Machine transcription
( ١٠٨٤ )
فتح طارق بن زیاد سر عسکر موسی بن نصیر اندلس را در سال ۹۲ هجری در زمان خلافت ولید بن عبدالملک
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
شش مسیحی جانب افریقا ومغرب زمین شتافت و در نهب وقتل واسر هیچ صرفه ومضایقه نکرد چنانچه
نوشته اند که در هیچ عصری باندازهٔ سبایای افریقا اسیر نیاوردند و از جمله دو تن پسر خود عبدالله ودیگری را
مأمور فتح بلاد نمود و همیک از جای صد هزار اسیر آورد سوای آنکه خودش اسیر کرده بود وبمحل سبایا
بشصت هزار رسید و بدین سبب افریقا خراب شده قحط دران مملکت ظاهر گشت وموسی بأسوس آن بتاخت
وطوایف بربر هم که باقی مانده بود ناچار از در استیمان پیش آمد وموسی بر ایشان حاکم گذاشت و چندان را بتعلیم
قرآن وفرایض اسلام مأمور کرد وغلام خود طارق بن زیاد بربری را بحکومت طنجه واعمال آن نصب فرمود
ولشکر طارق همه از اهل بربر وجدیدالاسلام و در غزا وجهاد مجاهد وساعی بودند خلاصه موسی مظفر ومنصور بافریقا
باز گشت و پس از انتظام مهام مملکت بطارق فرمان فرستاده حکم داد که در بلاد اندلس بشتابد وبجد وجهد
در جهاد مواظب شود وطارق با یازده هزار ونهصد و هشتاد سوار که اکثر از دلیران بربر واقل از شجعان عرب
بودند سوار سفاین شده داخل خاك اندلس شد و بر کوهیکه اکنون جبل طارق وقرار وبابان الجوانتار
گویند بروز دوشنبه پنجم رجب سال نود و دوی هجری مطابق هشتصد وده مسیحی صعود نمود وصاحب مملکت
که در بیلوقت لذریق نامی بود در تولطولم افتاد وطارق پس از فراز شدن بکوه مذکور خدمت موسی عریضه از وصول
خود در مملکت اندلس فرستاده آگهی داد و موسی دانست که طارق آن مملکت را فتح خواهد کرد وظفر
بنام او سمر خواهد گشت پس بتعجیل هرچه تمامتر باحضار لشکر فرمان داد و پسر خود عبدالله را در قیروان
بنیابت ایالت گذاشته براه اندلس بر گرفت و وقتی داخل خاك اسپانیا شد که طارق فتح حاصل کرده بود
بالجمله چون طارق از کوه سرازیر شد بضباط عمال وحکام لذریق که زبان اهل یوروپ او را رادر یك خوانند بعرض
وی رسانیدند که جمعی بانهماد خاك ما شده که نمیدانیم از آسمان فرود آمده یا از زمین روئیده اند ولذریق
باهفتاد هزار سوار رهسپار دفع طارق شد و برسریر که آنرا بدواسب بسته و بالای آن قبه مکلل از جواهر نگارنك
افراشته بودند برنشست وطارق لشکر خصم را آراسته دیده سپاه خویش را گرد آورده خطبه بس بلیغ وفصیح
قرأت کرد و لشکریانش پس از ختم خطبه بمتفق القول جواب دادند که تا جان در بدن داریم در ارتقای مدارج
اسلام واعتلای رایت شریعت حضرت خیرالانام علیه الصلواة والسلام استوار قیام خواهیم نمود وشب را جانبخش
بحراست روز رسانیده با مدادان لذریق بترتیب صفوف وتوافق دفوف دست زده بر سریر خویش نشست
وچتری از دیباج بالای تاج خود فراز داد وطارق نیز قله قلبهٔ خود را آراسته و برریان شیعهٔ او بدمست و مخممان
باشمشیر آخته برقلب سپاه لذریق بتاختند و طارق چتر پادشاه را هدف تیرنگاه ساخته خودرا بر سریر وی رسانید
وشمشیری برفرق پادشاه مملکت استبداد حواله کرده بقتل رسانید ولشکر او پس از مشاهده این حالت تاب مقاومت
نیاورده رو بهزیمت نهادند وطارق از حصول این فتح مستعجلاً بموسی خبرداد وموسی از دریا گذشته چون وارد
اندلس شد طارق بخدمتش رسیده موسی گفت ای طارق ولید بن عبدالملك بجائزهٔ خدماتت اینقدر احسان نمیکرد
که اندلس را بتوعطا کرده است حکومت اينملك حق ترا مسلم است طارق عرض کرد ای امیر بخداوند کبیر قسم
یاد کرده ام که از همین خود باز نگردم تا بحر شمالی برسم واسپ خود را در میان دریا رانم وترا نیز هراز بنده سپهر
و فروزنده ماه ومهر وروان دهنده پشه و پیل وروان کننده دجله ونيل وروزی ده رایگان وراز شنونده از یکان
یگان وفریاد رس بیکسان سوگند میدهم که مرا ازین عزیمت باز نداری کارخش کین بتازم و درفش دین بر افرازم
وموسی را این کلام او خوش آمد و او در خدمت موسی بفتح بلاد مشغول بود تا بخلیفه که در ساحل بحرمحیط
است رسید وحیدی صاحب جذوة المقتبس چنین نوشته است که موسی بر طارق غضب کرد که چرا بی اذن او محاربه
کرائی ده است واورا حبس کرده ارادهٔ قتلش نیز داشت تا که حکم ولید رسید و اورا رها نمود وموسی با طارق در
سال نودو پنجم هجری مطابق هشتصد و چهارده مسیحی از اندلس باز گردیده بدمشق خدمت خلیفه شتافتند و آنقدر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
