Machine transcription
(۱۱۲)
( جلد اول )
( ذکر ایام فتور وزوال سلطنت شاه محمود )
( سراج التواريخ )
دوست محمد خان را با لشکر بمدافعه او فرستاد و او نیز بقتل رسیده سپاهش از راه هزیمت و فرار داخل پشاور شد
و از حصول این فتوح مکنت سید احمد قوی کشته جمعیتش انبوه گردید و مظفرانه در علاقه شول در آمد
و سردار سلطان محمد خان دوباره با سپاه کینه خواه و سردار حبیب الله خان بن سردار محمد عظم خان مفقود اهنك
جنك او كرده شکست یافتند و سید احمد منصورانه از انجا حرکت کرده داخل علاقه هشت نکر شده نامه ذیل را
با انشای املا، و خط مولوی اسمعیل در روز بیست و چهارم ماه شوال سال ۱۲٤٤ هزار و دو صد و چهل و چهار هجری
برای سردار سلطان محمد خان مرقوم ومر سول داشت که نقل آن اینست بخدمت سرا پا عظمت سردار سلطان
محمد خان بعد از سلام مسنونه واضح آنکه چون پاسداری خاطر سردار یار محمد خان باعث تسکین خاطر عاطر
گردیده بناءً علیه راه رسل ورسائل مسدود شده بمجرد دعای غائبانه اکتفا کرده میشود اما الحال که بمنصب
سرداری پشاور رسیده و بمسند ریاست نشست لابد بحکم آیه کریمه ( كنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون
بالمعروف وتنهون عن المنكر) وكريمة ( المؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف
وينهون عن المنكر) تجدید دعوت دیرینه لازم آمد که ای برادر عزیز این نصیحت بگوش هوش بشنو و بغرور
ایام دریاب که دنیا و کار دنیا همه که نقش و كذاشتنیست و این جاه و جلال و عز و اقبال همه بر باد شدنی هوشیار تجربه
کار همان ست که خیال خود پرستی را بمتاع قليل الانتفاع در دلش ننشت و جان خود را باین زندگانی فانی نبست
مجودرستی عهد از جهان ست نهاد که این عجوزه عروس هزار داماد است
دیدید که سردار یار محمد خان با چه قدر غرور و نخوت و سر و خیال محنت و عظمت در دل نشسته هوای خود پرستی
کاخ دماغ شانرا گرفت که با چند بن شورش بكمال جدو تعب بمخالفت رب العالمين محض پایمداری خاطر كافر لعين
گرفت ، وفساد وعداوت وعناد پیشینه بصبر چند روز فقرائی مهاجرین و ضعیای مجاهدین كه تارك دنيا و طالب دين
و تابع حکم رب العالمین وسنت سیدالمرسلین اند چه لشکر کشیها نمود و راه عداوت و بدخواهی چوهند ایشان بشمشیر
و توپخانه و تفاهین خود مغرور بودند و ما بتأييد ملك خود مسرور تا که قهر سبحانی بجوش آمد و تأیید یزدانی
در خروش بچشم انصاف ببین که چه سان در بحر شعیده تقدیر آسمانی بغاپور رسید و روز التهاب او در طعمه افعی شب
اعیار بدل گردیده آخر الامر تنها بحضور مالك على الاطلاق راه در نور دید و آنجا نه آن کافرلعین یار بود و نه کسی
از منسوبان خویش غمخوار پس شما را لازم که فی الحال هوشیار شوید و از خواب غفلت بیدار که آخر روزی بيك
اجل بشماهم خواهد رسید و در محکمه حساب بحضور رب الارباب حاضر خواهید گردید در آنجا دوستی کافرلعین
و خوشامد منافقین بیدین و سخن سازی اشرار بدراه و توجيهات ملایان گمراه منفعتی بشما نخواهد بخشید و هر چند
اکثر عمر خود را در مخالفت رب العالمين و تفاق منافقین بیدین و دوستی کافر لعین صرف نمودید و عهد و میثاقیکه
بربار گاه اطاعت مالك على الاطلاق بر بستید اکنون بپاس خاطر برادر خود بشکستید اما منکه نائب حضرت
رسولم و بدعوت بندگان الهی بسوی راه راست شب و روز مشغولم بزبان حال وقال این آیه کریمه میخوانم
( قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعاً انه هو الغفور
الرحيم و اتبعوا احسن ما انزل اليكم من ربكم من قبل ان يأتيكم العذاب بغتةً وأنتم لا تشعرون )
باید بخلاف برادر خویش در بندگی خداوند بامن همدست و همداستان شده راه جهاد پیش گیرید و بسلام من فائز شوید
که گناه شمارا خداوند بخشد زیرا که در گاه او تعالی درگاه نا امیدی نیست ( صدبار اگر تو به شکستی باز آ ) انتهی و پس
از ارسال این نامه از محال هشت نگر کوچیده داخل علاقه میچی شد و از ورود او در انجا و وصول نامه اش سردار
سلطان محمدخان را دل از دست رفته از کثرت خوف ورعب پشاور رافرو گذاشت و سید احمد داخل پشاور
گردیده شهر و اطرافش را متصرف شد و در آبه و هشت نگر را باسم جاگیر بسردار سلطان محمد خان سپرده بنظم
ونستی شهر و مضافات پشاور پرداخت و رحل اقامت و طرح جکومت انداخت و بعد از اندک زمانی ملا مظهر على
نقل نامه سید
احمد اخباری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
