Machine transcription
(۹۷)
( جلد اول ) ( ذکر وقایع عهد اعلیحضرت شاه محمود ) ( سراج التواریخ )
( ذکر مکفوف (۱) البصر ساختن شهزاده کامران وزیر فتح خان را )
از پیش اشارت رفت که شاه محمود با پسرش شهزاده کامران بخبر کیج همات راشنیده از کابل بجانب آنولایت راه برگرفتند
و انگاه که از قندهار بیرون شدند شهزاده کامران بامر پدرش مأمور پیش رفتن شده خود شاه محمود از سبب عظم
و نسق سیستان وقاین چندی در فراه درنك کرده به دوازد هرات گشت و شهزاده قبل از ورود پدرش منصور
خان را از راه معذرت نزد شاه زاده حسنعلی میرزا فرستاده پیام داد که لشکر کشیدن وزیر فتح خان بامر دولت
نبوده خود سرجوش بدانمو در جهتی آورده است و فرستاده مذکور با خوانین مزبور که باجرای امور استقبالیه
ایشان چنانچه آنطأ ذکر شد شرفیاب حضور فتحعلی شاه که بنزدیکی وارد مشهد شده بود گشتند و مکنتیان بحلاج
ذخیره نوازش یافته از جمله منصور خان فرستاده شهزاده کامران مورد احسان زیاد شده مصحوب او بشهزاده
کامران مکتوب کرد که اگر سخن از در صدق گفته و پیام داده وزیر فتح خان را روانه مشهد کن و یا از حلیه بصرش
عاری ساز و چون وزیر موصوف بقرار ذکر شاه شجاع میخواست که بجهد شاه محمود را بر سرش شهزاده
کامران بد کمان ساخته در زندانش اندازه و او از مکنون ضمیر وزیر آگاه گشته پیام شاه اجرا را تمسك كتبه
دیره باش که از حسد با وزیر داشت ساخته در کین کار و اضرار وزیر فتح خان افتاد ووزیر بی نظیر از روز ورود
شهزاده در هرات تا سه ماه از راه صداقت مؤدی خدمت بوده گاه و بیگاه بسلام شهزاده حاضر میشد و درین حال
همچند دوستان ستموده امالوزیر سنجیده مآل را از بدینی و کج خیالی شهزاده تخویف و تحذیر مینمودند او
احتیاط و احتراز را از رهگذر خدمت گذاری و صداقت شعاری لازم نشمرده اظهار واصرار اخلاص مندان
خویش را در ضمیر جای نمیداد وحواله تقدیر مینمود تا که روزی در محل سلام شهزاده ناسنجیده فرجام (۲)
با قوا و القای امرای غرض جوی بکوچیده خوی وزیر بینظیر را گرفته فوراً از حلیه بصر عاریش ساخت و بغل
وز نجیرش انداخته بزندان فرستاد و ازین معنی سردار شیردخان و سردار کهندل خان برادران وزیر که آن وقت
در حمام بودند خبرگشته شتاب زده از گرما به بیرون شده طریق فرار برگرفتند و در براس اسب از متمر دین شهر
و بازار بدست آورده روی بسوی قندهار نهادند و در قلعه نادعلی نزدمادر خجسته سیر وزیر مکحول رسیده
در پی قصاص چشم برادر افتادند و پس از صدور اینواقعه شاه محمود و شهزاده کامران نیز نظم و نسق در امور
هرات نهاده و یکی از خدامش را بحکومت انجا گذاشته از راه قندهار مراجعت کردند و هنوز در راه بودند که آتش
فتنه افروخته گشت .
( ذکر گریستن سردار محمد عظیم خان )
و برادرانش بانتقام چشم وزیر
وانگاه که خبر کور کردن وزیر بسردار محمد عظیم خان در کشمپر رسید از درد بخود پیچیده کوه انتقام بربست
ومکتوبی مشتمل بر اطاعت و انقیاد و موکد بسوکند های غلاظ و شداد در لودیانه نزد شاه شجاع که
در انجا مسکن گزینی گزیده بود فرستاده پیام داد که بعد ازین از صمیم دل راه اخلاص برگرفته با همه برادران
وطائفه بارک زائی سر در کنداطاعت شاهی نهاده کمر خدمت می بندم بشرط آنکه شاه کردار سابق ام راکه از روی
دولتخواهی شاه محمود نموده ام عفو کرده چیزی بدل راه ندهند و روی تسخیر جانب پشاور و کشمیر آرد
البته طريق خدمت وصداقت خواهم پوئید و شاه شجاع پیام اورا از سبب کور کردیدن وزیر راست
دانسته در ضمیر جایداد که پسران سردار پاینده خان بجان بازی و ملازمت رکاب شاهی از صدق دل خواهند
کوشید و چشم از حقوق نمک نخواهند پوشید پس مکتوب سردار محمد عظیم خان را نزد مری تام و دیگر افسران
انگلیسیه که در دهلی بودند فرستاده صلاح کار جست و از انجهت مری نزد شاه شجاع حاضر آمده گفت
که گفتار این مردم سراسر دروغ و چراغ عهد ایشان بیفروغ است از در صداقت خدمت نخواهند کرد
واگر شاه اعتماد بسخن او کرده روی بجانب مملکت موروثی آرند مختارند و شاه رأی خودرا صائب نردیده
ذکر
کور کردن
شهزاده
کامران وزیر
فتح خانرا
(۱)
مكفوف
البصر يعنى
بینائی گرفته
شده
(۲) آخر
کار و انجام
آن
ذکر کمر
انتقام بستن
سردار محمد
عظیم خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
