Machine transcription
( ۱۰٩٤ )
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواریخ)
نصر الله خان در لندن که مذکور شد میرزا صالح محمد خان از حضور انور والا بسر دفتری نظام هرات سرافراز
و ممتاز گردیده چون از کابل در آنجا رفت در کات بیرون نویس زمان سر دفتری میرزا محمد رضا خان را در تحت نظر
ملاحظه آورده بعضی را که سند داشت مسترد کرده برخی را قلم محت گذاشت و حواله کرد که تحویل خزانه نماید
و هم مقارن اینحال دو نیم سوار محمد یعقوب خان الکوزائی که فوت شده بود از حضور انور بنام محمد ایوبخان
برادرش رحال گردید و همچنین ده سوار نوروز خان میرگنی بنام سمراد خان پسر زرکش وده سوار محمد صدیق
خان بنام حبیب الله خان پسر صغیرش بر حال شده فرمان رفت که تا زمان بزرك كرديدن او شريك غلام محي الدينخان
ونور محمد خان بنیابت او روز خدمت بجانبازی بسر برند و هم دو نیم سوار آقابيك قپچاق بنام احمد بيك برادر
زاده اش رحال کشته دو نیم سوار جدید بنام قرار بيك برادر دیگرش مرحمت شد ودو نيم سوار ولى محمد خان
اسحق زائی بنام عطاء الله خان پسرش و چهار سوار مقام خان شیرین بنام امیر محمد خان پسر او رحال گردیده همه
بسر افرازی در هرات رفتند و همدر خلال این احوال محمد صدیق خان خوافی که قبلبرین در زمانیکه کار گذاران
دولت ایران دست تصرف در موضعی از هشتادان که حق وحصه دولت افغانستانست دراز کرده بودند خودرا در
نزد سر حد داران ایندولت از هوا خواهان نموده و در موضع خوشآبه دست بکار برده و گفته بود که آنرا آباد کرده
مالیه اش را بعمال افغانی میدهم و آخر الامر که بیعانهي از مین را آباد کرده قابل زراعت ساخت از دادن مالیه اش
سرباز زده گفت که از خاك مملكت دولت ایرانست و از این اظهار و گفتار او قاضی سعد الدینخان حکمران فوراً
در موضع مو بهی قلعه واقع آنسوی زمین خوشابه محافظ کاشت که آنرا چنانچه بود داخل خاك افغانستان نمايد
و از این تصرف کردن محمد صدیق خان مذکور در زمین مزبور و محافظ کاشتن حکمران هرات نزاع روی
داده جنرال مکلین انگلیس چنانچه گذشت مامور رفع نزاع وفصل زمین هشتادان گردیده از تصرف ومداخلت
کردن محمد صدیق خان در موضع خوشابه بپرسید و او اظهار کرد که از جانب دولت ایران مامور حراست هشتادانم
وبدیگر مواضع دخل ندارم وسخن بدینجا رسیده رفع نزاع بروی روز آمد تا که در خلال وتضاعيف وقایع ایام
و شهور اینسال باز محمد صدیق خان موصوف بهمان گفتار و اظهار یگه دست بکار بتعمیر موضع خوشا به برده
بود مومی قلعه را خواست که تصرف کند و حکمران هرات آگاه شده محاکم غوریان نوشت که او را از کار
و تصرف مومی قلعه باز دارد تا نزاعی روی روز نیارد و هم از مختم محمد صدیق خان بحضرت والا آگهی داده
از حضور انور مکتوبی بنام والی خراسان شرف ارقام و عتم ارسال یافت که محمد صدیق را از تصرف مومی قلعه
مانع شود اما او قبل از انکه امری از والی خراسان بنامش صادر کردد از منع کردن حاکم غوریان که بمکتوب
حکمران هرات او را مانع گشت ماجرا بوالی خراسان نوشت و او بجنرال قونسل دولت انگلیس گفته وی بحکمران
هرات نوشت و او معروض پایه سر پر سلطنت داشت و حضرت والا نقشه را که قبل ازین حکمران هرات فرستاده
و آن مشتمل بر نقاط فاصله سرحد بود کپیل هیات فرمود و هم اصل نقشه آن حدود را که امضا ومحت دولتی
یافته بود از ویسبرای کشور هند خواسته بر طبق آن دعوی مومی قلعه را فیصل داد و همدرینوقت هفت سوار
کشادۀ عبد المجید خان اسحق زائی که خودش فوت شده بود بنام عبدالرشید خان پسرش بر حال گشت و همچنین
هفت سوار از جمله ده سوار غلام محمد خان نورزائی بنام محمد افضل خان پسرش برحال گردیده سه سوار آن
بسعيد محمد خان عنایت شد و هم مقارن اینحال عبد الكريم خان حاكم يكه اولنك هزاره دای زنگی که با میرزا گل
امیرنام عامل آنجا چنانچه گذشت راه معاندت برگرفته بود خواست که سلمان بيك بن حسين على بيك رئيس
مردم سر جنگل را که میرزای مذکور بغلامی خویش نگاهداشته بود کپیل کابل نماید و میرزا گل امیر ازین
خيال وارادۀ عبد الکریم خان بستیزه برخاسته و شهاب الدینخان سرتیپ را بلطائف الحيل با خود يار ومدد كار
ساخته با تفاق صد تن پیاده ساخلو که در تحت رایت سرتیپ مذکور طریق خدمت می سپردند برجای نشیمن
عبدالکریم خان تاخته و بزد جوب انداخته سخت مخنقد و دو نفر عمله اش را نیز بشکستند و خابین عریضه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
