خود اندیشید که مبادا از عریضة
او مورد عتاب شود پس ذریعه عریضه ماجرا بکارکنان پایه سریر سلطنت معروض داشت و حضرت والا فرمان کرد که
عبدالرحمن وزوجه اش را اطمینان و تسلیت داده آسوده حال بکابل گسیل نماید و صوبه دار انار وی مجروح و پشت بابو - بجت
بسته و زنجیر بپا و گردنش انداخته رهسپار کابل سازد که مساسم سیاست حکومت نسبت بدو به تقدیم رسد چنانچه زجر و توبیخ
یافته کیفر دادہ شد و همدرین اوقات ملا عزیز و کلوخان و عبدالرؤف و زباق الدین و تاج محمد نامان قوم توخی از راه
داد خواهی در کابل آمده شر حی از جور و ظلم فقیر محمد خان حاکم و ملا عبد الصمد خان قاضی کلات بعرض رسانیدند و از نجا-
هزار روپیه خسارت و خیانت هم دوتن سند شرعی بدولت دادند که اگر ثبوت نکردند از خود بدولت بدهند
و حضرت والا میرخان جبارنگاری را که در فوج دوم سواره نظام خاص شاهی عسیر خدمت بود با بخش از سواران نظام
مأمور ممیزی فرمود و اشتهاری بنام عموم رعایای تحت حکومت کلات انتشار داد که وجوه مصادرة هردوتن حاکم
وقاضی را بممیز مذکور نوشته تسلیم نمایند که از ایشان گرفته و بضعفای رعیت مسترد شود چنانچه در پایان کار افزون
از پنجاه هزار روپیه وجوه مظالم هر دو تن بشمار آمده گرفتار مکافات کردار خود آمدند و وجوه مصادرة خودرا بامر
حضرت والا ادا کردند و از آنسوی شهزاده آزاده سردار نصر الله خان چنانچه از پیش گذشت پس از امر فرمودن
توسيع دادن صحن خرقه مبارکه تجهیزار روپیه از خزانه دولت با چیزی از خویش صرف آن و طعام افتتاح کار آن
فرموده از شهر قندهار در منزل باغ خیمه بیرون زد و در روز چهارشنبه یازدهم جمادی الاولی سردار محمد حسن خان
روزنامه نگار شیرزاد کامگار سپهروقار رخصت دیدار اهل وعیال خود که در قلعه سعادت واقع پشت رود از متعلقات
او اقامت داشتند حاصل کرده در آنجا رفت و شهزاده که در منزل باغ خیام حر کت جانب کابل افراشته بود بساعت هفت
قبل از نصف روز مذکور بعد از کوچدادن اردو جانب منزل قلعه اعظم در شهر معاودت فرمود و خرقه شیر کارا
زیارت کرده از شهر بکعنان راه قلعه مذکوره بر گرفت و بساعت ده از روز مذکور از شهر بیرون شد و افواج نظامی
و توپخانه که بانزر کان مردم شهر و اطراف در خارج حصار صف آرای وداع شده بودند مراسم دعا و نیایبای پرده توپ
وداع کشاد دادند و شهزاد، نیز از پیش روی صفوف سپاه اسب عبور رانده محمد ایا قاضی عبدالشکورخان و بر که محمد صادق
خان و احمد خان پسر حکمران قندهار و حسام الدین خان کوتوال و غیره کارداران که ثنای وداع ایستاده بودند بيك وداع
گفت و از جمه میرزا محمد حسن خان را تا منزل خیل آخند جبهه تهيه علوفه اردو همرکاب سعادت انتساب امر رفتن
کرد و بساعت سه پس از نصف روز مزبور وارد قلعه اعظم شد و بساعت هفت و نیم قبل از نصف روز پنجشنبه دوازدهم
ماه مسطور بادر حلقه رکاب نهاده و در عرض راه بفر از پشته صر ف چای و ناشتا فرموده بساعت سه پس از نصف
روز منزل خیل آخند را شرف اندوز نزول اجلال نمود و بساعت شش و نیم از اول روز جمعه سیزدهم جمادی
الأولى میرزا محمد حسن خان را رخصت انصراف قندهار داده و خود با رکاب نهاده در مخزوبه شهر صفا واقع
عرص راه برتپه معروف بصفا صرف نهار نمود و آنگاه وارد منزل تیر انداز شد. فقیر محمد خان حا کم کلات را که از
راه پذیره تاقندهار رفته و شرف رکاب بوس حاصل کرده با آنجا ملازم رکاب بود رخصت کلات فرمود. امر
کرد که تهیه علوفه منزل کلات کند و بساعت هفت و نیم از روز شنبه چهار دهم ماه مسطور از تیر انداز راه
کلات بر گرفته و در منزل جلدك كه محل فرود شدن اردوی عالی بود صرف نهار و ترك شب گذرانید را در منزل
مذکور کرده دو منزل یکی اسب رانده هنگام ساعت هفت از شام در کلات پرنووصول افگند و بیاد کان ساخلوی
مقیم قلعه کلات بابزرگان مردم توخی که صف آرای پذیره و احترام ورود مقدم عالی شده بودند در میدان خارج
حرکت
کردن سردار
نصر الله خان
از قندهار
جانب کابل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
