Machine transcription
( ٩٨٦ )
( جه سوم )
( شرح سلطنت اعليحضرت امير عبد الرحمن خان )
( سراج التواريخ )
سرافراز وممتاز شده در كابل مامور اقامت وخدمت كشت وهمدو سالی دو صد و چهل وهشت روپیه کابل نقد
وشش خروار بوزن کابل غله تنخواه محمد هاشم خان باعيان باشی بانضمام عايم كنج ومقبره تيمور شاه سدوزائی
وبالغ سردار سلطان احمد خان بن سردار محمد عظيم خان مرحوم که سرپرست اراضی وعقار متعلقه عمارات دولتی
واقع کنار شمالی ده افغانان نیز بود و در روز هشتم ماه ذيقعدة سال كذشته هزار وسه صد وده موقوف وبعوض
او محمد عسکر خان بن ملك محمد اصغرخان ده افغانی مامور شد درینوقت بنام محمد عسکر مذكور ثبت دفتر تشخيص كشت
انپو فرستادن
سردار حبیب
الله خان برای
حضرت والا
آمدن محمود
بيك تلماج
در هرات
و از آنسوی در روز هجدهم شوال شهزاده سپهر وساده سردار حبيب الله خان بخبر بودن کابل عیوی تازه از
جلال آباد در ازای سبب وتأكيد حضرت والا برای او از راه ملاطفت پدری ارسال داشته بود كسیل در كاه عالم
پناه نموده دعای خیر و سعادت حاصل کرد و همدر خلال احوال مذكوره محمود بيك تلماج از رعایای دولت
روس خود سرانه راه هرات برگرفته و از سرحد گذشته سرحد دارانش در هرات نگذشته و نگاهداشته بحکمران
آنجا نگاشتند و او در هراتش طلبیده چون سند و جوازی از داخل شدن در خاك افغانستان با خود نداشت حکمران
هرات او را جاسوس دولت روس پنداشته نظر بند آسا در باغ کار ته اش جاداد و او خايف كرديده مکتوبی مشعر
بر اخلاص و صداقت خویش نسبت باین دولت نزد حکمران مذکور فرستاده اظهار دینداری وخدمت گذاری
کرد واو مکتوب وی را ارسال پایة سریر امارت داشته شرح حالش را بر طبق مسطور برنکاشت وحضرت
والا در روز پنجشنبه نوزدهم شوال حکمران هرات را فرمان کرد که او را خواه موالف و خواه مخالف هممیباشد
بمحافظ در سرحد خاک دولت روس رساند اما قبل از پرتو وصول افکندن این منشور نامه از حاکم نجده در باب پس
باز داشتن او بحكمران هرات رسیده او از راه بازگشتش نزد حاکم نجده فرستاده نگار داد که چون مشار اليه بتغيير
لباس ووضع واساس جاسوسی آمده بود چندی توقیف داده شده اينك كسیل كشت و همدرین ایام تراکمه (۱) نجده شرح سرقت ترکمانان نجده
بتحريض وترغيب حاكم آنجا راه سرقت بر گرفته دست غارت بدواب و مواشی رعایای ایندولت در از کردند و از جمله
(١)
ترکمانه جمع
ترکمان
صدور اشتهار
بر غزا ر
های هزار
جات که ضبط
دولت شدند
خال
(٢) چریدان
با نتقام آنكه حکمران هرات محمود بيك تلماج را نگاهداشته بود سه تن از ترکمانان چند راس مادیان افغانان اکا
زائی را دزدیدند و مالکان آنها از قفای دزدان راه استرداد برداشته یکتن از ایشان بضرب گلوله تفنك دزدان
کشته گشته دوتن دزد را دستگیر کرده اسپان خود را متصرف شدند و حاکم نجده که ترکمانانرا بدزدی کاشته بود
نامه بحکمران هرات فرستاده پیام داد که هر دو تن ترکمانانر هاداده نزد او فرستد که تنبیه وتهدید برسند و او که جسارت
ترکمانانرا از تحریك وی دانسته و در نامه اش را حمل بر حیلت کرده در پاسخ آن نکار داد که چون آیند و تن ترکمان در آن یکی
که گریخته و بدست نیامده از رعایای روسند و بکشتن افغان را کشته اند جواب قصاص مقتول را هر سه تن بکویند
و این امر بپای نمیرود و تسلی ورثه مقتول بروی روز نمی آید تا حاکم نجده مکتوب ضمانت باز خواست
بحاکم مرغاب ندهد و آنگاه که سند داد البته هردو تن دزد برای باز خواست نزد او فرستاده خواهند
شد واو تمسك نداده سکوت اختیار کرد و شیر کار افتاد که خیلة دیگر دزدان را رها نماید
اما درینوقت هيچ نكفت و هم در روز نوزدهم مذکور ماه شوال حضرت والا اشتهاری بنام رعايا وحكام هزار جات
چون سمندر خان حاکم ارزکان وداد محمد خان حاکم اشکار آباد وغلام محى الدينخان حاکم میر آدینه و مالستان وسعيد
احمد خان حاکم بجرستان وسعيد محمد خان حاکم جاغوری و کهندلخان حاكم بهسود ومحمد رحيم خان حاکم كيزاب
وعبد الكريم خان حاكم يكا ولنك وخدا بخش خان حاکم دایان ومنشى محمد يوسف خان حاکم كيمرد وسيفان وغلام على
خان حاکم غزنین در باب مرغزار هائیکه تا اینوقت دواب و مواشی مردم هزاره در آنجا چرایش (۲) کرده و آنمردم
بهره یاب بودند و بواسطه مالداری روز معیشت را بوسعت میکذرانیدند اصدار و انتشار فرمود که مردم هزاره را
منع وقدغن کنند که چهار پا چنانچه سابق علف دواب ومواشی خود کرده تلف می نمودند پس ازینروز تصرف
نکنند و قلیل و کثیر هر چه باشد همه را حق دولت دانند و از حد و روافتاد این اشتهار رفته رفته مرغزارهای
هزاره جات بحكام ومستاجران جدا گانه مفوض كشت وايشان آنها را بمردم افغان کوچی فروخته مالداری مردم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
