BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 1008

Page 1008

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 1008 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ۹۷۸ ) ( حصه سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) روپیه جریمه بفرموده حکم نمود که مخامده نام پیش از گرفتار آمدن محبوس ومقتول عمری شود تا عبرت دیگران گردد که مجلی از ذکر کسی مسلمان محبوس زنان شوهردار را نخرد و از چنین امر نامشروع محترز و مجتنب باشد و دار استوار کردن دار ایستاده بابارق که اشارت رفت از سبب کوتوالان کابل بود که غفلت و بیخبری را عادت و شعار خود ساخته باعث جرأت نمودن بابارق و دلیری بعضی از دزدان کشته جسور شدند چنانچه صاحبزاده ظهور الدین و صاحبزاده شهاب الدین و سیف و هفت شاطر باشی تن از دزدان اموال خانهای مردم شهرودکانین بازار ارك مبارك را دزدیده بتوجه حضرت والا گرفتار دست بابارق شدند و ده تن از دزدان پس از ثبوت کا یکی از جمله محمد ناصر نام نوکر میرزا محمد حسین خان کوتوال بود بدار مذکور کشیده شده بپاسدار سیزده و شصت و سه هزار و هشتصد و یازده روپیه از جریمانۀ دزدان و غیره عاشقان را با برق مامور شدن بامر حضرت والا حصول و تحویل خزانه کرد و محمد زمانخان کرفته کدلو بابارق محمد سرور خان بن سردار محمد حسین محمد سرورخان خان و محمد رحیم خان بن محمد اکبرخان از عرض و استغاثه رعایا مامور مجری علاقه رواد شدند و در ماه محرم روپیه برای محمد سرور خان و سی و پنجروپیه برای محمد رحیم خان تا انجام کار مجری ایشان اضافه بر تنخواهیکه داشتند از دولت مرحمت شد که از رعیت خرج نستانند و نان و آب نخواهند و خسارت و خیانت جا که و قاضی وضابط و عامل و کذخدارا شرح حال تفحص و تحقیق کرده بدون اغماض و لحاظ معروض پایۀ سریر سلطنت دارند تا مردم بیبازخواست نمانده پر سنده محمد رحمان ملا ملا دادام معلم دادام جلال آقای شرق معلمی غلام بچکان حضور حضرت والا را دریافته سالی یکصد و بیست روپیه تنخواه برای او معین گشت غلام بچکان و چندروزیکه بپارسائی بسر برده و حضرت والا تقوای اورا باز باز و تکرار از غلام بچکان شنیده دره احتساب حضرت والا عهده درگاه و خدمه بارگاه معدلت پایگاه را نیز بدستش داد و او که چشمتش بدیدار بزرگان بازشد از ورع بطمع گرائیده بدون امر و فرمان حضرت والا خودسرانه دست باحتساب شهر و بازار تیز دراز و درب ایذا و آزار بروی عموم باز کرد و اهل شهر و بازار و مسافرین از رفیع و وضیع وقوی و ضعیف از بیم آنکه تشهیر و تعزیر نشوند رشوت دادن آغاز کرده و او چاکانه در کیسه آلم انداخته کسانرا که چیزی باو نمیداد تعزیر و تشهیر میکرد تا که اطوار و کردار و رفتار او بگوش داد نیوش حضرت والا رسیده محبوسش فرمود و امر کرد نادیۀ ارعاب بتهکاه او بیاویزد و در شهر و بازار و کوی و برزن تشهیر آسایش غل بگردن گردش دهند و منادی ندا در دهد که هرکس چیزی باز داده باشد سیاهه آنرا در اندرون دره اندازد تا از و گرفته بوی داده شود که دیگر اهل احتساب از چنین کار ناصواب اجتناب کرده باعث تشویش و اضطراب خلق نگردد و پس از شهره شهر و سخره دهر ساختنش دیری در زندان سزایش و نکوهش مقید داشته با مر حضرت والا رها داده شد و از نزولش التزام گرفتند که دیگر بنو کری دولت و امور شریعت اقدام نکند و همدرین هنگام میرزا محمد حسین خان سر دفتر سلجقش و کوتوال شرح حال که از راه خدمت دولت شب و روز در تفحص و تجسس خائنین و معاندین سلطنت بود از نامزدی دختر سعید حسن زوجه محمد ایل بیگی با محمد عمرخان پسر ایشیک آقاسی شیر دل خان لوی ناب مرحوم آگاه کشته بکوتوال مزار شریف مکتوب عمر خان فرستاده پیام داد که زوجه محمد عمر خانرا کابل نماید چنانچه کوتوال آنجا محصل کاشته امر کرد که زوجه مذکوره از مزار شریف ره نورد کابل شود و کسان او نامه بکمیدان محمد حسین خان برادرش که بفوج پیاده نظام در سکناهة هزاره جاغوری مقام داشت فرستاده از ماجرا آگهی دادند و او عریضه نگار پایه اریکه خلافت شده از حضرت والا استدعای عدم فرستادن خواهرش را در راولپندی نزد محمد عمر خان نموده معروض داشت که اگر خواهرم در راولپندی فرستاده شود هم آینه غمازان اورا تیراتهام ارسال نامه و پیام بشوهر خواهرش بدنام ساخته مقهور دولت کنند و از خدمت محرومش نمایند و حضرت والا در روز بیست و یکم مکتوبماه رمضان اورا فرمان کرد که خواهر خودرا با دیگری عقد مزاوجت بریست نزد محمد عمر خان نفرستد و او باندیشه اینکه محمد عمر خان با بانوی مشکوی حرم محترم عقیت توام شهزاده سیر و سپا در سردار حبیب الله خان نسبت برادری دارد مبادا روزی بخت فیروزش یاوری نموده شهرودی یابد و باوی بدی و خصمی آغازد پس او را با دو تن خواهر دیگرش در پایان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 1008. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/1008 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/1008
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record