Machine transcription
( ٩٩٣ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
عزل خواجه
محمد خان
تحصیلدار
قندهار
والا بنام خواجه محمد خان تحصیلدار وجوه بقایای قندهار که وجوه دولت را بواسطه رشوت معطل داشته
حصول نمیکرده بود اصدار یافته و ارسال پذیرفته امر شد که در کات حواله و برات ابواب جمع خود را
تفویض محمد انور خان و دیگر ممیزان کرده از قندهار رهسپار کابل شود و از بیم وصول افکندن اینشور
و خرم حرکت کردن او کسانیکه رشوت بوی داده بودند آگاه شده طالب وجوه خویش گردیدند و او را چنان در کشاکش
انداختند که ناچار گردیده در پست خرقه شریفه پناه گزید و در ایام کار چنانچه باید شب هنگامی گریخته
در کابل آمد و از انجاست که عرفاء در تهذیب اخلاق گفته و در معنی را در باره اینگونه اشخاص چنین سفته اند
شرح نفاق
ممیزان
قندهار
( مکن بد که بدبینی از یار نيك ) نيم و بدارتخم بد بارييك ) ومحمد جلال مقال مذكور بوقد، و وعیدکار کناان خداوند
پیشه خیانت اندیشه قندهار اختلالی که در حال ممیزان چنانچه گذشت راه یافته بود محکم و استوار تر گشت و با هم از در
نفاق پیش آمده طریق شقاق پمودن و بد یکدیگر را بپایه سریر خلافت نگار دادن آغاز کردند و از جمله قاضی عبد
الشکور خان که با محمد نادر خان یا رومدد کار بود و در خفا با او موافقت نيافته و مقاصد میپیمود دیگر ممیزانرا زیاده
تر بر شقاق در حرکت اند و حضرت والا هر چند مراسم اندرز و نصیحت را بپای برده خامه موعظت برای ایشان رقم
فرمود چون محرك نفاق در میان بود سودی نبخشود تا که رفته رفته خود ممیزان چنانچه بیاید معزول و دیگران
شرح محمد
مستمره
نوروز خان
بلوچ
همه محبوس آمدند و از آنسوی در اثنای این گفتگوی نوروزخان بلوچ خارانی بعادت مستمره خویش چیزی
از انواع خرمای گونه و عتیق و مربای باهشاد من دو شاپ خرما و غيره اشياء واشتران مهاری از راه هدیه حضور
والا بشيراد كان سهم مکان سردار حبیب الله خان و سردار نصر الله خان در قندهار فرستاد و آنگاه که حکمران
قندهار از انجا با بیست تك روبيه قندهاری و چهل و سه هزار و هفتصد و نود و نه لوله و یکنیم مثقال نقره جایدی
موازن و مساوی پنجاه و چهار هزار و هفتصد و چهل و هشت و نیم روپیه کابلی و هفتصد و سی و نه تخته نمد کردی
قندهاری از مال دولت مصحوب عبد الغفور خان جامه دار و لمقلم محمد خان دفعدار ارسال داشته بکابل رسیدند
حضرت والا و هردو تن شهزاده ممدوح نیز در ازای آن بعادت مستمره و آداب مقرره اثواب كملواب و شالهای
شرح
خسارت
دیوان لعل
چند
نسج كشمير بعنوان عطا بنوروز خان فرستاده شاد خاطرش ساختند و همدر هنگام و از وقتیکه بشرح رفت میرزا محمد
حسن خان سر دفتر وجوهات قندهار اوراق باطله زمان کار داری دیوان لعل چند را برای تطبیق دادن با ثبت
دفتر از وی خواسته واو چون خیانت اباد کرده بود ابا و اعراض نمود و میرزا محمد حسن خان عریضه نگار پیشکاه
عتبه علیا شده ماجرا مكشوف داشت و حضرت والا ممیزان را فرمان کرد که باطله های دیوان لعل چند را
گرفته و علم برخسارت و خیانتش حاصل نموده معروض حضور دارند و اکر از دادن اباهمسر باز زده روی بکرداید
محبوس وزجر و توبيخش کرده بستانند و مميزان بر طبق امر اقدس باطله ها را از وی بخواستند و او انکار آورده
اظهار نمود که تا کنون از بدهمال وضباط نگرفته ام و اقرار نکرد تا که بر طبق امر اقدس محبوس گشت و میرزا
محمد حسن خان فوراً چندتن از عمال را که در شهر حاضر بودند نزد ممیزان حاضر اورده از ایشان باطله خواست
وایشان که باطله را بلعل چند داده بود رسید او را براوردند بعد لعل چند خود را ملزم دیده از در دیگر سخن
کرد و گفت در عمل و جوهات زمان کارداری من کسر و نقصی روی نداده است و میرزا محمد حسن خان در پاسخ
ان گفتار اوسجل كسرات سه ساله زمان کار داری او را که مشتمل بردوازده لك وهشتاد هزار روپیه قندهاری بود
بممیزان نموده بعد اترا ارسال پایه سر پر سلطنت داشت و چون لعل چند نیز عریضه کرده بود که قبل از مأمور شدن
و وارد قندهار گردیدن میرزا محمد حسن خان دو لك و پانزده هزار روپیه برعمل بیمساعیة ساير اضافه شده چنانچه
جمع و خرج آن تفویض میرزا محمد حسن خان گردیده اگر اینوجه از عمل میرزا محمد حسن خان وضع گردد
افزونی عمل او مكشوف خواهد گشت و حضرت والا از عریضه میرزا محمد حسن خان وسجل ارسالی او وعريضة
دیوان لعل چند بر اشفته ارقام فرمود که چون کارداران خیانت شعار قندهار واهیات و ترهات می نویسند اعتماد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
