Machine transcription
(٩٤)
(جلد اول) (ذکر وقایع عهد اعلیحضرت شاه محمود) (سراج التواریخ)
رنجیت سنگهه را بطلبی بتأکید خودش که در حفاظت ایشان کرده بود بسخن شهزاده باور نیامده
چند تن زنرا در میانيك حویلی فرستاده سخن شهزاده را مصدق انجامید آنگاه رنجیت سنگهه بر آشفته
در تشدید محافظه شاه پرداخت و چهار هزار تن را بابواب شهر و اطراف بلده جوانب نشیمن گاه او محر است
(۱) سخت گماشت حتی خوابگاهش را بدون پاسبان نگذاشت چنانچه بیست و هشت تن از غلمان (۱) بخانه خواب وی
گيرنده وسنم بداشت که ساعت بساعت خیز بگیرند و بمالهم اکتفا نکرده چهار تن مشعل دار با چهار تن پیاده مسلح از نظام
کاروسرهنگ در بالای سر و زیر پای جامه خوابش با مشعلهای افروخته تعین کرد که با بامداد حفاظت و نگاهداریش کنند
پہلوان و چند ماه شب را بدینموال روز رسانیده روزابه بسبیل استمرار روغن را در پیش رویش با آتش داغ کرده
میگفتند که جواهر نفیسه که داری بده ورنه باین روغن یافته پشت و پهلو و سرو روی ترا کباب خواهیم سوخت
وهم قفسی از آهن ترتیب داد که شاه را در ان انداخته بسفر وحضر با خود حمل دهد وشاه تن بمرگ داده جاره
کارش را حواله لطف پروردگار نموده بختم ( رب نجنى من القوم الظالمین ) پرداخت و در عین ناامیدی خدایش
لطف فرموده از آن ورطه مهلکه اش خلاص ساخت چنانچه سقف زیر بستر خوابش را خادمش شگافته و از خانه
زیرین هفت دیوار تو برتوی دیگر را جانب بیرون بتدریج سوراخ کرد بعد شبی شاه حاجمو رجب کاکری پیشخدمت
خود را در جای خویش خوابانیده دو نفر پیشخدمت دیگر را امر کرد که بروش مستمره معتاده آب توضاهای حاضر
ساخته و خوان وطعام را برسم معمول شاه نزد او بگسترانند تا محافظین امتیاز شاه و غیر اورانتوانند نمایند آخر الامر
مدانش را که از درک کلید بغل کلفت کشیدی بخاکستر آلوده تقربا نا کس کرد و پس مؤینی بسر پیچیده تسبیحی از مهرههای
سفید و سیاه درویشانه بگردن آویخته وعصائی بدست گرفته با میر ابوالحسن خان ومير ابوطالب خان مشرف راه
فرار برداشت و از سوراخ آب رو قلعه بیرون شده در کنار آب راوی که رسید بکشتی که مأمور کرده بود
از دریا عبور کرده راه سیالکوت وارد جومند و تپش آفتاب چاشت را که در غایت حرارت بود در آنجا مخانه
رعیت زنی بگذرانیده در وقت توقف طبيب که بلاهوره لازم شاه بود از راه اتفاق واقعه نزد او وارد گردیده از درنگش
در آنجا بترساید و گفت که اینجا از ولایات مقبوضه رنجیت سنگهه است مبادا آسیبی بشاه برسد
وشاه بعد از ادای نماز ظهر از آنجا رو براه نهاده در کنار آب چنا برسیده تا ساعت سه بعد از زوال مكث نمود و در وقت
توقف ناخدايان آنجا را زر عطا کرده حاله ترتيب داد و هنگام عصر از آب عبور کرده بفاصله فرسنگی قلعه دید
که رنجیت سنگهه از تصرف راجه سنيبر کشیده مالك شده بود واشوقت مرده شجاعان تابع راجه
مذکور آنقلعه را در محاصره داشتند خلاصه بگذر گاه چکه رسیده از آب عبور کرده وارد کشوار شد و راجه
تیغ سنگهه حاکم آنجا مقدم شاه را گرامی داشته بنهایت اعزاز کرد و تعارف شاهانه از هر چیز پیش کشید و مدت سه ماه
نزد راجه مذکور اقامه کرده اقسام ملاطفت و شفقت دید و در اثنای توقف آنجا باراجه مزبور در باب تسخیر
کشمیر رأی زده تدبیر ایشان موافق گشت وشاه کس در لاهور فرستاده مبلغ يك لك وپنجاه هزار روپیه که نزد
ساهوکاران شهر بعاریت نهاده بود طلب نمود و رنجیت سنگهه بعد از حل وعقد وجه مذکور خبر یافته
از بین راه بر گردانیده تحویل خزانه خویش کرد وشاه با وجود از دست رفتن وجه مزبور باراجه مذکور قصد
(۲) ساختگی تسخیر کشمیر کرد و سردار محمد عظیم خان آگاه شده سنگر های محکم در مواضع مستعده (۲) برافراشته
وآماده گی با دلیران جنك مستحکم کرد و شاه شجاع بالشکر راجه تيغ سنگهه که بمعاونتش بخواسته بود وهمراهان خویش
چیزی راه سنگر افواج سردار محمد عظیم خان نزدیك کرده بسنگر اول یورش آورده بيك حمله متصرف شد و همچنین
سنگر دوم را مسخر کرده اکثر از سنگریان را عرصه تیغ ساخت وبقية سنگريها حالت سنگر اول ودوم را
مشاهده کرده فرار گرفتند وسردار محمد عظیم خان از وقوع این امر هراسناك شده با سپاه کینه خواه از شهر کشمیر
خود راه مدافعه بر گرفت و در موضع حاکام بفاصله شش گروه از لشکر گاه شاه شجاع فرود آمده
قرار گاه ساخت وشاه بنفر از کوه برشده دوشبانه روز را از کثرت باریدن برف وشدت سرما بتوقف صرف کرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
