Machine transcription
(۱۰۰٤)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
تعداد گرفتاران هزاره غیر از اعدامیکه قبل از نائب پادشاه گل خان گرفتار شده بودند
شرح خیانت و سرقت کار داران قندهار
شرح حال دوست محمد خان توخی
(۱)
هنگفتی بفتح ها بسیار و سطبر و گنده
امر نمود که از معدن لاجورد قدیم و جدید واقع انجا با نتواندستك های بزرك لاجورد فراخور ظروف ساختن بعمل آرد
زیرا که از نجاه خروار قطعات كوچك لاجورد که غیر از رنك کردن در و دیوار و ایوان و رواق و نگین انگشتر بدیگر کاری
رونمیینج خروار قطعات بزركیكه در خور ساختن انواع ظروف باشند در بها افزونتر است و او چنانچه بیاید پس ازینروز
قطعات بزرك جهة ساختن پطنوس و دوری و سرمیزی و جام آب خوری و پیاله و نعل بکی چای خوری و غیره
از معدن برآورده ارسال کابل نمود و همدرین هنگام از عریضه مورخه بیست و نهم ماه ذیقعده نایب پادشاه کل خان
حلبه ای والا شد که تا اینروز هشتصد و دو نفر از سید و کربلائی وزوار و بزرك زادگان هزاره جاغوری و مالستان
و جیرستان و میر آدینه و زردك و بيك و سلطان احمد و زاولی و پشته و شیر داغ و قلندر و ارزگان و بوباش و شوی و میان
نشین غیر از کسانیکه باسم مفسد و شریر قبل ازین کتهیل شده اند گرفتار و رهسپار کابل گردیده اند و حضرت
والا سجلی را که او ملفوف عریضه خود ارسال داشته بود تفویض سار جن میجر میرزا محمد یوسف خان تاجيك
غزنین که محبوسین هزاره در تصرفش بود فرموده امر کرد که باسجلانیکه در دست دارد مقابله کرده هر قدر
نفریکه در کابل نرسیده باشد بذریعه فرمان از حکام ملکی و افسران نظامی مقیمه هزارجات طلب کابل نماید
و او ازین امر حضرت والا بسیار کس از مردم هزاره را بواسطه همنامی در کابل خواسته محبوس نمود و هم درینوقت
سی و چهار هزار و چهل روپیه بزمۀ دیوان لعل چند هندو وپنج لك وشصت وشش هزار و پانصد و هفتاد روپیه
بذمه سردار عبدالله خان حکمران قندهار و محمد صدیق خان حاکم ترین و میرزا غلام صدیق خان سر دفتر مقری
ومیرزا محمد هاشم خان محرر او که سرقت و خیانت کرده بودند از سندات خود ایشان که بآحاد و افراد رعایا
رسید داده وتحویل خزانه نکرده بودند ثابت گردیده از عریضه محمد نادر خان ممیز قندهار و میرزا محمد حسن خان
مکشوف رای جهان آرا گشت و در روز بیست و نهم مذکور ماه مزبور ایشان را فرمان فرستاده امر شد که
هرگاه کارداران قندهار خدمت دولت را بصداقت واخلاص میکردند و با همدیگر در ظاهر دشمن و در باطن دوست
وشريك خوردن وجوه بيت المال نمی بودند هرآینه اینقدر خسارت از ایشان بظهور نمیرسید و اینگونه رسوا
وروسیاه نمیشدند که هر روئیه بالا میشود بدون از خیانت و غدر ایشان دیگر چیزی روی روز نمی افتد وتنها
از راه سنجش و تمیزی مأمور نمیباشید و همدا نورسن از جمله شما منسوب به بیکارکی گردیده بدنام نیکنامت بازی
شما که متوجه تحقیقات آنجا میباشید هوش کنید که بمثابه محمد انو خان فریب کسیرا نخورده و بغرض و مدعای دیگری
کارنکرده وجوه دولت را نزد هر که باشد بقرار ثبوت بگیرید و بسفارش دیوان سدانند وجیهۀ او عمل نموده
وجوه باقیات و بی قانونی او را که در آن دیار بروی کار آورده بمنصه ظهور و ثبوت رسانیده بعد معروض داشته
بامریکه شرف صدور یابد بمحل اجرا آرید فقط و وجوهیكه مکشوف افتاده بود بتحصیل و کد محمد صادق خان
حواله شد و همدر خلال احواليكه بشرح رفت از عریضۀ سید محمد خان بن سید نور محمد شاه خان صدر اعظم مرحوم
عهد سلطنت امیر شیر علیخان مغفور بمسمع فیض مجمع حضرت والا رسید که مبلغ هنگفتی (۱) از مال پدر میره راو نزد
دوست محمد خان تاجر بن عبیدالله خان توخی است و مال دولت میباشد و حضرت والا او را بفرمان طلب از هندو و کابل
خواست و اورسید بیست و نه هزار روپیه را که تحویل خزانه عامره کرده بود ظاهر نموده از مابقی انکار آورد
والتزام بدولت داد کها گر دیگر نقد و جنسی از مال سید مزبور از نزداو بظهور رسد هر آینه سزاوار مؤاخذه
باشد و هم شکر الله خان و عبد الکریمخان و مجدا کبرخان وشیر محمد خان تاجران قوم توخی و تاجيك وتركه و اندری
را که تاجران معتمد و با اعتبار قندهار بودند ضامن سپراو شدند بعد حضرت والا که پیشنهاد خاطر عاطر و مکنون
ضمیر منیر نظام داشت که شخص معتمد و موثقی را از جانب دولت جهه اجرای کار تجارت در کراچی
مأمور اقامت کند دوست محمد خان مذکور را منتخب فرمود واز وی جویای سرمایه تجارتش شده استفسار
نمود واو از چهارده هزار روپیه سرمایه خویش و اعماد برادر که باین بضاعت اندك داشت بعرض رسانید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
